مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود* او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت
چهارشنبه 2 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

ماه پـر فیض رجب، ماه نبـی، ماه خداست
ماه توبه، مه رحمت، مه ذکر است و دعاست

ماه از خــویش بریـدن بـه خـدا پیـوستن
خرم آن کس که به حق واصل و از خویش جداست

مـاه میـلاد شـریف دو محمّــد دو علـی
که پر از جلوۀ مـاه رخشان ارض و سماست

جمعــۀ اول ایــن مــاه، جمــال ازلــی
در تمـاشـای رخ حضـرت باقـر پیـداست

دوم مـاه رجـب عیـد بـزرگی دگـر است
عید میـلاد علـی‌ بـن‌ جـواد بن رضاست

سوم ماه رجـب آن دهمیـن حجب حـق
جگرش لختۀ خون از شرر زهـر جفاست

دهم ماه رجب بـا گل رخسار جـواد
موج‌زن رایحۀ عطـر ولایت بـه فضاست

بـارک‌ الله کــه در سیــزده مــاه رجـب
عید میـلاد علـی، مظهر رب الاعـلاست

کعبـه آغـوش گشـوده چـو گریبـان از هم
کــه ز قـلب حـرم‌الله، علـی عقـده‌گشاست

صـاحب‌خانـه نــدا داد کــه ای بنـت اسـد
خانـه از مـاست ولیکـن متعلـق به شماست

قـدر و جــاه تــو بـود فـوق مقــام مـریم
پسـر تـو علـی اسـت و پسـر او عیسـاست

نجل پـاک تـو امـام است بـه نجـل مریم
گرچـه او مریـم و عیسـاش پیـام‌آور ماست

این پسر رکن و مقام است و حطیم و زمزم
این پسر حجر و حجر، مروه و مسعا و صفاست

نیمـۀ مــاه رجـب روز وفــات زینـب
او که دخت علی و مادر صبر است و رضاست

زینب، آن فاتـح میـدان اســارت کـه هنوز
زنـده از خطبـۀ او واقعــۀ کــرب‌و‌بـلاست

شیـردخـت علـی و فاطمـه و اخـت حسن
که حسین دگـر است و نفسش عاشوراست

بیست و پنج رجب از بهـر محبان علی
روز اندوه و غم و ناله و اشک است و عزاست

روز آزادی زندانــی زهــرای بتـول
روز قتل خلف حضـرت صـادق، موساست

گوییـا در دل تـاریـک سیــه‌چـال، هنـوز
بانـگ العفـو بلنـد از دو لب آن مـولاست

آن کـه دربـارۀ وی آمـده سـاق مرضوض
چشم‌ها گر ز غمش خـون بفشانند رواست

روز بیسـت و ششـم مـاه رجـب داغ پـدر
بـر دل و بـر جگـر سوختـۀ شیـر خداست

بـر دل ختـم رســل داغ ابـوطالـب مانـد
آن کـه ایمـانش فـوق همـۀ ایمان‌هاست

بیست و هفت رجب است عید بزرگی دیگر
عید مزمـل و مدثــر و نــور و طاهـاست

عید بعثـت کـه نبـی رخـت رسالت پوشید
به! چه عیدی که به از عید صیام و اضحاست

عید پــرواز بشــر، عیــد نــزول قــرآن
عید نابــودی بـت، عیـد تجلای خداست

بیست و هشت رجب آغاز فراقی‌ست بزرگ
که حسین‌بن‌علی عازم دشت و صحراست

کـاروان پسـر فـاطمــه هنگـام سحــر
سر به کف دارد و عازم به سوی کرب‌و‌بلاست

عــزم حــج دارد و در اول ره مـی‌بینــد
قتلگاه است بر او مروه، صفا تشت طلاست

هم‌قـدم زینـب و عبـاس و علی‌اکبر
پیش رویش علی و پشت سر او زهراست

گاه بـر فـرق علـی‌اکبـر خـود می‌نگــرد
گاه می‌گرید و چشمش به دو دست سقاست

گاه در سینـه کنـد نوک سنان را احساس
گاه بیند که بریـده سـر پـاکش ز قفاست

سر به کف داشتن و تیـر گرفتـن به جگر
سپـر سنگ شـدن حـج امـام شهـداست

«میثم!»آن تربت شش‌گوشه بود در بر تو

وای من! از چه ندیدی حرم یار کجاست؟
استاد سازگار





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه رجب، مناجات،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

دست های خالی از ما و عطایش با شما

آمدن تا سفره با ما و سخایش با شما

عاشق و معشوق هر کس کار خود را می کند

شاعری کردن ز ما، زلف رهایش با شما

از ازل تا روز آخر پای پرچم ماندنم‌...

