مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود* او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت

جوانی چونکه از کف رفت دوباره بر نمیگردد

یقین دارم درخت خشک دوباره تر نمیگردد

بدان قدر جوانی را که تا قدرت به تن داری

که جسمت ناتوان گردد ترا باور نمیگردد

زبعد هر بهاری لاجرم فصل خزان آید

گل این باغ هم ایمن ز باد شر نمیگردد

بجز مهر و محبت ها کلید فتح دلها نیست

که فتح کشور دل با دو صد لشکر نمیگردد

مگو راز دل خویش را به هر نامحرمی ای دوست

که هر ناکس در این عالم ترا یاور نمیگردد

هزاران قصه مرگ عزیزان را به چشم دیدی

از این خیل سفر کرده یکی هم بر نمیگردد

بگو تا کی به دنبال زر و زیور به دنیایی

که یار هیچ کسی فردا مقام و زر نمیگردد

خدا داند که حق گویی بود از بهترین خصلت

نمیدانم چرا دیگر کسی بوذر نمیگردد

سزای هر بد و خوبی به قدر زره ائی پیداست

جزای خوبی ها جز جنت و کوثر نمیگردد

خدا فرموده در قرآن به کل من علیها فان

کسی ایمن ز دست مرگ و این ساغر نمیگردد

هزاران تن اگر هر روز محبت ها کنند بر تو

یکی زان آدم مشفق چنان مادر نمیگردد

پیمبر غیر زهرا هم شنیدم دخترانی داشت

ولی در علم و حلم صدیقهٔ اطهر نمیگردد

(صفا ) گوید که دنیایم چنان زندان تاریک است

که یک لحظه زعمرم بی غم مادر نمیگردد

شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات، مراسم تشییع جنازه، مراسم ختم، مراسم ختم مادر، مراسم پدر، مراسم مادر، مراسم ختم پدر،
لینک های مرتبط :

روی تو را دوباره ندیدم ، غروب شد

بغضم گرفت ، تا که شنیدم ، غروب شد

تا یادم آمد این همه سال است رفته ای

آهی ز عمق سینه کشیدم ، غروب شد

باران نداشت شهر ، که او شرم هم نداشت

یک قطره اشک هم نچکیدم ، غروب شد

آثا به ندبه ات نرسیدم مرا ببخش

شرمنده تا ز خواب پریدم ، غروب شد

آقا کلافه ام من از این نفس سرکشم

جمعه به پای نفس پلیدم ، غروب شد

خورشید سرخ شد ، به گمانم که گریه کرد

بیچاره گفت تا که خمیدم ، غروب شد

از عصر جمعه بغض عجیبی است در گلو

این بار هم تو را ندیدم ، غروب شد

روزی که بود فرصت دیدارتان گذشت

مثل همیشه تا که رسیدم ، غروب شد

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : شب جمعه، غروب جمعه، مدح امام زمان، امام زمان، شعبان، رمضان،
لینک های مرتبط :

فرشی از گل پهن کنید

ماه داره از راه میرسه

جلوه ی الله میرسه

شبیه زهرا میرسه

همه رو خبر کنید

داره میاد یه فاطمه

هم قدمش یه عالمه

مژده ی زیبا میرسه

پر از نور و شور و سرور شده قم

رسید از راه عشق و جون امام هشتم

فاطمه معصومه 3 معصومه 3

برکت از وجود تو

گرفته این شهر و دیار

کویر قم میشه بهار

بهشت میشه این شوره زار

با ورود تو دیگه

غبار غم میره کنار

میگیره قلبامون قرار

ای نگار زهرا تبار

دخیلم من بر تو دخت موسی بن جعفر

شفیعه ی عالم هستی تو روز محشر

فاطمه معصومه 3 معصومه 3

کریمه یعنی که ما

نگفته حاجت میگیریم

برا همینه نمیریم

از در خونه ی شما

حرم تو بانو باز

منو هوایی میکنه

دوباره راهی میکنه

به سمت مشهد الرضا

داره مشهد عطر و بوی عرش خدا رو

میگیریم از مولا اذن کرب و بلا رو

یا حسین ثارالله 3 ثارالله 3





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الاول، حضرت معصومه، ورود حضرت معصومه، مدح حضرت معصومه، سرود ورود حضرت معصومه،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 آذر 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

ای افتخار حل و حرم ، یاعلی مدد

ای چشمه زلال کرم ، یاعلی مدد

آمدبرون زجنت وشدتوبه اش قبول

آدم که گفت دم همه دم، یا علی مدد

وقتی خلیل ،هیبت بتخانه را شکست

فریاد زد قدم به قدم ، یا علی مدد

مثل تو در یتیم نوازی کسی نشد

در گردش زمانه عَلَم، یاعلی مدد

در جام جان منتظران فرج ببین

غم ریخته است برسرغم، یاعلی مدد

مارا ولایت تو کند عاقبت به خیر

ای در کف تو لوح وقلم، یاعلی مدد

خواهم ز فیض بندگی آستان تو

محتاج دیگران نشوم، یاعلی مدد

ای آنکه درگرفتن حق تو پشت در

یاس کبود خورده قسم، یاعلی مدد

ای لطف تو زیادتر ازحد قبول کن

از ما همین ارادت کم، یاعلی مدد

(شفق)





نوع مطلب :
برچسب ها : سیزده رجب، مدح امیرالمومنین، امام علی، شب قدر، مدح امام علی، ولادت امام علی، ولادت امیرالمومنین،
لینک های مرتبط :

ﯾﺎﺍﯾﻬﺎ ﺍﻟﺮﺳﻮﻝ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺟﻼ ﺑﺪﻩ

ﺍﯼ ﺑﺎ ﺻﻔﺎ ، ﺻﻔﺎ ﺑﻪ ﺩﻝ ﺑﯽ ﺻﻔﺎ ﺑﺪﻩ

ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺧﺎﻟﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﯾﻢ ﺍﯾﻬﺎ ﺍﻟﮑﺮﯾﻢ

ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺗﻮ ﻣﺤﺾ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﺑﺪﻩ

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻃﺒﯿﺐ ﻋﺸﻖ

ﻧﺴﺨﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﺑﯽ ﺩﻭﺍ ﺑﺪﻩ

ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺧﺎﮎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﮐﯿﻤﯿﺎ ﮐﻨﺪ

