مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود* او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت

فرق دارد جلوه اش در ظاهر و معنا حرم

گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم

کل معصومین معز المؤمنین در عالم اند

قبرشان قبله است حالا بی حرم یا با حرم

یک حرم در زینبیه یک حرم در شهر قم

یک طرف زائر فراوان یک طرف تنها حرم

مرتضی و فاطمه از هر نظر مثل هم اند

هست تنها فرق بین حیدر و زهرا حرم

اوج غربت در کدامین داغ معنا می شود

اینکه شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟

فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگ قبر

خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم

شادی واهی کنید امروز را وهابیون

چون که میسازیم با قتل شما، فردا حرم

در مدینه کاخ ها با خاک یکسان می شوند

بعد از آن از دور چون دُر می شود پیدا حرم

گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست

داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم

یک سوی زینب حرم یک سوی دیگر قتلگاه

پیر شد در رفت و آمد های مقتل تا حرم

ناله میزد مادری با اشک واویلا حسین

ناله میزد خواهری با اشک واویلا حرم

علی ذوالقدر





نوع مطلب :
برچسب ها : شوال، ائمه بقیع، امام حسین، تخریب بقیع،
لینک های مرتبط :

آمدم درمانده و تنها، جوابم را بده

جان بی بی حضرت زهرا، جوابم را بده

من که می دانم چه کردم این همه رسوا شدم

روسیاهم ای خدا اما جوابم را بده

بر نگردان روی خود را از غلام خسته ات

یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده

تو نخواهی این همه شب زنده داری را چه سود؟!

تا دل من هم شود احیا جوابم را بده

دست خالی رد نکن من را زکویت ای کریم

بی نوایم، سائلم، آقا جوابم را بده

گرچه عمری شد سیه پرونده ی اعمال من

بر سخایت بسته ام دل را، جوابم را بده

رو مگردان این قدر از این زمین خورده، بس است

یا بزن من را و رد کن یا جوابم را بده

**

"گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد"

ای عموی خیمه ها، سقا جوابم را بده

دختری با گریه در کنج خرابه ناله زد

ای فدایت دخترت، بابا جوابم را بده

فائزه سادات معززی





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه رمضان، وداع با ماه رمضان، شب قدر، ماه محرم، سوم محرم، حضرت رقیه، شهادت حضرت رقیه،
لینک های مرتبط :

خلاصه رفت علی و دوباره زینب ماند

به آسمان حسینش ستاره زینب ماند

گذشت آن شب تدفین گذشت آن جا که
به اشکهای حسن در نظاره زینب ماند

یتیم شد حسن و شد غریب تر ، اما
برای تشت و غم بی شماره زینب ماند

اگرچه فاطمه رفت و اگرچه حیدر رفت
برای بوسه به رگ های پاره زینب ماند

نشست شمر و میامد دوان دوان خواهر
همین که کرد برادر اشاره زینب ماند

گرفت شعله به دامان دختری تنها
بدون یافتن راه چاره زینب ماند

علی کجاست ببیند که یکه و تنها
میان حمله ی چندین سواره زینب ماند

تنی به زیر قدمهای این و آن چون رفت
کنار دختر بی گوشواره زینب ماند

تمام دلخوشی زینبش سر نیزه
خلاصه رفت حسین و دوباره زینب ماند

سید حجت بحرالعلومی





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه رمضان، شب قدر، شهادت حضرت علی، حضرت زینب، محرم، وفات حضرت زینب،
لینک های مرتبط :

برهر که با ایمان شده مادر شمایی

از هر زنی بهر نبی بهتر شمایی

زهرا تو را مادر صدایت کرده مادر

نور خدا بر تو عنایت کرده مادر

بر این جهان و سیم و زرها دل نبستی

تو پای دین ، از کل این ثروت گسستی

هم سن احمد بوده ای در وصلت عشق

مادر نشان دادی شما آن عزت عشق

ای برترین بانوی احمد یا خدیجه

آرامش جان محمد یا خدیجه

عشق علی در سینه داری با وقاری

در پای حیدر جان خود را میگذاری

زهرا همیشه عاشق نام تو بوده

دل دفتری بهر ولای تو گشوده

مادر برای مومنان تنها شمایی

بهر تمام مومنان مشکل گشایی

ای یار پیغمبر مدد کن یا خدیجه

عشق دلم را بی عدد کن یا خدیجه

مادر بزرگ حضرت زینب شمایی

سری ز اسرار همین مکتب شمایی

تو مادر زهرای اطهر در زمینی

تنها شما در شان اُمُ المومنینی

عبدِ کریم





نوع مطلب :
برچسب ها : دهم رمضان، وفات حضرت خدیجه، مدح حضرت خدیجه، رمضان، ام المومنین،
لینک های مرتبط :

نامش برای حلقه‌ی خاتم نگین است

آن شیرزن که بانی بنیان دین است

نازل شده «کوثر» میان رحل دستش

دامان او «ام‌ابیها» آفرین است

«طوبی» میان چادر او ریشه دارد

«ریحانه»‌اش عرش برینی در زمین است

زن‌های مکه در خور شأنش نبودند

وقتی که تنها با ملائک همنشین است

«السّابقون السّابقون» یعنی کسی که

در بین زن‌های مسلمان اولین است

آنکه برای یاری دست پیمبر

مثل علی دست خدا در آستین است

او کیست؟ غیر از حضرت بانو «خدیجه»

تنها زنی که نامش «اُمُّ‌الْمُؤمِنین» است

رضا قاسمی






نوع مطلب :
برچسب ها : رمضان، دهم رمضان، وفات حضرت خدیجه، مدح حضرت خدیجه، ام المومنین،
لینک های مرتبط :