...ابتدایش با تو بود و انتهایش با شما

سینه ها ملکِ تو شد یابن الحسن، آباد کن

سرزمین دل زِ ما، طرحِ بنایش با شما

بین ما و بین رب پرده دری هایی شده

رَبَّنا گفتن ز ما، إغْفِرْ لَنایش با شما

بی رضای تو گناه هیچ کس بخشیده نیست

آه از ما، توبه از ما و رضایش با شما

اذن گریه کردن بر فاطمه با مجتباست

روزی سینه زنی در روضه هایش با شما

همسرش را زد ولی تکلیف حیدر صبر بود

پس جزای سیلی و نارِ جفایش با شما

جان فدا کردن میان لشکرت با نوکران

بستن سربند زرد مرتضایش با شما

شاعر : محمد جواد شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، امام زمان،
لینک های مرتبط :
امام صادق علیه السّلام فرمودند:

ما مِن یَومِ نَیروزٍ إلاّ و نَحنُ نَتَوقَّعُ فِیهِ الفَرَجَ لأِنَّهُ مِن أیّامِنا و أیّامِ شِیعَتِنا؛

ترجمه:

هیچ نوروزی نیست مگر آن كه ما در آن روز منتظر فرج
 [ظهور قائم آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلم]
هستیم؛ چرا كه نوروز از روزهای ما و شیعیان ما است.
مستدرك الوسائل ، ج 6 ، ص 352





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

کاش امشب زائر کرب و بلا بودم حسین

کاش امشب در میان زائرا بودم حسین

کاش امشب در هوای اسمان گنبدت

میپریدم چون کبوتر ی رهابودم حسین

کاش امشب گوشه ای از بارگاه با صفات

مشغول ذکرو مناجات و دعا بودم حسین

کاش امشب موقع سینه زنی در علقمه

مشغول ذکر اَخا اَدرک اَخا بودم حسین

کاش امشب جون میدادم موقع سینه زنی

وقتی که یاد غمه تو ،سر جدا بودم حسین

رضانصابی





نوع مطلب :
برچسب ها : شب جمعه، مناجات، محرم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

فصلی که در نبود تو آید بهار نیست

اصلا زمین بدون شما برقرار نیست

این سال ها بدون شما نو نمی شود

این جمعه های رد شده با اعتبار نیست

پژمرده و شکسته شده هر شکوفه ای

رنگ طراوتی به رخ سبزه زار نیست

سالی دگر اضافه به تقویم ها شده

ما را دگر تحمل این روزگار نیست

بیمار هجر یوسف کنعان شدیم لیک

درمان دردمان که به جز وصل یار نیست

هر لحظه از فراق و غم دوری شما

کار تمام مان که به جز انتظار نیست

در گیر و دار سال جدیدیم روز و شب

اصلا حواسمان به ظهور نگار نیست

فصل بهار آمده اما خزان ماست

فصلی که در نبود تو آید بهار نیست

علی علی بیگی





نوع مطلب :
برچسب ها : تحویل سال،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

هفتۀ آخر است آمده ام

پیش تو کسبِ اعتبار کنم

بی محلی نکن که میمیرم

بی محلی کنی چِکار کنم

یک دل سیر گریه آوردم

پُرم از دردهایِ بی درمان

همه دَرها بروم بسته شده

گله دارد ز دست من قرآن

من همانم که در تمامیِ سال

به بِطالت گذشت هر روزم

آتشی نفسِ من بپا کرده

که میانش هنوز میسوزم

پشت مردم زیاد حَرف زدم

بارِ غیبت قدِ مرا خم کرد

این همه نانِ شبهه خوردن ها

برکت ، سفرۀ مرا کم کرد

فکرُ و ذکرم همه به دنیا رفت

حالِ اشک و عبادتم گم شد

چوب ها خوردم از ریاکاری

در عبادات نیّتم گم شد

با کمیل آمدم برایِ دعا

یک نگاهم بکن بحق علی

بارها رفته ام به بیراهه

سربه راهم بکن بحق علی

شب جمعه ست وقت گریه و عشق

کربلایی شُدن صفا دارد

فاطمه میدهد براتش را

هر کسی میلِ کربلا دارد

سر خاک پسر به چه حالی

مادری دلشکسته می آید

دستِ خود را گرفته بر پهلو

قدکمان زار و خسته می آید

یا بُنَیّ به روی لب دارد ...