ﺭﻧﮕﯽ ﺑﻪ ﺗﯿﺮﮔﯽ ﺩﻝ ﺳﻨﮓ ﻣﺎ ﺑﺪﻩ

ﺍﺯ ﺳﺎﺋﻼﻥ ﻫﺮﺷﺐ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺗﻮﺍﻡ

ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻮﺳﯽ ﺍﻟﺮﺿﺎ ﺑﺪﻩ

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ

ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﺬﮐﺮﻩ ﯼ ﮐﺮﺑﻼ ﺑﺪﻩ





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الاول، ولادت امام صادق، ولادت پیامبر، مدح پیامبر، هفده ربیع الاول،
لینک های مرتبط :

(مژده مژده، اومد از راه، حضرت ختم رسالت

از کرامت، شد نمایان، جلوه ی نور عدالت)۲

(حضرت خیر البشر اومد به دنیا

می کند دلهای ما را جمله احیا

از برای او دوباره جشن و شادی

زین ولادت گشته بر پا در ثریا) ۲

( یا محمد ۴) ۴


(گشته بر پا، شور و غوغا، در زمین و آسمانها

توی دلها، شد تمنا، تا کنند رویش تماشا) ۲

(آمده از آمنه سلطان خاتم

جلوه گر شد بر جهان آن فخر عالم

ذکر بر روی لب اهل دو عالم

صلوات بر او و بر اهلش دمادم) ۲

( یا محمد ۴) ۴


(چونکه آمد، او به دنیا، سرنگون شد طاق کسری

از فروغ، روی ماهش، واژگون گردیده بتها) ۲

(معنی صوم و صلاتی و ولایت

مظهر صلح و صفائی و هدایت

جلوه ی ذات خدا روی زمینی

رحمة للعالمین گردم فدایت) ۲

( یا محمد ۴ )۴


(گشته روشن، کل عالم، آمده آن نور سرمد

گل بریزید، بر قدوم، صادق آل محمد ) ۲

(مرغ دل پر میزنه سوی مدینه

شادی و شور و شعف داره به سینه

شد شب میلاد نور چشم زهرا

آمده امشب امامی بی قرینه) ۲

( یا بن الزهرا ۴ ) ۴


(آمده از، ام فروه، پسری رعنا و خوشخو

تو گلشن، شد شکوفا، آن گل زیبا و خوشبو) ۲

(جلوه ی نور خدا گردیده صادق

رهبری والا بود او بر خلایق

مظهر علم الیقین آل طاها

می کند تفسیر دین قرآن ناطق) ۲

( یا بن الزهرا ۴) ۴


(البشاره، باز دوباره، دل تو سینه بیقراره

ریسه بندون، گشته دنیا، چون شب میلاد یاره) ۲

(آمده بر مذهب شیعه موسس

گشته او بر مکتب شیعه مدرس

باشد او شیخ الائمه، پور زهرا

حضرت صادق امام و نور سادس) ۲

( یا بن الزهرا ۴ ) ۴





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الاول، میلاد پیامبر، میلاد امام صادق، میلاد پیامبر و امام صادق،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 آذر 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

چهل روزه جوانم رفـته از دست

زداغش پشت من ازغصه بشکست

چهل روزه بنالم از غم او

دگر آشفته حالم ازغم او

چهل روزه سیه گردیده روزم

به تمسال جوانم دیده دوزم

چهل روزه ازاین غم هی بنالم

جوانــــم رفته وافسرده حالم

چهل روزه که از داغش غمینم

به کنجی از غمش دائم نشینم

جوانم رفت وشادیش ندیدم

مـیان رخت دامادیش ندیدم

زسررفت آرزوهایم خدایا

دگـــر تنهای تنهایم خدایا

نخواهم بعد مرگش زندگانی

ز داغش گشته قد من کمانی

نبیندهیچ کس داغ جوان را

بسوزاند غم او استخوان را

در اینجا کربلا آمد به یادم

حسین سر جدا آمدبه یادم

درآن ساعت که اکبرکشته گردید

سرو رویش بخون آغشته گردید

به بالینش حسین آمدبزاری

گرفتش دربغل با بی قراری

لبش بر لب نهاد و ناله سرداد

که سوزش ازدل عالم خبرداد

خدایا زین الم سوزاندی ام تو

به داغ این جوان گریاندی ام تو





نوع مطلب :
برچسب ها : مراسم تشییع، چهلمین روز درگذشت جوان، داغ جوان، جوان، چهلمین،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 آذر 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