کاش با دیدار تو قـدری سبکتر می شدم

کاش با تو زائر شش گوشِ دلبر می شدم

کربلا پای رکاب تو صـفا دارد بیـا
کاش با تو شاهد ایوانِ حیدر می شدم

کاظمین و سامرا رویای من بوده ولی...
کاش در سرداب با وصلِ تو پرپر می شدم

روضه یِ سقـّا که خواندم شک ندارم آمدی
کاش با تو روضه خوانِ آب آور می شدم

رو به سوی تو وضویی ساختم در علقمه
کاش در این نافله همراه سرور می شدم

زائر شاه کـَرم دیده به پرچـم دوخته
کاش پای بیرقت خصمِ ستمگر می شدم

وعده یِ ما کفُّ العباس عمویت تشنه لب
کاش قدری مثل این ساقی لشکر می شدم


حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : شعبان، محرم، عاشورا، تاسوعا، امام زمان، شب جمعه، شب قدر،
لینک های مرتبط :

وَاسْمَعْ دعایی، با تو در دل حرفها مانده

وَاسْمَعْ ندایی، که صدایم بی صدا مانده

اَقْبِل به من حالا که اقبالی برایم نیست

در حنجرم وقتی که بغض ربنا مانده

دارم فراری می شوم از خود به سوی تو

در کشتی این ناخدا تنها خدا مانده

ناجی تویی راجی منم در دست های من

بی ربنا هایم فقط مشتی هوا مانده

وقتی که محرومم کنی روزی نخواهم خورد

باید بگیری دست من را که رها مانده

پوشانده ای امروز در دنیا عیوبم را

اما فَلا تَفْضَحْنیِ روز جزا مانده

از تو اگر دورم ولی نزدیک شد مرگم

در کوله ام تنها الهی قَدْ دَنا مانده

شعبان به پایان آمد و روی لبان من

وای من از فریاد لَمْ تَغْفِر لها مانده

خوبی تو آمال من را بیشتر کرده است

مِنْکَ رَجائی از وَلا تَقْطَع به جا مانده

لَمْ تَهْدِنی؟ می خواستی رسوا اگر باشم

لم تَهْدِنی؟ وقتی دلیل کربلا مانده

یک عمر قَدْ اَفْنَیْتُ عُمری بی حضور تو

پس فَاقْبَل عُذری که‌دلیل روضه ها مانده

جرم زیادم پیش عفو تو چه ناچیز و

تازه عنایات علی موسی الرضا مانده

بین جهنم هم تورا فریاد خواهم زد

تاثیر اشک شوق در قاموس ما مانده

تنها محبت راه ترک معصیت گشته

با دوستت دارم جهانی روی پا مانده

مهدی رحیمی





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، شب جمعه، محرم، امام حسین، امام زمان، امام رضا،
لینک های مرتبط :

زندگی کردم که شاید آبرو پیدا کنم اما نشد

توبه کردم باتو باشم روز و شب ای وای من آقا نشد

در جوانی گرد غفلت را ببین آقا چه آورده سرم
بر دلم نام حسین ابن علی بردم ولی احیا نشد

معرفت را هر زمان، اَرزانی ما میکنی بی حد مرز
من نمیدانم چرا مهرت در این دل، لحظه ای هم جا نشد

در نیایش های تنهایی خود هم نامی از ما را ببر
من تلاشم را نمودم در دلت جاشم ولی... اما نشد!!!

این دلم را مطمئنا کربلا دستی به رویش میکشد
در نمازم یک زیارت من طلب کردم ز او، گویا نشد!!!

پر زدم از روی بام خانه، آقا، تا تو را پیدا کنم
مقصدم جایی به جز گنبد طلای حضرت سقا نشد

بهنام واحدی





نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان، مناجات با امام زمان، شب جمعه، ماه رمضان، شعبان، محرم،
لینک های مرتبط :

مربع ترکیب بند ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام


وقت دعا ، وقت فرج ، وقت گدایی است

حال و هوایم باز امشب کربلایی است

آمد همان که خلق و خویش مصطفایی است

آمد همان که عادتش مشکل گشایی است

عالم شده محو مقام ام لیلا

امشب حسین دیگری را دید دنیا

امشب خدا درد دو عالم را دوا کرد

درهای رحمت را به روی خلق وا کرد

لطفی به دست خالی هر بی نوا کرد

این خانواده باز غوغایی به پا کرد

حالا دوباره مصطفی دارد مدینه

جور دگر قرب و بها دارد مدینه

از عالم بالا رسید امشب مدد ها

کامل شده جمع تمام سرو قدها

آمد علیِ اکبر نسل اسد ها

رفتند بدخواهان همه زیر لحد ها

راه علی شد تا قیامت جاودانه

آمد ابالفضلی ترین مرد زمانه

تو نور چشم خامس آل عبایی

هم فاطمه هم مرتضی هم مصطفایی

سرباز گردان عمویت مجتبایی

شاگرد سقای دلیر کربلایی

ای باعث دلگرمی هر سه امامت

مانند زهرایی فدائی ولایت

تو تا ابد داری هوای زینبیه

دلواپسی از ماجرای زینبیه

فرمانده رزمنده های زینبیه

ما را مهیا کن برای زینبیه

ما را فدای این حریم و آستان کن

سربازهای لشکر صاحب زمان کن

ما نوکر ارباب و تو ارباب زاده

تو داده ای بر نسل ما درس اراده

از هر جهت هستی در عالم فوق العاده

از تو گریزان دشمن این خانواده

دنیا نبیند تا ابد چون تو جوانی

در اوج هیبت مهربان مهربانی

هر کس که آقا نذر تو کرده جوانی

هر کس که دارد زندگیش از تو نشانی

هر که به غیر تو ندارد قهرمانی

یک روز می گردد شهید آسمانی

ای قبله آمال مردان شهادت

بوی تو را دارد شلمچه تا قیامت

شاعر: محمد حسین رحیمیان





نوع مطلب :
برچسب ها : یازدهم شعبان، شعبان، محرم، مدح حضرت علی اکبر، علی اکبر، ولادت حضرت علی اکبر،
لینک های مرتبط :

