تبلیغات
مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری - یک کاروان تا آسمان آرام می رفت. اربعین
مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود* او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت

یک کاروان تا آسمان آرام می رفت

دل خسته و دامن کشان آرام می رفت

رو سوی کوی دلبران آرام می رفت

بشکسته بال و نیمه جان ترام می رفت

آرام می رفت و ز جانش آه می ریخت

با هر قدم صد ناله ی جانکاه می ریخت

این کاروان از غربت و غم ها خبر داشت

همچون پرستو خون به روی بال و پر داشت

زخمی عمیق از داغ هایی بر جگر داشت

می رفت و سوی خاطرات خود نظر داشت

از خاطرات جانگدازش یاد می کرد

می سوخت چون شمع و ز جان فریاد می کرد

وقت مرور خاطراتی بی شمار است

دل ها خزان و دیده ها ابر بهار است

هر یاس که دلْ تنگ یک لاله عذار است

از هجر رخسار کل خود بی قرار است

هر یاس نیلی زیر لب آرام می گفت

ای وای از آلاله ای که بر زمین خفت

این قافله می رفت اما با خدا بود

از نای دلْ سوزانِ نای نینوا بود

آرام می رفت و چه مدهوش از بلا بود

ناگاه دید آن دم میان کربلا بود

نزدیک این دشت از جنون لبریز آمد

چون برگ ریزان ریخت و پاییز آمد

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : اربعین، اسارت، زینب، شهادت امام حسین، صفر، محرم،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

با سلام:
به فضل خداوند منان و لطف اهلبیت علیهم السلام اشعاری را گردآوری میکنیم تا در رونق جلسات ائمه اطهار سلام الله علیهم به اندازه ذره ای سهیم باشیم.
ان شاءالله
مدیر وبلاگ : محمد اثنی عشری
مطالب اخیر
نظرسنجی
با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
احادیث ****** سخن بزرگان *****