باز این دست دعا، اعطای داور خواسته

با تضرع رخصتِ ذکر پیمبر خواسته

اولین مداح احمد چون خدای احمد است

این دلِ مولا پرستم، اذن حیدر خواسته

تا شود جذب غلام خویش الطاف رسول

بهر وصفش یاریِ زهرای اطهر خواسته

چون دم روح القدس شد همدم جان و دلم

از نهادم نام احمد تا فلک برخواسته

طینت پاکم که باشد از اضافات گِلش

از سویدای وجودم مدح دلبر خواسته

آتش ذوقم چنان شد شعله ور در سینه ام

آری انگاری که من مداحش از دیرینه ام

کیست احمد که حبیب حیِّ سرمد میشود

با علی یک روح در دو جسم، احمد میشود

کیست احمد که دلش ظرفیت وحی خداست

بس امین است او امین وحی سرمد میشود

بعد ذکر عالیِ اَلله رب العالمین

ذکر جبریل امینش یا محمد میشود

کیست احمد قاب اَو اَدناست قُرب منزلش

با خداوند جلی نزدیک، این حد میشود

کیست احمد، با علی نورٌ علیٰ نورِ خدا

فارغ از هر غیر، آن روح مجرد میشود

اینچنین بر درگه سبحان نیایش میکنم

من خداوند محمد را ستایش میکنم

شد بهار آفرینش حکمفرما در ربیع

برترین عبد خدا آمد بدنیا در ربیع

این خبر پیچید در کاخ سران ظلم و جور

ریخت برهم پایه های طاق کسرا در ربیع

خشک شد دریاچهٔ ساوه ز بس بد یمن بود

وز سماوه ناگهان جوشید دریا در ربیع

نوری از مُلک حجاز آمد عیان، تا شرق رفت

شد خموش آتشکده در فارس اما در ربیع

دست ابلیس از همه هفت آسمان کوتاه شد

سرنگون شد در همه بتخانه، بتها در ربیع

کاهنان و ساحران، محروم از ترفندها

این اباالزهراست دلبند همه دلبندها

آمد آن یکتا که مینازد به او یکتای او

آمد آن مولا که میبالد به او مولای او

آمد آن دلبر که کوثر میشود بر او عطا

آن اباالزهرا که حق بخشد به او زهرای او

سیزده معصوم از نور وجودش بهره مند

چارده معصوم یکجا میدهد معنای او

مجتبی و مرتضی و مصطفی یک معنی اند

نور اهلُ البیت، پابرجاست برمبنای او

آمده بابا بزرگ حضرت ارباب ما

آنکه صدرُالمصطفی چندی شود مأوای او

زینت دوش نبی، پروردهٔ آغوش او

روی خاک کربلا روزی شود مدهوش او

بعد او کار امام صادق است احیای دین

گر چه با خط شهادت میشود ابقای دین

مکتب شیعه پدیدار از امام صادق است

با جهادش بیمه شد امروز تا فردای دین

حوزهٔ علمیه مرهون هدایتهای اوست

خیل شاگردان او دادند جان در پای دین

پرچم کرب و بلا برپا ز قال الصادق است

او مهیا کرد ما را بهر عاشورای دین

انقلاب ما هم از الطاف او پیروز شد

تا شود بیداری اسلامی دنیای دین





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الاول، ولادت پیامبر، رسول اکرم، ولادت امام صادق، مدح پیامبر،
لینک های مرتبط :

خسته‌ی خسته‌ام ای یار چه باید بکنم؟

رفتم از یاد تو انگار چه باید بکنم؟

عمر از کف من رفت و نکردم کاری

وای از غفلت بسیار چه باید بکنم؟

اهل دل با تو شب خویش سحر می‌کردند

من محروم ز دیدار چه باید بکنم؟

با همه خوب شدم با تو ولی بد بودم

چشم من بود به اغیار چه باید بکنم؟

هر چه گفتی تو به من گوش ندادم، العفو

شدم امروز گنه‌‌کار چه باید بکنم؟

مثل هر بار زدم زیر قرارم با تو

تو بگو تا که من اینبار چه باید بکنم؟

نروم کرب و بلا خاک به سر خواهم شد

تا روم محضر دلدار چه باید بکنم





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، امام زمان، شب جمعه، رمضان، محرم،
لینک های مرتبط :

مكه را امشب شكوهى دیگر است

مروه امشب با صفا پا تا سر است

نور باران باختر تا خاور است

دامن بانوى شب پر اختر است

آسمان گشته زمین بوس زمین

دفتر شوق است قاموس زمین

سبز در سبز است صحراى حجاز

وه چه رؤیایى است غوغاى حجاز

بوسه زد خورشید بر پاى حجاز

یا محمد گشته آواى حجاز

وسعت ام القرى لبریز راز

مى فروشد بر بهشت و عرش ناز

آمنه خاتون مهر و آفتاب

روح پاكش پاكتر از روح آب

درد او را میكشد در پیچ و تاب

شعله ور پا تا سرش در التهاب

درد را اما تحمل میكند

در دلش یاد خدا گل میكند

آمنه امشب پسر مى آورد

آفرین قرص قمر مى آورد

مژده صبح سحر مى آورد

مرد ایمان و ظفر مى آورد

از تبار بت شكن نسل خلیل

گمرهان وادى شب را دلیل

این پسر درّ یتیم انّماست

بین خوبان دو عالم مصطفاست

سینه ی او ساحت صدق و صفاست

قلب او آئینه ی وحى خداست

دین حق از فیض او تكمیل شد

معجز میلادش عام الفیل شد

او بود حسن ختام انبیا

اول و آخر كلام انبیا

آخرین جرعه ز جام انبیا

سید خلقت امام انبیا

در صف نوبت اگر چه خاتم است

لیك در رتبه رسول اكرم است

با شمایم آى بت ها بشكنید

اى هبل اى لات و عزى بشكنید

تخت خسرو ، طاق كسرى بشكنید

دست هاى فتنه آرا بشكنید

جان هستى ، عشق سرمد مى رسد

جلوه ی حسن محمد مى رسد

کمیل کاشانی





نوع مطلب :
برچسب ها : میلاد پیامبر، ربیع الاول،
لینک های مرتبط :

حرب لمن حاربکم یعنی من دشمن آمریکاهستم:

نهم ربیع الاول؛عیدولایت و تاجگذاری امام زمان(عج)


عرض ادب ای جان و ای جانان نرگس

ای سیب سبز نوبر دامان نرگس

با غمزه ای دل برده ای از مادر خود

محو تماشایت شده چشمان نرگس

باید وضو گیرد برای بوسه بر تو

ای صاحب آیات! ای قرآن نرگس

جان من بی مایه که ارزش ندارد

جان همه قربان تو ، قربان نرگس

از این چه بهتر حجت الله علی الارض!

دیگر پس از این میشوی از آن نرگس

آقای من یک شهر خاطرخواه داری

تو در رگ خود خون ثارالله داری

دارد خبرها میرود خانه به خانه

از فصل زیبای حضورت نازدانه!

خلقت حسن خویت حسن قطعا پس از این

دل میبری با حُسن خوداز اهل خانه

مجموعه ی پیغمبر و شیر خدایی

با روی گندمگون و قدی چهارشانه

از گونه های تو یکی سهم پدر شد

آن دیگری هم سهم مهر مادرانه

تا بوسه ای بابا ز روی تو بچیند

خال سیاه کنج لب میشد بهانه

وجه خدایی ، عین نور و نور عینی

تو در نسب إبنُ الحسن ، إبنُ الحسینی

بالاتر از نوح و شعیب ، آقا تر از هود

عابدتر از موسی تویی در نزد معبود

تحریرهای در اذانت بی نظیر است

دل میبرد لحن کلام تو ز داوود

تیغ ات "أشدا ء علی الکفار" باشد

گردن بزن ای بت شکن از قوم نمرود

در اختیار توست ای مولای عالم

آنچه سلیمان روزگاری صاحبش بود

ای صاحب سربند زرد و تیغ حیدر

ای "رَحمَةُ لِلعالمینی" در تو مشهود

در هر کتاب آسمانی هر چه هستی

هستی برای شیعیان "مهدی موعود"