قُنداقه را حسین گرفت و نگاه کرد

اینگونه آفتاب تبسم به ماه کرد

با خنده ی پیمبری اش از همان نخست

حال حسین را علی اش رو به راه کرد

هرکس که دیدش و صلواتی نکرد نذر

در باب احتجاج خودش اشتباه کرد

هرکس که بی وضو بغلش کرد بی گمان

مانند لمس کردن قرآن گناه کرد

با یک نگاه دشمن خود را در اوج رزم

هر قدْر کوه بود مُبَدَل به کاه کرد

مردان جنگجوی عرب را بدون جنگ

پلکی به هم رسانده و خلع سلاح کرد

قبل از ورود شمر به گودال در وداع

روز حسین را علی اکبر سیاه کرد

برگشت با بهانه ی لب تشنگی ولی

در اصل شاهزاده تَرَحُم به شاه کرد

برگشت قطعه قطعه علی اکبر این چنین

یک دشت را برای تنش بارگاه کرد

*

تو آمدی علی بشود حاصل حسین

باشد سه جور آینه در منزل حسین

تلفیقی از نبوت محض وامامتی

ای شامل پیمبر و ای شامل حسین

آن سان که خلق گشت حسین از گِل علی

آمد پدید با تو علی از گِل حسین

تو آمدی که نام تو مشکل گشا شود

عشق به تو ولی بشود مشکل حسین

از بس که دوست داشت تورا٬ در مقام عشق

جان تو گشت هدیه ی ناقابل حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلاست

آنجا که پیکر تو شود ساحل حسین

قدِّ تو را وموی تو را و رخ تورا

هرکس که دید گفت امان از دل حسین

با هر تبسمت٬ نفست٬ راه رفتنت

قبل از سنان خودت شده ای قاتل حسین

بالای پیکر تو خودش را بروز داد

در های های گریه غم کامل حسین

از خیمه تا کنار تن قطعه قطعه ات

قدّش خمیده گشت در این فاصله حسین

بعد از تو خاک بر سر دنیا که می رود

بر روی نیزه ها سر یک قافله حسین

بعد از تو روبرو بشود تا صلات ظهر

با شمر وخولی و انس و حرمله حسین

*

برای گفتن از تو سخن نمی ماند

که روضه ات به دل انجمن نمی ماند

چه کرده است به اعضای دَرهَمَت شمشیر

که بر سیاهی زلفت شکن نمی ماند

علی نماند اگر از حسین٬ قاسم هم

به احتمال قوی از حسن نمی ماند

چنان میان تن دشت ارباً اربایی

که بر تنت اثر پیرهن نمی ماند

برای روضه شناسان اشاره ای کافی ست

تن تو آه میان کفن نمی ماند

مؤذنی که بگوید علی ولی الله

مُسَلَم است برایش دهن نمی ماند

میان این همه شمشیر ونیزه معلوم است

که عضو سالمی از این بدن نمی ماند

شاعر : مهدی رحیمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روزی هـزار مرتبه شکرِخدا کـم است

شکرِ خدا که سینه پُر از مهرِ خاتم است

پیغمبـری که معنی سِلـمِ مُسَلّم است

فُلک وُفَلک فقط به همین شرط محکم است

محکم شده ستونِ زمین وُ زمان اگر....

دارد هوایِ عشقِ تو وُ مرتضی به سَر

زیباترین تَبَـلوُرِ ذاتِ خدا تویی

آئـینه یِ تمـام قَـدِ انبیاء تویی

ختم رُسُل حقیقت وُ روحِ دعا تویی

مکّه تویی مدینه تویی کربلا تویی

سردارِ کائِناتی وُ سر چشمه یِ حیات

الگویِ بندگـی خـدا اِهدناَ الصّراط

تا روزِ حَشر زحـمتِ ما گردنِ شماست

دنیا وُ دینِ ما به خدا عشقِ مصطفاست

تو کیستی مگر که مُـریدِ تو مرتضاست

عیدیِ جشنِ مَبعثِـتان حکم کربلاست

بُگـْذار رویِ شـانه یِ ما رایةُ الحسین

ما را بِـبَر تو از حرمت جَنـّةُ الحسین

دینِ خدایِ عَزَّوَجَل زیرِ دِیـْنِ توست

این ضربه هایِ قلبِ من از شور وُ شینِ توست

میزان علـیست فاتحِ بدر وُ حُنینِ توست

محشر تمامِ عرش به دستِ حسین توست

مِهر تو وُ حسینِ شما دینِ ما شده

ندبه سرودِ صحنِ تو وُ کربلا شده

حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه رجب، مدح پیامبر، عید مبعث،
لینک های مرتبط :

گفتم بهار می رسد و می رسم به یار

آمد بهار و سَر نشد ایّامِ انتـظار

جان برلَبم رسیده و یارم نیامده

ای چشمِ تر به حال نَزارمْ بِبار زار

سال گذشته توشه یِ خوبی نداشتم

بر روی شانه ام شده تنها گناهْ بار

از حال وُ روزِ عاشق آلوده ات نپرس

بیچاره کرده است مرا دردِ اضطرار

با یک نگاه درد مرا می کنی دَوا

تنها گـُلم تو می رسی و می رسد بهار

آقا دلم شکسته بیا روضه ای بخوان

سر روی نیزه شد سرِ بازار سنگسار

پیش دو چشم عمّه یِ سادات می زدند

از روی بام سنگ به سرهای نِیْ سوار

حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : جمعه، ندبه ، مدح امام زمان، پایان سال، شروع سال جدید،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

اگر که گل رود از باغ ، باغبان چه کند ؟

وگر خزان برسد ، با غم نهان چه کند ؟

اگر که غنچه شود پرپر از غمش بلبل

نسوزد و نکند ناله و فغان چه کند ؟

زنی که یک پسر از دولت جهان دارد

به روز واقعه با ماتم جوان چه کند ؟

اگر که با غم او سازد و کنار آید

به دشت خاطره با قد کمان چه کند ؟

شنیده ام که زنی در کرببلا می گفت

پس از تو مادر رنجور و ناتوان چه کند ؟

عصای دست پدر بودی و شکستی حیف

پس از تو مانده که با داغ بی امان چه کند ؟

غم و غریبی و غربت کنار ، خون خدا

میان هلهله با خنجر زبان چه کند ؟

تو قطعه قطعه تر از لفظ اربا اربایی

برای شرح غمت مانده روضه خوان چه کند ؟

صریح سرخ سرت را چنین به خون آلود

به نیزه می برد اینگونه نیزه بان چه کند ؟

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات ، محرم، حضرت علی اکبر، داغ جوان، مجلس جوان، هشتم محرم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