پسرم جوشن و عَبات چه شد؟

من نبینم که تو برهنه شدی

پیرهن دوختم برات چه شد؟





نوع مطلب :
برچسب ها : پایان سال، مناجات،
لینک های مرتبط :

ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﺁﺷﻔﺘﻪ‌ﺍﻡ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﺷﺐ ﺗﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﮔﻔﺘﻢ ﺩﻭﺍﯼ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ

ﺍﻣّﺎ ﻃﺒﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻥ ﯾﻮﺳﻒ ﻧﻤﯽ‌ﺭﻭﺩ

ﺣﻖ ﻣﯽ‌ﺩﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﭼﺸﻢ ﺗﺮﻡ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﺩﻩ ﻣﺎﻧﺪ

ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺟﻤﻌﻪ ﻭ ﺩﻟﺪﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﻣﻦ ﭼﻪ ﻏﺮﻭﺏ‌ﻫﺎ ﮐﻪ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﺗﻮ

ﺁﯾﻪ، ﻗﺴﻢ، ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﻧﻈﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ

ﺷﮑﺮ ﺧــــــﺪﺍ ﺯ ﻣﺎ ﻧﻈﺮ ﯾﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ

ﺑﯿﺮﺍﻫﻪ ﺭﻓﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﻭ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﺍﻭ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ ﺁﺑﺮﻭﯾﻢ ﺭﺍ ﺧﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺍﺑﺮ ﮐَﺮَﻡ ﺯ ﻋﺒﺪ ﮔﻨﻬﮑﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﺍﺻﻼ‌ً ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭ ﭼﻪ ﺑﻬﺎﺭﯼ؟ ﭼﻪ ﻟﺬّﺗﯽ؟

ﺑﯽ ﺍﻭ ﻧﺴﯿﻢ ﻫﻢ ﺳﻮﯼ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺑﻪ ﻣﺎﺗﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ‌ﺍﯾﻢ

ﻣﺮﺛﯿّﻪ‌ﺧﻮﺍﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﻣﺴﻤﺎﺭ برنگشت

ﺳﺎﻝ ﺟﺪﯾﺪ، ﺳﺎﻝ ﻓﺮﺝ، ﺳﺎﻝ ﮐﺮﺑﻼ‌

ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ

محمد جواد پرچمی





نوع مطلب :
برچسب ها : پایان سال، امام زمان،
لینک های مرتبط :
کوثری از سوره ی طاها به دنیا آمدی
تا رسد انّا به اعطینا به دنیا آمدی

تا یتیمی پدر را اندکی جبران کنی
دختری و مادر بابا به دنیا آمدی

هر کجا کردی تشرف صاحب تشریف شد
مکه شد آنجا که تو آنجا به دنیا آمدی

قل هو الله احد ای معنی کفوا احد
تا که باشی همسر مولا به دنیا آمدی

تا که هجده سال هم اهل زمین درکت کنند
پس به شکل حضرت زهرا به دنیا آمدی

بعد عمری که دلیل زندگی پوشیده بود
آخرش ای علت دنیا به دنیا آمدی

با خبر بودی اگر از اتفاق کوچه ها
پس چرا انسیة الحُورا به دنیا آمدی

غصه ی ارباب ما را داشتی آن قَدْر که؛
بازهم در ظهر عاشورا به دنیا آمدی

مادرش بودی ولی یک لحظه بر بالای تل
در حقیقت زینب کبری به دنیا آمدی




نوع مطلب :
برچسب ها : ولادت حضرت زهرا،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

 وقت وداع فصل بهاران بگو حسین

در لحظه های بارش باران بگو حسین

 

هرجا دلت گرفت کمی محتشم بخوان

هی در میان گریه بگو جان، بگو حسین

 

کشتی شکست خورده که دیدی به کارزار

در خاک و خون تپیده به میدان بگو حسین

 

از نام گرم او دل برف آب می رود

در سردسیر سخت زمستان بگو حسین

 