طاووس اهل جنتی زیبا سرشتم

از شوق دیدار تو مشتاق بهشتم

دستی بگیر امشب اسیر عاصی ات را

یا که بخوان این عاشق وسواسی ات را

دست خودم که نیست ، اشک شوق دارم

دریاب امشب نوکر احساسی ات را

تو بوی زهرا مادرت را میدهی پس

با جان خریدارم شمیم یاسی ات را

روزی که سیلی میزنی بر جبت و طاغوت

عالم ببیند غیرت عباسی ات را

با "شاید این جمعه بیاید "خو گرفتم

اقا خدا رحمت کند اقاسی ات را

باید ببوسم خاک پاک جمکران را

تنها تجلی خانه ی پیغمبران را

ای مصلح کل ، منجی در راه مهدی

چشم امید هرچه خاطرخواه مهدی

چون روز روشن میشود شبهای تارم

تا میدرخشی مثل قرص ماه مهدی

بگذار بوسه از کف پایت بچینم

حتی به قدر لحظه ای کوتاه مهدی

من دوستت دارم بخواهی یا نخواهی

میخواهمت بینی و بین الله مهدی

"سیدعلی" ، "سیدحسن ها" دستبوس ات

ای رهبر انصار حزب الله مهدی

سبک و سیاق انقلاب تو حسینی ست

ساماندهی لشگرت کار خمینی ست

از جنس رعدی موعد طوفان می آیی

با تیغ عدل و منطق و برهان می آیی

گویا که "جاء الحق" به بازویت نوشتند

در سایه سار رحمت قرآن می آیی

سربند زرد مرتضی دور سر توست

بر ذوالجناح ، آماده ی جولان... می آیی

یابن علی تو مهدی کرار هستی

چون شیرهای شرزه ای ، غرّان می آیی

تا لشگری از قوم سلمان برگزینی

روز ظهور خود سوی ایران می آیی

با "قاسمی" با "عارفی" و با "جوانمرد"

تو با سپاهی از مدافعان می آیی

به انتقام خون پاک شیعیانت

من مطمئنم سمت"خان طومان" می آیی

تا که خودت گردن زنی وهابیت را

با ذوالفقار تشنه و برّان می آیی

آل سعود ، آل خلیفه چشم شان کور

آقای شیعه یاعلی گویان می آیی

با عزم فتح مکه و فتح مدینه

تنها نه بلکه با دو صد گردان می آیی

گفتم مدینه داغ دلها تازه شد باز

ای آشنای تربت پنهان می آیی!؟

قربان چشمان ترت برگرد برگرد

آقا به جان مادرت برگرد برگرد





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الاول، تاجگذاری امام زمان، عید ولایت، تاج گذاری امام زمان،
لینک های مرتبط :

حسن شدی که کریمان فقط دوتا باشند

دوتا کریم در عالم برای ما باشند

حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند

کبوتران همه راهی سامرا باشند

دلیل خوشه ی انگور عسکری این است

که تاک ها ننشینند روی پا باشند

حسن شدی که میان مُضیف چشمانت

تمام شهر به عشق شما گدا باشند

حسن شدی که به هنگام بردن نامت

بقیع آمده ها یاد مجتبی باشند

حسن شدی که شبیه بقیع اینجا هم

همیشه گنبد و گلدسته سر جدا باشند

حسن شدی که شبیه بقیع ،خُدامت؛

به دور قبر تو ذراتِ در هوا باشند

حسن شدی که غریبی غریب تر باشد

که زائران تو در بین کوچه ها باشند

حسن شدی که غریبی به اوج خود برسد

که خادمان تو در شهر کربلا باشند

مهدی رحیمی





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الاول، شهادت امام عسکری، امام حسن عسکری، سامرا،
لینک های مرتبط :

به جز از علی نباشد به جهان گره‌گشایی

طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی

چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن

به جز او به زخم دل‌ها ننهد کسی دوایی

ز ولای او بزن دم که رها شوی ز هر غم

سر کوی او مکان کن بنگر که در کجایی

بشناختم خدا را چو شناختم علی را

به خدا نبرده‌ای پی اگر از علی جدایی

علی ای حقیقت حق علی ای ولی مطلق

تو جمال کبریایی تو حقیقت خدایی

نظری ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن

تو که یار دردمندی تو که یار بینوایی

همه عمر همچو "شهری" طلب مدد از او کن

که به جز علی نباشد به جهان گره‌گشایی

شاعر:عباس شهری





نوع مطلب :
برچسب ها : سیزده رجب، ولادت امام علی، مدح امیرالمومنین، رمضان، شب قدر، شب جمعه،
لینک های مرتبط :

زمینه به سبک: دست بالا بیار

آقا اومده

با قد و قامت خمیده

عباشو رو سرش کشیده

رنگ رخ آقا پریده

مثل مادرش

دستشو رو دیوار می ذاره

رمق تو زانوهاش نداره

برای رفتن بی قراره

زیر لبش

روضه ی کوچه رو می خونه

روضه برا

یه مادری که قد کمونه

( مولانا رضا یابن المصطفی)

توی حجره و

به یاد لاله های پرپر

می خواد که لحظه های آخر

جون بده مثل شاه بی سر

می زد دست و پا

رو خاک حجره مثل ارباب

دل جواد و کرده بی تاب

تشنَشه و نمی خوره آب

رو به کربلا

سلام می ده به شاه عطشان

به جسم صد پاره و عریان

نوای هر دمش حسین جان

مولا جان رضا

یه عمر نوکر تو هستم

غلام خواهر تو هستم

پای ولی تو نشستم

جون مادرت

بخر منو که ب ی قرارم

تو غربت شبای تارم

کسی رو جز شما ندارم

( مولانا رضا یابن المصطفی)


شاعر؛ زینب اثنی عشری





نوع مطلب :
برچسب ها : صفر، شهادت امام رضا، امام رضا، زمینه شهادت امام رضا، نوحه،
لینک های مرتبط :