حق است قصه مرگ، رحمی به ما ندارد

محکوم بر فنائیم، انسان بقا ندارد

لبخند دلبران را، سیم و زرِ جهان را

بُگذار و بُگذر ای دوست، دنیا وفا ندارد

پیمانه چون سر آید، جان از بدن بر آید

تقدیر این چنین است، چون و چرا ندارد

تلخ است جان سپردن، سخت است وقت مُردن

پیک اجل چو آید، از تو اِبا ندارد

جسمت خوراک مور است، پایان راه گور است

این کالبد به جز قبر، در خاک جا ندارد

صحبت زیاد گفتی، زیر لحد چو خفتی

جز حرف حق در آنجا، چیزی بها ندارد

آن دو مَلک چو آیند، با تو سخن نمایند

نای تو آندم از ترس، دیگر نوا ندارد

بحث و کتاب حق است، یوم الحساب حق است

وای از کسی که عمرش، غیر از خطا ندارد

صاحب مقام و درویش ، هر کس که رفته با خویش

جز یک کفن نبرده، شاه و گدا ندارد

هر کس که در وطن رفت، پیچیده در کفن رفت

اما عزیز زهرا ، جز بوریا ندارد

عشق است روز آخر، پایینِ پای بی سر

عاشق مزار غیر از، کرببلا ندارد

امّید بر شفاعت، در صحنه قیامت

شیعه به جز اباالفضل، مشگل گشا ندارد

محمدقاجار





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات، مجلس ختم، مجلس مادر، مجلس پدر، چهلم، مجلس جوان،
لینک های مرتبط :

سوز مناجات تو پر کرده زمان را

آتش زده داغت دل هفت آسمان را

هرشب دعاگوی تمام خلق هستی

نفرین نکردی دشمن نامهربان را

بغضی نشسته در گلویت مثل حیدر

داری بخاطر درد خار و استخوان را

دربند هستی شیعیان آزاد باشند

زیرشکنجه میکشی بار گران را

شمع وجودت ذره ذره می شود آب

داری تحمل میکنی زخم زبان را

روح تو را دشنام ها آزرده کرده

فکری بکن مأمور های بددهان را

وا کرده پای ابن شاهک را به زندان

نفسی که تا گودال برده ساربان را

شکر خدا فردا نمی بیند عزیزت

روی لبان خشک تو خون روان را

دختر ندارد طاقت اینکه ببیند

هر صبح و شب بی حرمتی این و آن را

چشم حرامی سوی ناموست نیفتد

هرگز نبیند خنده ی شمر و سنان را

یا که زبانم لال در بین اجانب...

حتی نبیند سایه ی نامحرمان را!!

بر سینه ی تو رد پای چکمه ای نیست

از تو نمیگیرد سنان تاب و توان را

دیروز اما مرکب دشمن در آورد

زیر و بم تلخ صدای استخوان را

زخم لبان چاک چاکت یادت آورد

بزم شراب و ضربه های خیزران را

اصلا حسین کنج زندانی و با خود

کنج خرابه میبری مرثیه خوان را

بر روی نیزه هم شده برگرد امشب

آرام کن با خنده ای معصومه جان را

وحید کردلو





نوع مطلب :
برچسب ها : امام کاظم، شهادت موسی بن جعفر، شهادت امام کاظم، موسی بن جعفر، مدح موسی بن جعفر، رجب،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

زینب که بود ؟ واژه برایش نیامده

زینب که هست ؟ وقت ادایش نیامده

زینب چه کرد کار فقط کار مرتضاست

زینب چه گفت خطبه به پایش نیامده

زینب نه بلکه شیر اُحُد بانگ میزند

آری صدا شبیهِ صدایش نیامده

زینب چه داشت آنچه که زهرا ظهور داد

زینب چه خواست آه رسایش نیامده

تفسیری از حماسه‌ی شامش نگفته‌اند

شرحی برای کرببلایش نیامده

از خواهش حسین گرفتیم تا ابد

دستی به روی دستّ دعایش نیامده

عالم تمام حیرت محض است پیشِ او

چون او کسی به پیش خدایش نیامده

بویِ حسین داشت تمامیِ دستهاش

رنگی شبیهِ رنگِ حنایش نیامده

زینب شناسی است قیامِ امامِ عصر

باید به سوز گفت که جایش نیامده

در بِینِ روضه گریه‌ی عباس را ببین

باور مکن برای عزایش نیامده

پیراهن حسین در آغوش دارد و

با گریه گفت حیف عبایش نیامده

اُمِ‌وَهَب نشسته پَرَش را گرفته است

بالاسرش رُباب سرش را گرفته است

در فکرِ آب مانده و سایه نمی‌رود

در آفتاب مانده و سایه نمی‌رود

در آفتابِ شام کباب است رویِ او

حالا شبیهِ روی رُباب است رویِ او

حالا کنارِ او که رُباب است بچه نیست

حالا که کوزه‌ها پُر آب است بچه نیست

این لحظه‌های آخر و او رو به کربلاست

او رو به قبله است بگو رو به کربلاست

عباس تا که بود کسی سایه‌اش ندید

سی سال قامتش زن همسایه‌اش ندید

عباس را که داشت به محمل حجاب بود

گهواره‌ای کنارِ عروسش رُباب بود

عباس اگر که بود در آتش نمی‌دوید

با دختری کبود در آتش نمی‌دوید

خانم به نیزه زلف پریشان ندیده بود

بر رویِ ناقه محملِ عُریان ندیده بود

افسوس سایه‌ها سرِ خواهر نیامدند

از شش برادرش یکی از در نیامدند

یادش نرفته بغضِ پریشانی‌اش شکست

سر را که دید گوشه‌ی پیشانی‌اش شکست

یادش نرفته نوبتِ تزئینِ شهر بود

خانم سه روز معطل آذینِ شهر بود

اینجا شراب پُر شده در کاسه‌ها چرا

اینجا پُر است از همه رقاصه‌ها چرا

ای کاش سر به طشتِ طلایش نمی‌رسید

این ضربه‌هایِ چوب صدایش نمی‌رسید

در پیشِ عمه دخترکی ناتوان شکست

آنقدر زد که آخر سر خیزران شکست





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، وفات حضرت زینب، مدح حضرت زینب، محرم، عاشورا،
لینک های مرتبط :