تغییر کرده است لغتنامه هایمان

زین پس به جای واژه عطشان بگو حسین

 

روضه بخوان که لحظه ی طغیان چشم ما

همپای چشمه های خروشان بگو حسین

 

دیدی اگر که جسم قمر زیر آفتاب

مانده سه روز بین بیابان بگو حسین

 

دیدی اگر که جامه ی یوسف ربوده اند

افتاده بین معرکه عریان بگو حسین

 

دیدی اگر که قاری قرآن سرش شکست

از سنگ قوم دشمن قرآن بگو حسین





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، مناجات، امام حسین،
لینک های مرتبط :
آید آن روز که دلدار بیاید از راه
نازنین یار سبکبار بیاید از راه

بوی پیراهن محبوب به یعقوب رسد
عاشقان یوسف بازار بیاید از راه

چشم ظلمت زدگان در طلب دیدن اوست
ماه زیبای شب تار بیاید از راه

انتظار همه پایان رسد ای منتظران
عاقبت لحظه ی دیدار بیاید ز راه

پادشاهان جهان را به ندایی برگو
سید و سرور و سالار بیاید از راه

آخر آن منتقم خون حسین و زهرا
تکیه بر کعبه زند یار بیاید از راه 




نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان،
لینک های مرتبط :
(زائرِ بهشتِ نورم
امشبُ به عشقِ مولا
نوکرِ حسین که باشی
مادرِ تو میشه زهرا )

(سایۀ حسین رو سَرَمِ
مادرِ حسین ، مادَرَمِ )2

(مادر،پِسرتُ نگا کن
مادر،بیا برام دعا کن
مادر،دِلَمُ کربلا کن )2

دوسِت دارم مادر 3 روزِت مبارک ...

(زائرِ بهشتِ نورم
من به عشقِ تو اسیرَم
روزِ مادرُ ایشاالله
من مدینه جشن بگیرم ...)2

حرفِ اولُ آخرَمه ، مادرِ حسین مادرَمه 2

(من که ندارمُ فقیرم
امشب درِ خونت که میرم
مادر بگی بمیر میمیرم)2

دوسِت دارم مادر 3 روزِت مبارک ...

(زائرِ بهشتِ نورم
حرفِ کربلا شد امشب
ما غلامِ بچه هاتیم
مخصوصا حسینُ و زینب ) 2

مثلِ سقا این باوَرَمه
مادرِ حسین مادرَمه

(بُرده دیگه دِلم رو دلبر
قلبم میگیره ذکرِ حیدر
این هم کادوی روزِ مادر)2

دوسِت دارم مادر 3 روزِت مبارک 




نوع مطلب :
برچسب ها : ولادت حضرت زهرا،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

بسم رب الشهدا

باز یه جاموندهِ آقا

داره میخونهِ برات

چی میشه شهید بشم

تا یه رو سفید بشم

بشم خاکِ زیر پات

پیچیده بوی ... شهدا توی ...

کوچه های شهرمون

دلمون گیره ... داره میمیره ...

تو صدام کن آقاجون

یادمون بده ...

سبک بال مثهِ شهیدا پر بگیریم

چی میشه حسین ...

پای عشقِ زینبت یه روز بمیریم

(اربابم حسین

اربابم حسین حسین حسین حسین جان)

میخونم یا لَیتَنا

با امامُ و شهدا

تا نمونم زیر دِین

تا منم پر بگیرم

عاشقونهِ بمیرم

پای پرچمِ حسین

شهدا زِندن ... آره دل کندن ...

از خوشیه روزگار

چقدر خوندیم ... که ما جاموندیم ...

از رسیدن به یاران

آرزومه که

پا پرچم با شکوه یا لثارات

تا منم بشم

شهید مدافع عمه ی سادات

(اربابم حسین

اربابم حسین حسین حسین حسین جان

آخر روضه با آه

کنارت تو قتلگاه

بی امونه زینبم

توی قتلگاه تو

زیر نور ماه تو

روضه خونِ زینبم

این دوسه روزی ... داری میسوزی ...

زیر نور آفتاب

بدنت خاکِ ... رو تنت خاک ِ...