بعد از دوماه خانه خرابم نکن حسین

بد بوده ام ولی تو عِتابم نکن حسین

حالا که پا به خانه ی عشقت گذاشتم

ما بین عاشقان تو خرابم نکن حسین

قلبم شبیه شمع شد و پای روضه سوخت

جایی به غیر روضه مُذابم نکن حسین

صـد بار آبروی غـلامت خریده ای

جایی نگوچه کردم و آبم نکن حسین

صحرای محشر است همه آبرو بَرَند

تو آبرو بخر...تو جـوابم نکن حسین

جـز تو تمـَلـُّق اَحـَدی را نمی کنم

هیچم ولی تو هیچ حسابم نکن حسین

من با دعای خیر شما پا گرفته ام

هرچند مجرمم تو عِقابم نکن حسین

زیبـاترین حـکایت دنیا و آخرت

غائب که آمد اهل غیابم نکن حسین

حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : صفر، آخر صفر، وداع با محرم، وداع با صفر، وداع با ماه صفر، وداع با ماه محرم،
لینک های مرتبط :

هر کس رسید پای ضریحت شفا گرفت

راه عروج تا ملکوت سما گرفت

بیگانه کن مرا زخودم غرق خود نما

تا آن که جار زنند مریضی شفا گرفت

صحن عتیق تو شده دارالشفای خلق

هر کس شفا گرفت ز دست شما گرفت

حاجت گرفته سائلت اما نمی رود

از بس که از کنار تو ماندن بها گرفت

از درگه شما به خداوند می رسیم

بی تو نمی شود که سراغ از خدا گرفت

حج و منا و سعی و صفایم فقط تویی

قلبم مقابل حرم تو صفا گرفت

هر کس رسید کرب و بلا، سامرا، نجف

برگ براتش از علی موسی الرضا گرفت

هر مستمند در حرمت جزو اغنیاست

هر بی نوا کنار ضریحت نوا گرفت:

"عبد ذلیل را تو مران ایها الرئوف

از غم بیا مرا برهان ایها الرئوف"

مجتبی قاسمی





نوع مطلب :
برچسب ها : صفر، آخر صفر، شهادت امام رضا، امام رضا، مدح امام رضا،
لینک های مرتبط :

بدم، مرا بـه پیمبـر ببخش یـا الله

به اشک دیـدۀ حیدر ببخش یا الله

تمام دار و نـدارم محبت زهراست

مرا بـه سـورۀ کوثـر ببخش یا الله

به اشک چشم حسین و حسن قبولم کن

مرا بـه این دو بـرادر ببخش یا الله

بـه درگـه تــو گنـاه مکـرر آوردم

مرا به عفـو مکـرر ببخش یــا الله

ببر به کرب‌وبـلا زائر حسینـم کن

به آن ضریح مطهر ببخش یـا الله

به دست‌های علمدار کربلا سوگند

به حرمت علـی‌اکبر ببخش یـا الله

به بانگ العطش نازدانه‌های حسین

به خون حنجر اصغر ببخش یا الله

به سیدالشهـدا و به خـون حنجر او

که شد بریده ز خنجر ببخش یا الله

به لحظه‌ای که سر نیزه گشت با زینب

سـر حسین، بـرابـر، ببـخش یا الله

به خون میثم تمّار، جرم «میثم» را

به روی او تـو نیاور؛ ببـخش یا الله

استادسازگار





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، رمضان، شب قدر، شب جمعه، محرم،
لینک های مرتبط :

دردهایم اکثرش روزی به درمان می رسد

یوسف گم گشته هم روزی به کنعان می رسد

اربعین که بسته شد راه حرم بر روی من

ای خدا پس کِیْ قرارِ زیر ایوان می رسد

اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا پایبندم کرده است

ورنه دارد از فراقِ تو به لب جان می رسد

گفته بودم یک شب جمعه کنارت می رسم

بی سر و سامانیِ من هم به سامان می رسد

خواب دیدم، خواب دیدن هم برایم کافی است

دست هایم به ضریح شاه عطشان می رسد

هر که می آید حرم اول فقیری بیش نیست

بعد از آن فقر و تهی دستی، به عرفان می رسد

شک ندارم، تا جوان هستم به دادم می رسی

این فراقِ بینِ ما هم رو به پایان می رسد

رضا باقریان





نوع مطلب :
برچسب ها : اربعین، صفر، اسارت زینب، شب جمعه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

من زینبم... شناختی آیا؟

امروز اربعین عزیز دو عالم است

یا این که روز دوم ماه محرّم است؟

یک‌قافله رسیده که ره‌توشه‌اش غم است

یک‌قافله که قامت بانوی آن خم است

یک‌قافله بدون علمدار آمده

یک قافله که از سر بازار آمده

گرد و غبار چادر زن‌ها مشخّص است

آثار خستگی‌بدن‌ها مشخّص است

رنگ کبود و جای زدن‌ها مشخّص است

از آه آه و لحن سخن‌ها مشخّص است ...

... خیلی میان راه اذیّت شدند، آه!

چل روز اسیر داغ اسارت شدند، آه!

در این میان زنی که شبیه فرشته است

آمد ولی حجاب سرش رشته‌رشته است

پیداست که به او چه‌قدَر بد گذشته است

با اشک، روی قبر برادر نوشته است:

قبر حسین، کُشته‌ی عطشان کربلا

«در خاک و خون تپیده‌ی میدان کربلا»

من زینبم... شناختی آیا؟ بلند شو

ای نور چشم مادرم از جا بلند شو

یا که بگیر جان مرا یا بلند شو

ای سر بُریده‌ام! به روی پا بلند شو

برخیز و خوب دور و برم را نگاه کن

آوارگی اهل حرم را نگاه کن

هر کس رسیده محضر تو گریه می‌کند

دارد سکینه دختر تو گریه می‌کند

در پشت خیمه همسر تو گریه می‌کند

بالای قبر اصغر تو گریه می‌کند

لالایی رباب، دلم را شکسته است

آوای آب آب، دلم را شکسته است

دارد رباب صحبت سربسته با فرات

لب‌تشنه بود اصغرم ای بی‌وفا فرات!

یک لحظه هم برای رضای خدا فرات ...

... اصلاً دلت نسوخت برایم چرا فرات؟

رویت سیاه! موی سفید مرا ببین

زخم گلوی طفل شهید مرا ببین

یک اربعین بدون تو سر کردم ای حسین!

از شام و کوفه هدیه‌ای آوردم ای حسین!

بهتر نگاه کن به روی زردم ای حسین!

عبّاس اگر نبود که می‌مُردم ای حسین!