اهل دل را شد نصیب از لطف جانان، اعتکاف

فیض حق باشد برای هر مسلمان، اعتکاف

می‌برد از دل غبار جرم و عصیان، اعتکاف

می‌دهد پیوند، جانت را به ایمان، اعتکاف

جستجو کن گوهر گنجینهٔ اخلاص را

تا بیابی در حضور دوست، لطف خاص را

جرعه‌ای تسلیم از پیمانهٔ ایمان بنوش

چند روزی از پی کسب رضای حق بکوش

فارغ از تزویرِ نفسِ خودپسند خودفروش

چون گلاب از شعلهٔ شوق عبادت‌ها بجوش

معتکف شو در سرای دوست تا مهمان شوی

بندهٔ حق باش تا آسوده از شیطان شوی

هم‌صدا شو با مَلَک تا نغمه‌پردازت کنند

با خدا دم‌ساز شو تا از خودی بازت کنند

بال و پر بگشا که تا مرهون پروازت کنند

تا کلیم‌آسا مقیم کوی اعجازت کنند

چند روزی پا به دامان پیچ در میعاد دوست

معتکف شو در حریم بندگی با یاد دوست

بی‌عبادت مشعل ایمان ندارد روشنی

سر بِنِه بر خاک و از سر کن برون، ما و منی

تا برآیی از حصار فتنهٔ اهریمنی

تا بشویی از دل آیینه رنگ دشمنی

معتکف شو در طریق بندگی فرزانه شو

خانه را بگذار و خاک کوی صاحبْ‌خانه شو...

شاعر:جعفر رسول زاده





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، ایام البیض، اعتکاف،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

گفتیم هر زمان همه جا مرتضی علی

ذاکر شدیم ذکر تو را مرتضی علی

از مدح تو همیشه قلم شرم می کند

ای قدّ شعر پیش تو تا مرتضی علی

اخلاص و موُمنون و زمر؛حمد وکافرون

یاسین و عادیّات و سبا، مرتضی علی

تفسیر تو به دست کسی پا نداده است

شان وجود "نقطه ی با" مرتضی علی

معراج هم نبی به تماشای تو رسید

یعنی صعود کرده الی... مرتضی علی

اعجاز تو همین که چهل جا به یک زمان

دیده شدی تو چشم خدا- مرتضی علی

ما سائل صفات جلالیّه ی توایم

یا مظهر العجائب و یا مرتضی علی

گفتی:"فمن یمت یرنی" پس زمان مرگ

فریاد می زنم که بیا !!! مرتضی علی

محمدحسن بیات لو





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، سیزده رجب، مدح امیرالمومنین، مدح امام علی، شب قدر، رمضان،
لینک های مرتبط :