روی این خاکا نخواب

داداشم پاشو

داداشم پاشو ببین نامحرما رو

زیر نیزه ها

داداشم ببین کتک خوردن مارو

اربابم حسین حسین حسین حسین جان)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به سبک:کنار قدم های جابر

الا مادرآسمانی

توبانوی زهرا نشانی

علمدارعشق ونجابت

تو مافوق وصف و بیانی

چقد نام تو دلنشینه

گدای تو روح الامینه

همه هستی و جون نوکر

فقط نذر ام البنینه

کنم من مباهات،شدم خاک پایت

همه خونوادم،بی بی جون فدایت

ادرکنی،ام البنین

‏تویی کنز جود و سخاوت

به من کردی بی بی محبت

تمام فلک غرق اندوه

به سینه زدن زین مصیبت

به سینه بزن شیعه محکم

میاد بوی عطر گل یاس

بمیرم برا مادری که

ز دست داده شیری چو عباس

برای علمدار،همیشه حزینی

تو ام البنینه،بدون بنینی

ادرکنی،ام البنین

‏امید و قرارم ابوالفضل

برات جان نثارم ابوالفضل

منم عاشق روی ماهت

تویی تونگارم ابوالفضل

‏عزادار مادرتونم

بهشتم آقا روضه هاته

شفاعت من روز محشر

آقا بسته به نیم نگاته

میباره دو چشمم،خدایا غمینم

میخونم عزادار ام البنینم

ادرکنی،ام البنین





نوع مطلب :
برچسب ها : ام البنین، نوحه، وفات ام البنین،
لینک های مرتبط :

ما همه هستیم ، غرقه در احساس

سینه زنهای ، مادر عباس

آنکه دارد بوی قرآن ، عطر گلهای کلامش

مادری که تربیت کرد ، چار خادم بر امامش

مولاتی ام البنین

در مدینه با سوز عالمگیر

چونکه بشنید از مشک و چشم و تیر

با زبانِ حال و قالش ، گفته با چشمان گریان

چهار فرزندم فدای ، خاک پایت ای حسین جان

مولاتی ام البنین

غرقه خون گردید ، پیکر سقا

یک عمودی خورد ، بر سر سقا

در کنار نهر علقم ، چونکه پرپر شد گل یاس

فاطمه آمد کنارِ ، پیکر بی دست عباس

مولاتی ام البنین





نوع مطلب :
برچسب ها : ام البنین، نوحه، وفات ام البنین،
لینک های مرتبط :

چادر خاکی به سر شیون فراوان می کند

گریه های بی هوا همچون یتیمان می کند

میرود بالای صورت های قبر

اهل شهر را به صرف روضه مهمان می کند

کار او گشته حضور و نوحه خوانی در بقیع

با همین کارش زیارت را چه آسان می کند

آمده از ره بشیر آن قاصد کرببلا

بین بصیرت را فدای حال شیران می کند

او نگفت هرگز ، بشیر احوال عباسم بگو

او سوالاتش فدای حال سلطان می کند

تاخبر دادند به او از ماجرای دشت طف

هر شب عمرش ببین شام غریبان می کند

زینب آورده برایش یادگار از واقعه

یک سپر ام البنین را جسم بی جان می کند

علی صمدی





نوع مطلب :
برچسب ها : ام البنین، وفات ام البنین،
لینک های مرتبط :
هر چه دارم همه از حضرت اُمُّ الْقَمَر است
بهترین شغل ، فقط خدمت اُمُّ الْقَمَر است