چشمان هرزه دور و بر ما زیاد بود

در شهر شام، خنده و هورا زیاد بود

با چوب خیزران لب سرخت سیاه شد

حرف از کنیز بردن یک بی‌پناه شد

وقتی سه‌ساله‌ی تو لبش غرق آه شد

با تازیانه پیرهنش راه راه شد

بین خرابه خاطره‌ها را گذاشتم

شرمنده‌ام که یاس تو را جا گذاشتم

چل روز پیش بود که پیشانی‌ات شکست

از لا به لای جمعیّتی نیزه‌دار و پست

دیدم که شمر آمد و بر سینه‌ات نشست

راه نفس‌نفس‌زدنت را به زور بست

خنجر کشید و آه... بماند برای بعد

آهی شنید و آه... بماند برای بعد

محمد فردوسی





نوع مطلب :
برچسب ها : صفر، اربعین، اسارت زینب، حضرت زینب، شهادت امام حسین،
لینک های مرتبط :

هر خیمه هر حصن حصین را دوست دارم

مرثیه خوانی وزین را دوست دارم

سینه زنان نکته بین را دوست دارم

اشک بصیرت آفرین را دوست دارم

کرببلا رفتن فقط اینگونه زیباست

این راهپیمایی نشان عزت ماست

"هیهات من الذله "مخصوص همینجاست

دم پاره های آتشین را دوست دارم

من از نجف تا کربلا هر دم بگویم

سینه سپر کرده سپس محکم بگویم

می آیم اصلا به همه عالم بگویم

نسل امیرالمومنین را دوست دارم

دستان او "رحمان" و چشمانش "رحیم" است

"و یطعمون…" یعنی آقایم کریم است

این راه مصداق صراط المستقیم است

تفسیر آیات مبین را دوست دارم

شرمنده ام از محضرش، رویم سیاه است

این دل فقط تنها به فکر سرپناه است

زخم نشسته به کف پایم گواه است

هر درد را نه درد دین را دوست دارم

چشمم به خاکش آشنا باشد همیشه

در منظرم تنها خدا باشد همیشه

مهرم که مهر کربلا باشد همیشه

زخم نشسته بر جبین را دوست دارم

در هیئتی پای پیاده بی اراده

موکب موکب مست گشتم بین جاده

چای عراقی... تازه دم ... با طعم باده

این روز های دلنشین را دوست دارم

از زندگی از مال دنیا دل بریدم

با گوش جان هل من معینش را شنیدم

با انتخاب فاطمه اینجا رسیدم

این اعتقاد و این یقین را دوست دارم

نه مسجد و نه معبد و دیر و کنشت است

از قیمت این خاک شاعر کم نوشته ست

من شک ندارم کربلا فوق بهشت است

هر گوشه از این سرزمین را دوست دارم

باب الحوایج ; مادرش ما را فراخواند

به دیدن گلدسته و گنبد طلا خواند

سینه زنان دست, سقا را جدا خواند

من دعوت ام البنین را دوست دارم

تحریر ملاباسم از غصه خبر داد

به روضه های شیعه سوز بیشتر داد

با "شیعتی مهما شربتم …"نوحه سر داد

از کودکی ام این طنین را دوست دارم

قطعا گره خورده به روضه سرنوشتم

از آب و خاک کربلا باشد سرشتم

با اشک چشمم به گذرنامه نوشتم

من کربلای اربعین را دوست دارم

وقتی که من جان میدهم آقا می اید؟

خیلی به او بد کرده ام اما می اید ؟

من التماسش کرده ام آیا می اید ؟

ان لحظه های واپسین را دوست دارم

شعر بدون روضه معنایی ندارد

مدحیه بی مرثیه زیبایی ندارد

چشم بدون گریه کارآیی ندارد

چشمان با گریه عجین را دوست دارم

دنیای غم دریای غصه کوه دردم

حالا که میل روضه ی مکشوف کردم

باید که از گودال زنده برنگردم

تصمیم های اینچنین را دوست دارم

یارب و یارب در ته گودال میگفت

با صورتی خونین ، لبی پامال میگفت

در عشق بازی با خدا خوشحال میگفت

این نیزه های در کمین را دوست دارم

طعنه به دام ان همه صیاد میزد

کرب و بلا از صبر او فریاد میزد

با حنجر در زیر چکمه داد میزد

نذر تو این حال غمین را دوست دارم

گودال را از لوث نیزه پاک کردند

یک بوریا بر پیکری صد چاک کردند

اخر دهاتی ها تنش را خاک کردند

پس مردم روستانشین را دوست دارم

علیرضا خاکساری





نوع مطلب :
برچسب ها : اسارت، زینب، اربعین، شب جمعه،
لینک های مرتبط :

گفت برخیز که من زینب مجروح توام

چند روزیست که محو لب مجروح توام

این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت

پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت

این رباب است که این گونه دلش ویران است

در پی قبر علی اصغر خود حیران است

گر چه من در اثر حادثه کم می بینم

ولی انگار در این دشت علم می بینم

راستی دختر تو...دختر تو...شرمنده

زجر...سیلی...رخ نیلی...سرتو ، شرمنده

وای از دختر و از یوسف بازار شدن

وای از مردم نا اهل و خریدار شدن

سنگ هایی که پریده است به سوی سر تو

چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو

سرخی چشم خبر می دهد از دل خونی

وای از آن لحظه که شد چوبه محمل خونی





نوع مطلب :
برچسب ها : صفر، اربعین، شهادت حضرت زینب، زینب، اسارت،
لینک های مرتبط :