ای کعبه! داری یک جهان جان در بر امشب

الحق که از هر شب شدی زیباتر امشب

آغوش جان را بـاز کن جانـانـه آمـد

هنگام قربانی است، صاحب خانه آمـد

جبریل را از بـهر دربـانی بیـاور

ماننـد اسماعیل قربـانی بیـاور

ای کعبه! حقِّ صاحب خود را ادا کن

حجاج را در مقدم مولا فـدا کن

خیل ملائک کعبه را در بر گرفتند

بت ها به کعبه ذکر یا حیدر گرفتند

حِجر و حَجر، رکن عراقی، رکن شامی

گویند مـولا مقدمت بـادا گرامی

زمزم، به اشک شوق، جان را شستشو ده

هر چار رکن کعبه را با هم وضو ده

مکه تجلی گاه داور گشته امشب

کعبه گریبان چاک حیدر گشته امشب

ای کعبه بنگر وجه الله الصمد را

آغوش بگشا، بار ده، بنت اسد را

تاریخ می گوید علی مولود کعبه است

مولود کعبه نه، بگو موعود کعبه است

او پیشتر از کعبه بوده نکته این است

پس کعبه مولود امیرالمومنین است

مکه بـه توفیق ولایت محترم شد

امشب حرم از مقدم مولا حرم شد

سرّی است در این خانه باید لب فرو بست

حتی حرم این راز پنهان را ندیده‌ست

از چار رکن کعبه پرسیدم علی کیست

گفتند بـا حیرت خدا هست و خدا نیست

حجر و صفا و مروه و زمزم نـدانست

از بیت کردم این سؤال، او هم ندانست

تصویـر حسن غیب در آیینۀ اوست

قرآن نازل نـاشده در سینۀ اوست

از اول خلقت علی مشکل گشا بود

عالم نبود و آن جمال دلگشا بـود

او از خدا حکم دو عالم را گرفته

او در تکامل دست آدم را گرفته

خورشید، اسرار درون را با علی گفت

پیش از درخشیدن همانا «یا علی» گفت

پیغمبران هم با علی بودند و هستند

پیش از نبوت با خدا این عهد بستند

جبریل ذکر «لافتی الاعلی» گفت

حتّی محمّد هم به خیبر یا علی گفت

حکم از خدا بود و قلم دست علی بود

در فتح خیبر هم علم دست علی بود

اوصاف حیدر را نماید کس چگونه؟

جان محمد را ستاید کس چگونه؟

خلقت کجا داند کجا داند علی کیست؟

تنها خدا داند خدا داند علی کیست

این کفر نبوَد، تا خدا دارد خدایی

با دست حیدر می کند مشکل گشایی

آنانکه از میزان حق، حق را ربودند

والله خاک کفش قنبر هم نبـودنـد

کی فتح کرده بدر و احزاب و احد را؟

کی کشته با یک ضربه عمرو عبدود را؟

کی در شب معراج با احمد نشسته؟

کی بر سر دوش محمد بت شکسته؟

کی کرده در میلاد، قرآن را قرائت؟

کی خوانده بـر کفار آیات بـرائت؟

کی جز علی نفس پیمبر شد؟ بگویید

آیینۀ زهرای اطـهر شد؟ بـگویید

کی در اخوت شد برادر بـا محمّد؟

کی غیر حیدر شد برابر بـا محمّد؟

کی بهر حفظ جان احمد ترک جان گفت؟

کی جان به کف بگرفت و جای مصطفی خفت؟

کی یک تنه ره بست بر خیل عدو تنگ؟

کی بر بدن آمد نود زخمش به یک جنگ؟

کی جز علی بر خصم خود شمشیر بخشید؟

کی جز علی یک شب چهل منزل درخشید؟

کی مثل حیدر جوشن بی پشت پوشید؟

کی در تمام جنگ‌ها چون او خروشید؟

کی جز علی از اشک طفلی داشت پروا؟

کی غیر حیدر با محمد کرده نجوا؟

ای اهل عالم آیۀ اکمال دین چیست؟

این «لافتی الاعلی» درباره کیست؟

آن کس‌که خواندش خواجۀ کل،«کلّ دین» کیست؟

میزان حق غیر از امیرالمومنین کیست؟

ای تیغ حق از«بدر» تا «صفین» حیدر!

نفس محمد یـا ابـوالسبطین حیدر!

شیر خدا و شیر پیغمبر تـویی تـو

حیدر تویی، حیدر تویی، حیدر تویی تو

تو مصطفی را مهری و قهری علی جان

او شهر علم و تو درِ شهری علی جان

این شهر غیر از تو در دیگر ندارد

اسلام جز تو یا علی حیدر ندارد

تو پای تا سر رحمۀٌ للعالمینی

هم جان شیرین نبی، هم جانشینی

من کیستم یک قطرۀ ناچیزِ ناچیز

کز بحر جودت گشته‌ام لبریزِ لبریز

بی تو خدا را بندگی کردم؟ نکردم

جز با ولایت زندگی کردم؟ نکردم

تـابید از اول در دلم نـور هدایت

هرگز نخواندم یک نماز بی ولایت

یک باغ گل دارم، اگر خارم علی جان

هر کس که هستم دوستت دارم علی جان

لطف غیورت کی مرا وا می‌گـذارد؟

کی در جهنم دوستت پا می‌گـذارد؟

دوزخ که جای دوستان مرتضی نیست!

آخر جهنم را مگر شرم و حیا نیست؟!

حتی اگر در قعر دوزخ پـا گـذارم

از شعله‌های خشم آن بـاکی نـدارم

با این سخن داد از درون دل بـرآرم

آتش مسوزان! من علی را دوست دارم

"میثم"همین است و همین است وجزاین نیست

دین جـز تـولای امیرالمومنین نیست





نوع مطلب :
برچسب ها : سیزده رجب، مدح امیرالمومنین، مدح امام علی، ولادت امام علی، ولادت امیرالمومنین، رجب، شب قدر،
لینک های مرتبط :

جانم علی جانم علی، ای جان جانانم علی

جانم علی روحم علی، سرّم علی کویم علی

این دل به قربان علی، ای لا فتی الاّ علی

نورم علی، سورم علی، شمع شب تارم علی

فکرم علی، ذکرم علی، دارم به لب نامش جَلی

عشقم علی، شورم علی، مهرم علی، جودم علی

لفظم علی، حرفم علی، نور دوچشمانم علی

ای ماه تابانم علی، ای عشق سوزانم علی

ای شمع بستانم علی، ای نور چشمانم علی

ای مه تو در نزد علی، نتوانی از خود دم زنی

زیرا ز انوار علی گشته وجودت مُنجلی

ای دل بیاموز از علی، رسم وفاداری، ولی

نتوان شدن چون او، یَلی در روزگاران دَنی

نی در نیستانی علی، گل در گلستانی علی

می در میستانی علی، شمع شبستانی علی

نجوای نخلستان علی، غوغای دشتستان علی

آوای مظلومان علی، ماه غریبستان علی

پیمان علی، میزان علی، نور علی، ایمان علی

داماد پیغمبر علی، آن ساقی کوثر علی

لیلی، تو از عشق علی داری به لب ذکر علی

ای نورََُ عینی یا علی، نفسی فداک یا علی





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، مدح امیرالمومنین، مدح امام علی، شب قدر، سیزده رجب،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 8 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

سرنوشت ما گره خورده به گیسوی علی

از ازل چرخانده دل ها را خدا ، سوی علی

او مع الحق گفت و از آن روز ما را می‌کُشند

دار ما خرما فروشان حلقه ی موی علی

مانده‌ ام احمد پیمبر بود یا عطار عشق

بس که سلمان ها ، مسلمان کرد با بوی علی

گر می‌ اندیشی نماز و روزه‌ ات را می‌ خرند

ای برادر ! این تو و این هم ترازوی علی

بیشتر از برق دَم‌ های دو سوی ذوالفقار

دوستان را کشته خَم‌ های دو ابروی علی

هر که دل خوش کرده در عالم به نام دیگری

یا علی نشنیده است از سوی بانوی علی

آری آداب خودش را دارد اینجا عاشقی

ما و خاک کوی قنبر ، قنبر و روی علی

شاعر:قاسم صرافان





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، سیزده رجب، ولادت امام علی، ولادت امیرالمومنین، رمضان، شب قدر،
لینک های مرتبط :