من چگونه سوی خیمه خبرت را ببرم

خبر ریختن بال و پرت را ببرم

واژه ها بدنت سخت به هم ریخته است

سینه ات یا جگرت یا که سرت را ببرم

مثل مادر وسط کوچه گرفتار شدی

تن پامال شده در گذرت را ببرم

ولدی لب بزن و نام مرا باز ببر

تا به همراه نسیم این اثرت را ببرم

اربا اربا تر از این قامت تو قلب من است

چونکه باید بدن مختصرت را ببرم

میوه های لب تو روی زمین ریخته است

با عبا آمده ام تا ثمرت را ببرم

بت شکن بودی و بیش از همه مبعوث شدی

حالیا آمده ام تا تبرت را ببرم

شبه پیغمبر من معجزه ها داری حیف

قسمت من شده شق القمرت را ببرم

سفره ات پهن شده در همه دشت کریم

سهم من شدهسوز سحرت را ببرم

لشگر رو به رویت آکله الاکباد است

کاش میشد که علی جان جگرت را ببرم

بدنی نیست که تشییع کنم مجبورم

تکه تکه تنی از دور و برت را ببرم

عمه ات آمده بالای سرت می گوید

تو که رفتی بگذار این پدرت را ببرم

ترسم این است که لب بر لب تو جان بدهد

بگذار این پدر محتضرت را ببرم

مادرت نیست ولی منتظر سوغات است

عطر گیسوی تو از این سفرت را ببرم





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، شهادت حضرت علی اکبر، علی اکبر، هشتم محرم، داغ جوان،
لینک های مرتبط :

دل دوباره عشق قسمت کرده است

یاد کاوه، یاد همّت کرده است

یاد سرداران بی سر کرده است

یاد بدر و یاد خیبر کرده است

یاد مجنون و شلمچه کرده است

یاد غوغای حلبچه کرده است

یاد فکّه، یاد مهران کرده است

یاد نجوا های چمران کرده است

یاد سـربندهای یا زهرا (س) بخیر

یاد آن دل های چون دریا بخیر

یاد آن نـام آوران بی ریا

یاد آن جان بر کفان جبهه ها

یاد سنگرهای تـوأم با صفا

نیمه شبها ذکر حقّ، یاد خدا

یاد سرباز شهید بی پلاک

یاد آن تن های افتاده به خاک





نوع مطلب :
برچسب ها : یادواره شهید، شهادت، شهیدان،
لینک های مرتبط :

کنج خرابه خاطره ها را مرور کرد

آن لحظه های سخت بلا را مرور کرد

از ماجرای شام غریبان که دیده بود

پای برهنه در دل صحرا دویده بود

رنج سفر به کوفه و اندوه قافله

روی کبود و پای پر از نقش آبله

از کوفه تا به شام که چشم انتظار بود

دلواپس خرابه و دیدار یار بود

در ازدحام سنگ لب بام گریه کرد

هی خورد تازیانه و دشنام گریه کرد

دیگر دلش برای پریدن بهانه داشت

بسیار شکوه ها که ز دست زمانه داشت

آشفته بود و همنفس آه می گریست

بر آن همه غریبی جانکاه می گریست

می گفت یک نفر پدرم را خبر کند

تا لحظه ای به کنج خرابه سفر کند

بابای من بیاید و در این هجوم درد

از کودکان غم زده رفع خطر کند

روشن کند چراغ امید دل مرا

شام غم مرا به نگاهی سحر کند

در قحطی محبت و احساس و عاطفه

مثل نسیم بر سر گل ها گذر کند

ای وای بر یتیم اسیری که بیقرار

شب را به اشک و ناله و اندوه سر کند

موی سفید و سوخته ام فرش راه او

بیدار مانده ام به امید نگاه او

ناگاه شد خرابه چراغان ز نور حق

سر زد فروغ عاطفه از مشرق طبق

خورشید در خرابه شکفت و سحر رسید

فریاد زد رقیه که عمه پدر رسید

کمیل کاشانی





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، سوم محرم، شهادت حضرت رقیه، حضرت رقیه، صفر،
لینک های مرتبط :

سبک :خدا مادرم را کجا می برند

بیا عمه زینب کفن کن مرا

کفن با همین پیرهن کن مرا

در این کنج ویران دهم جان به جانان

غریبم غریب غریبم غریبم(2)غریبم غریب

الا همسفر هـا حلالـم کنید

همه گریه امشب به حالم کنید

مه نور عینم یتیم حسینم

غریبم غریب غریبم غریبم(2)غریبم غریب

سفر نامه ی من شده خواندنی

شدم کنج ویرانه من ماندنی

من و شام ویران به یاد اسیران

غریبم غریب غریبم غریبم(2)غریبم غریب

عزیز دلم از سفر آمده

به مهمانی من پدر آمده

به نیزه نشسته جبینش شکسته

غریبم غریب غریبم غریبم(2)غریبم غریب

عمـویم کنارت نبوده چرا

لبانت پدر جان کبوده چرا

بمیرم برایت رقیه فدایت

غریبم غریب غریبم غریبم(2)غریبم غریب

یوسف حق پرست(غریب)





نوع مطلب :
برچسب ها : صفر، شهادت حضرت رقیه، حضرت رقیه، سوم محرم، محرم،
لینک های مرتبط :

دلا اندیشه باید کرد که مرگ گیرد زما جان را

در این دریای طوفان زا چه باید کرد طوفان را

بخواهی یا نخواهی مرگ چو صیادی کند صیدت

نباشد بهر او فرقی فقیر یا آنکه شاهان را

اگر پیمانه ات پر شد شکارت میکند آسان

ندارد رحمی بر اشک و یا آه یتیمان را

هراسی نیست اجل را گر چو رستم پر توان باشی

ویا در کسب ایمانی تو باشی ثانی سلمان را

به کُلُ مَن عَلیها فان بشر زهر اجل نوشد

حراست کن زبانت تو در پی داری شیطان را

هوای نفس تو گوید بیا و فکر دنیا کن

قسم خورده که دور سازد بشر از راه رحمان را

مخیر کرده یزدانت که خیر و شر ترا باشد

که یا در راه شر باشی و یا جویی تو سلمان را

اگر دستت رسد جانا ضعیفان را تو یاری کن

رسد دادت در آن روزی نیاید کار افغان را

بیا و خانهٔ قبرت دری سوی بهشت واکن

مبادا با گنه بگشائی، در ، بر سوی نیران را

گنه کردی زنادانی  بیا و  توبه کن برگرد

مشو اینقدر خودکامه مشو تابع تو شیطان را

اگر دم میزنی با حیدری ترک گناهان کن

حمایت کن زراه او  برو تو راه خوبان را

(صفا )با مهر آل الله تو اشعارت نما کامل

بگو تا جان به تن داری تو مدح شاه مردان را

شاعر قاسم جناتیان قادیکلایی


قال رسول الله صلى الله علیه وسلم :" القبرُ إمَّا رَوْضَةٌ مِنْ ریاضِ الجنَّةِ وإمَّا حُفْرةٌ مِنْ حُفَرِ النیرانِ ".

قبر باغی هست از باغهای بهشت و یا چاله ای از چاله های جهنم





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات، مجلس ختم مادر، ترحیم، سالگرد، مجلس پدر،
لینک های مرتبط :

نور توحید عیان است شب جمعه حرم

واقعا مثل جنان است شب جمعه حرم

به خداوند و همه عالم امکان سوگند

بهترین جای جهان است شب جمعه حرم

کربلا قبله ی دلهاست خدا میداند

و چه حاجت به بیان است شب جمعه حرم

وعده ی ما شب جمعه حرم ثارالله

همه جا ورد زبان است شب جمعه حرم

شب جمعه همه آرام فقط گوش دهید

مادرش مرثیه خوان است شب جمعه حرم

مادرش آمده اما قد او خم شده است

قامتش همچو کمان است شب جمعه حرم

از همان لحظه که ارباب به گودال افتاد

خواهرش لطمه زنان است شب جمعه حرم

حبیب باقرزاده





نوع مطلب :
برچسب ها : شب جمعه، محرم، استقبال از محرم، وداع با محرم،
لینک های مرتبط :

گلشن عمر من و تو روزی فنا میشود

بخواهی یا نخواهی مرگ قسمت ما میشود

شنو کلام ایزدی که مرگ در کمین ماست

نفس چنان پرنده از قفس رها میشود

چو حکم بر قضا شود شاه و گدا نشود

هرچه که قسمت است زحق نصیب ما میشود

در گذر زمان نشین شتاب عمر را ببین

عمر به مثل برق و باد رو به فنا میشود

گهی به تقدیر قضا گدا پادشاه شود

گهی زتخت سرنگون شه ز قضا میشود

ز رودنیل طفلکی حفظ و به جاه و میرسد

یلی میان بستری به مرگ رضا میشود

آب بقائی نبود اگرچه خضر ره شوی

پیک اجل مسیر او خانهٔ ما میشود

تا که کتاب زندگی بسته نشد سعی نما

نیکی نما که عاقبت همدم ما میشود

گنج و زر و زیور خویش کسی نبرد همرهش

بجز عمل که یارتو روز جزا میشود

بیا و تزویر و ریا زخویشتن تو دور کن

که باعث سقوطت از ره خدا میشود

امان ز قبر و غربتش که نیست یارو یاورت

نعش تو بر سفرهٔ مور بر او غذا میشود

کیست که رهد زدست مرگ یاکه مانعش شود

جائی که پیغمبر ما زخلق جدا میشود

اگر که عاقلی دمی به فکر قبرو مرگ باش

که مرگ دامنگیر تو آخر (صفا )میشود

قاسم جناتیان قادیکلایی





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات، جلسه ختم، مادر، پدر،
لینک های مرتبط :

سنگ اجل میشکند شیشهٔ جان من و تو

خواهی نخواهی بگذرد عمر گران من و تو

خدا نخواسته کرده ائی ظلم وجفا به این و آن

توبه نما که بگذرد وقت و زمان من و تو

دیده گشا که یک به یک بار سفر ببسته اند

مرد و زن و پیرو جوان زخانمان من و تو

دل مشکن که زخم دل دوا ندارد ای رفیق

مواظب کلام باش ، وای از زبان من و تو

اگر که گشته یار تو بخت بلند و روزگار

غرّه مشو که گم شود نام و نشان من و تو

اگر جوان و و پر توان هستی عزیز من بدان

رسد زمان پیری و قد کمان من و تو

بهار عمر آدمی دو روز هست و زود گذر

یقین که از پس بهار رسد خزان من و تو

بیا به بازار جهان ببر تو نیکی و صفا

وقت حساب میرسد سود و زیان من و تو

دفتر عمر من و تو به مرگ چو بسته میشود

گرگ اجل رسد ز ره فتد به جان من و تو

گیرم سخنوری و یا بلبل این زمان تویی

رسد دمی که میزنند مهر به دهان من و تو

(الیوم نختم علی افواههم)

دست و سر و پا و دوچشم شاهد و بر علیه تو

بدان به حکم حق دهند گواه زیان من و تو

(وتکلمنا ایدیهم و تشهدو ارجلهم بما کانو یکسبون)

اگر چو نوح عمر تو فزون شود زاین و آن

پنجه زند گرگ اجل یقین به جان من و تو

چه کرده ایی تو ای( صفا) رسی به محضر خدا

در عوضش خدا دهد بهشت مکان من و تو

قاسم جناتیان قادیکلایی





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات، جلسه ختم، مادر، پدر،
لینک های مرتبط :

در نگاه بی قرار من قرار آورده اند

فصل پاییز مرا اینک بهار آورده اند

بوی عطر آشنا می آید از صحرای عشق

لاله ی خونین دلم را گلعذار آورده اند

تا تبرک جویم از گلپاره های پیکرت

استخوانت را برایم یادگار آورده اند

چشم بی نور مرا دیدند اهل آسمان

یوسفی را بهر این چشم انتظار آورده اند

پاره های پیکرش اکنون گواهی می دهد

از شهید من ، برایم اقتدار آورده اند

این که می خوانیم بل احیاء ، عند ربهم

آیه های عاشقی را اعتبار آورده اند

سالیان سال از آن ماجرا بگذشته است

از به خون غلتیدگان آیینه دار آورده اند

تا شود جاری میان کوچه ها عطر شهید

از حریم سبز سنگر چشمه سار آورده اند

مادری آمد به استقبال ، اما خون جگر

باز از سنگر، شهید بی مزار آورده اند

دست روی استخوان هامی گذارد ،گوییا

بر دل غمگین مادر غمگسار آورده اند

"یاسر" اکنون از عنایات شهید و خون او

شعر گلگون تو را هم در شمار آورده اند





نوع مطلب :
برچسب ها : یادواره شهدا، شهادت، شهید، شهید گمنام، تشییع شهید،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 31 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام:
به فضل خداوند منان و لطف اهلبیت علیهم السلام اشعاری را گردآوری میکنیم تا در رونق جلسات ائمه اطهار سلام الله علیهم به اندازه ذره ای سهیم باشیم.
انشاالله
مدیر وبلاگ : محمد اثنی عشری
مطالب اخیر
نظرسنجی
با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
احادیث ****** سخن بزرگان *****