امشب دلم لبریز احساسی جدید است

آقا غلامت در دو عالم روسفید است

ذکر قنوتم یا جواد ٱلاجودین شد

دادی مرادم را اگر این دل مرید است

انداختم حرز تو را بر گردن خود

عشق تو در نزدیکی ِ حبلُ ٱلورید است

نقش نگینت بود نِعمَ ٱلقادرَ ٱللّه

این افتخار ِ سنگ زیبای حدید است

دستان پر مهرت مرا محتاج کرده

با دست خالی رد کنی؟! از تو بعید است

ذریّهٔ دردانهٔ سلطان طوسی

گفتیم در وصفت: شهید إبن شهید است

باب ٱلجواد مشهدم را دوست دارم

آنجا برای قفل حاجاتم کلید است

مولای گندمگون؛ نقاب از چهره بردار

نه! برنداری! چشم بعضی ها پلید است

از علم بی حدّ تو مأمون غرق حیرت

در محضرت علّامه از خود ناامید است

جانم فدای جای جای کاظمینت

نذر تو چندین آیه قرآن مجید است-

یاسین و ٱلرحمن و حمد و قل هوَ ٱللّه

می آیم و هنگامهٔ وعده وعید است

إذن از تو میخواهم مدد از مادر تو

پابوسی ات وٱلله که عید سعید است

خادم فراوان داری اما چند سالی ست

ذکر لبم؛ -ایکاش ما را می خرید- است

تفسیر حُسن عاقبت یعنی همین که؛

پایینِ پایت مرقد شیخ مفید است!

شاعر :مرضیه عاطفی





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، مدح امام جواد، میلاد امام جواد،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 5 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

تا به دنیا آمدی آماده ی پرواز شدی

غنچه ای بودی و چون غنچه ی گل باز شدی

در گلستان و سراپرده ی زیبایی ها

زینت و زیور باغی ز گل ناز شدی

قاصدک بودی و اما به مسیر معشوق

توسن عشق شدی رفتی و تکتاز شدی

کودکی بودی و بر جمله ی پیران طریق

رهنمای حرم و جلوه ی ایجاز شدی

در کرمخانه ی انبوه کریمان جهان

باب حاجات دو صد حاتم و ایّاز شدی

ظاهراً کوچکی اما به زمان پرواز

نه کبوتر که عقابی ، ز پی باز شدی

چون ستاره برِ خورشید تجلّی کردی

بر سر دست پدر مایه ی اعجاز شدی

گوشه چشمی به تو شد از رخ زیبای حسین

محرم راز شدی دلبر طنّاز شدی

در دل خیمه نماندی که پدر تنها بود

تا که سرباز شدی کودک جانباز شدی

رفته ای قافله ی دل ببری همراهت

یا که با محسن شش ماهه تو همراز شدی

خون تو هدیه شد از دست حسین تا به خدا

روی دست پدر آماده ی پرواز شدی

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : مدح علی اصغر، علی اصغر، عاشورا، رجب، ولادت علی اصغر، شب ششم محرم، شهادت علی اصغر،
لینک های مرتبط :

مرا خیال وصالش کشیده در ندبه

دوباره وقت قرارم رسیده در ندبه

کشیده روی سرم دست مهربانش را

همین که قطره ی اشکی چکیده در ندبه

میان زمزمه ی عاشقان یقین دارم

صدای ندبه ی من را شنیده در ندبه

به کار من که نمی آید این دو چشمی که

جمال صاحب خود را ندیده در ندبه

رسیده ام به فرازی که این دل تنگم

به سمت کرب و بلا پر کشیده در ندبه

سلام حضرت ارباب، گفتم و دیدم

که این گدای درش را خریده در ندبه

شاعر: علی علی بیگی





نوع مطلب :
برچسب ها : شعبان، جمعه، مدح امام زمان، امام زمان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

اصلا حواسم نیست که فرصت ندارم

خیلی برای بندگی همت ندارم

اینقدر زیر خاک خوابیده اند مردم

چشمی برای دیدن عبرت ندارم

امروز و فردا می کنم هنگام توبه

حالی برای ترک معصیّت ندارم

ارزان خودم را باختم در دار دنیا

اما حواسم نیست من قیمت ندارم

افتادم اما باز دستم را گرفتی

جایی به جز این خانه من عزت ندارم

وای از شبی که صورتم بر خاک قبر است

چیزی برای خانه ی غربت ندارم

باب نجات شیعه ی زهرا، حسین است

چشم امیدی جز به این رحمت ندارم

وقتی حسین بن علی را دوست دارم

از هیچ چیز دیگری وحشت ندارم

شب های جمعه مادری قامت خمیده

هی بوسه می گیرد ز رگ های بریده

وحید محمدی





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، شعبان، رمضان، شب جمعه، مناجات با خدا، شب قدر،
لینک های مرتبط :

ای وای من ز هول حساب و کتاب قبر

ای وای من ز شدت بیم و عذاب قبر

غم خوردگان حسرت دنیای روی خاک

آری جداست از همه غمها حساب قبر

دلهای سرکشان همه در لرزه آورد

هول قیامتیِّ سؤال و جواب قبر

صدها سخن اگر رود اینجا گزاف نیست

از ضیق و ظلمت لحد و پیچ و تاب قبر

با مست خواب نفس، بگو خوش بخواب چون

گردد نصیب چشم و دلت خاک و خواب قبر

ما را ز سوی خویش مخاطب کند همی

کو گوش دل که باز شود بر خطاب قبر

دیگر اسیر بند شیاطین نمی شود

افتد اگر به جان کسی اضطراب قبر

با این همه به حصن حصین علی درآ

عشق علی است مانع خوف و عتاب قبر

مائیم و دست های توسّل به محضرت

ای نور جاودانگی، ای آفتاب قبر

سید محمد میر هاشمی





نوع مطلب :
برچسب ها : هفتم مادر، مراسم ختم، مراسم تشییع جنازه، چهلمین روز درگذشت پدر، چهلمین روز درگذشت مادر، پندیات،
لینک های مرتبط :

رسیده ماه رجب در سرم هوای مدینه

نوشته اند دوباره مرا گدای مدینه

گرفته است بهانه دلم برای مدینه

فدای چار امام گره گشای مدینه

کبوتر دل من تا بقیع گشته مسافر

سلام مقصد پنجم ! سلام حضرت باقر


نبود این دل ما حیدری، اگر تو نبودی

نبود روزی ما نوکری، اگر تو نبودی

نداشت دین خدا لشکری، اگر تو نبودی

نداشت جسم تشیع سری، اگر تو نبودی

بزرگ و کوچک ما زیر دین راه نجاتت

غلام حیدر و زهرا شدیم با زحماتت


تویی همان که پیمبر رسانده است سلامت

تویی که درک خلایق نمی رسد به مقامت

شبیه زینب کبری، حماسه داشت کلامت

شده است منبر روضه حیات بخش ز نامت

همیشه کرده حدیث تو گرم روضه ما را

نتیجه های تلاش توایم و صادقت آقا


امام پنجم عالم ، امید پنج تنی تو

بزرگ تر ز تمام تصورات منی تو

فدای عزم بلندت ، امام بت شکنی تو

خودت بگو بنویسم حسین یا حسنی تو

تویی که وارث جمع فضائل حسنینی

امام امتی و میوه دل حسنینی


همیشه مثل حسن بود عادت تو کرامت

زبانزد است در عالم همیشه جود و عطایت

بزرگواری و دارد فقیر پیش تو حرمت

و در مرام شما نیست دین به غیر محبت

تو و کرم ، تو و بخشش ، تو و عطای فراوان

همیشه لطف تو آقا شده است شامل مهمان


تویی که حاصل عمرت همه معارف دین است

به زیر پرچمت آقا کسی که سایه نشین است

به دست او رگ خواب همه زمان و زمین است

بقیع بی حرمت هم بهشت اهل یقین است

به رغم خواسته ی منکران اصل ولایت

حرم نداشتنت هم نکرد کم ز مقامت


تو یادگار شهید غروب حادثه هایی

تو در تمامی حالات ، یاد کرببلایی

ز کودکیت تو دلتنگ سیدالشهدایی

تو داغدار امام ِ مُرَمِّلٌ بِدِمایی

چهار سالگی ات را نمی بری دمی از یاد

رقیه بین خرابه جلوی چشم تو جان داد

محمد حسین رحیمیان





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، ولادت امام باقر، امام محمد باقر، مدح امام باقر، مدح امام محمد باقر، میلاد امام باقر،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 اسفند 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

سبک؛ همه جا بروم به بهانه ی تو

تو عصاره یِ عشقِ دل همه ای

تو خلاصه یِ حیدر و فاطمه ای

گل نرگس یوسف زهرایی

تو وصیِ آخر طاهایی

یا ابا صالح مددی مولا ....

دل عاشق ما حرم تو بُوَد

نظر همه بر ، کَرَمِ تو بُوَد

منم آن عبدِ تو غلامِ تو

لب ما شد ذاکر نام تو

یا ابا صالح مددی مولا ...

شده نام قشنگ تو ذکر لبم

به خیال تو طِی شده روز و شبم

همه ی دل ها شده زائر تو

همه غایب از رخ و حاضر تو

یا ابا صالح مددی مولا ...

گِلِ ما زِ مِیِ تو سرشته شده

تو بگو به دلم چه نوشته شده

شده حک نام تو به روی دل

ز عشقت پر گشته سبوی دل

یا ابا صالح مددی مولا ...

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : نیمه شعبان، شعبان، امام زمان، مدح امام زمان،
لینک های مرتبط :

دوباره فاصله افتاد بین ما آقا

دوباره لطف تو و خواهش گدا آقا

ببین که از نفس افتاده ام ز بار گناه

بگیر دست گدای همیشه را آقا

حلال کن که بجز دردسر نبودم من

عطا نمودی و دیدی ز من خطا آقا

سلام من به قنوت نماز نیمه شبت

مرا میان قنوتت دعا نما آقا

بگو شبی تو میان قنوت نافله ات

به جای ما نفسی ذکر ربنا آقا

خودت برای ظهورت بیا دعایی کن

اثر نداشت ز ما ناله ی بیا آقا

رسید سال نو و چشم ما نشد روشن

بر آن جمال پر از جلوه ی خدا آقا

ببین دو چشم مرا یا مقلب الابصار

که تا ببینمت ای یار آشنا آقا

بهار کن دل ما را محول الاحوال

که بی تو رنگ خزان است سینه ها آقا

بیا و درد دل بیقرار و شیدا را

دوباره کن به نگاه خودت دوا آقا

دلم دوباره برای نجف پریشان است

برای هرم گنه سوز مرتضا آقا

"دلم برای مدینه بهانه می گیرد"

برای لطف خدایی مجتبا (ع) آقا

خدا کند که به اذن علی (ع) و مادرتان

روم دوباره شب جمعه کربلا آقا

طواف قبر حسین آن شهید بی لشگر

طواف قبر علمدار باوفا آقا

گمان کنم ز خراسان به دل نسیمی زد

نشسته بر لب من یا رضا رضا آقا

تو ای بهانه ی هر نو شدن بیا نو کن

تو با لباس شهادت لباس ما آقا

ناصر شهریاری





نوع مطلب :
برچسب ها : پایان سال، امام زمان، تحویل سال، مناجات با امام زمان، توسل به امام زمان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 اسفند 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

میروی پشت سرت این دل من جا مانده

قدری آهسته که فرمایش زهرا مانده

بسکه سرگرم تماشای تو بودم دیدی؟

همه ی دشت به من گرم تماشا مانده

بعد عباس به کار تو گره افتاده است

حق بده پس گره روسری ام وا مانده

خوب شد نیست اباالفضل ببیند اینجا

خواهرش در وسط معرکه تنها مانده

بوسه بر زیر گلویت عوض مادر بود

نوبت بوسه ی من بر روی رگها مانده

محمدحسن بیات لو





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، عاشورا، شام غریبان، امام حسین، شام غریبان، وفات حضرت زینب، شهادت امام حسین،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 33 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام:
به فضل خداوند منان و لطف اهلبیت علیهم السلام اشعاری را گردآوری میکنیم تا در رونق جلسات ائمه اطهار سلام الله علیهم به اندازه ذره ای سهیم باشیم.
ان شاءالله
مدیر وبلاگ : محمد اثنی عشری
مطالب اخیر
نظرسنجی
با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
احادیث ****** سخن بزرگان *****