پدرم جزءِ غلامان همین خانم بود
پس از او هم پسرش رعیت اُمُّ الْقَمَر است

دست خالی ز در خانه ی لطفش نروم
دادن حاجت من عادت اُمُّ الْقَمَر است

رزق سالانه ی خود را ز درش می گیرم
سفره ی من همه از برکت اُمُّ الْقَمَر است

زائر ماه ، به عرشِ حرم الله شدن ...
به خدا در گِروِ دعوت اُمُّ الْقَمَر است

حضرت زینب کبری شده "زِیْنُ الْحِیدَر"
قمر هاشمیون ، زینت اُمُّ الْقَمَر است

آه ، که سنگ مزارش شده خاک آلوده
خاک قبرش سند غربت اُمُّ الْقَمَر است

کاش ، یک روز ، ببینیم ، که سقاخانه ...
در کنار حرم و تربت اُمُّ الْقَمَر است

هر کجایی که سخن از ادب عباس است
مطمئنا پس از آن صحبت اُمُّ الْقَمَر است

پسرش آخر مردانگی و غیرت بود
هیبتش ارثیه ی هیبت اُمُّ الْقَمَر است

یک نفر گفت ، که قبر پسرت کوچک بود
این سخن ، خود سبب حیرت اُمُّ الْقَمَر است

آن همه هیبت و رعنایی عباس ، چه شد؟
نقشی از قبر ، فقط قسمت اُمُّ الْقَمَر است

لطمه ها زد ز غم روضه ی شاه بی سر
جای این داغ ، روی صورت اُمُّ الْقَمَر است

شرم ، از مادر اصغر بخدا پیرش کرد
مشکِ پاره سبب خجلت اُمُّ الْقَمَر است

"کاش می شد که کمی آب ، به اصغر برسد"
این سخن ، گوشه ای از حسرت اُمُّ الْقَمَر است




نوع مطلب :
برچسب ها : ام البنین، وفات ام البنین،
لینک های مرتبط :
امسال هم گذشت و تو آقا نیامدی
چشمان ما سپید شد اما نیامدی

یعقوب وار ، گریه ی هجران نموده ایم
ای یوسفِ عشیره ی زهرا نیامدی

حال دلِ مریض من آقا وخیم شد
اما شما برای مداوا نیامدی

مُردیم از فراق تو و روزگار هجر
ای حضرت حیات ، مسیحا !! نیامدی

از فتنه ی یهود ، چه فریادها زدیم
ای مقتدای حضرت موسی نیامدی

حتما دلیل غیبت طولانی ات منم
حتما به خاطر منِ رسوا نیامدی

جای زمینه سازی روز ظهور تو ...
دائم غزل سروده شده با "نیامدی"

کم کار کرده ایم برای ظهور تو
یاری نکرده ایم ، شما را ، نیامدی




نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، امام زمان،
لینک های مرتبط :

من گَرْد راه حضرت زهرا نمی شوم

هرگز به جای ام ابیها نمی شوم

او دختر پیمبر و همتای حیدر است

من جز کنیز دختر زهرا نمی شوم

هر خدمتی کنم به یتیمان فاطمه

مادر برای زینب کبری نمی شوم

چون بوسه می زنم به قدم های زینبین

بی اذن زینب از قدمش پا نمی شوم

او روح امتحان شده ی قبل خلقت است

بی امتحان عشق که حورا نمی شوم

ضربه نخورده ام که کنم سینه را سپر

دیوار و در ندیده مهیّا نمی شوم

دین را ز پشت در نفس تازه می دمید

صاحب نفس نگشته مسیحا نمی شوم

بی پهلوی شکسته نگردم امین وحی

سیلی نخورده سرور زن ها نمی شوم

آقا بیا و نام مرا فاطمه مخوان

با اسم گل شبیه مسمّا نمی شوم

وقتی حسن به صوت حزین ناله می کند

بنشینم از فغان و ز جا پا نمی شوم

دیگر توان زمزمه از دست می دهم

وقتی حریف هق هق مولا نمی شوم

اشک حسین اوج گرفتاری من است

مرهم برای این همه غمها نمی شوم

عباس من غلام عزیزان فاطمه ست

بی دست او که حامی طاها نمی شوم

این دستها به درد علم می خورد حسین

هرچند یار بازوی زهرا نمی شوم

این با ادب ترین پسرم نذر کوثر است

من بی شهید علقمه معنا نمی شوم

تا کربلا فدا ندهم جان نمی دهم

بی چشم تیر خورده من احیا نمی شوم

از بس حدیث عشق تو لبریز شد حسین

من بیش از این حریف پسرها نمی شوم

دیگر مرا خطاب به ام البنین نکن

بعد از حسین مادر سقا نمی شوم

مثل رباب کنج بقیع خیمه می زنم

سایه نشین گنبد خضرا نمی شوم

من با فرات قهرم و شاکی ز علقمه

دیگر انیس ساحل دریا نمی شوم

باور نمی کنم که حسینم شهید شد

بعد از حسین ساکن دنیا نمی شوم

محمود ژولیده





نوع مطلب :
برچسب ها : وفات ام البنین،
لینک های مرتبط :

کریمان همه مات ام البنین اند

فقیر کرامات ام البنین اند

نه تنها دل ما که داوود و موسیٰ

اسیر مناجات ام البنین اند

همه ساقیانی که صاحب سبویند

دخیل خرابات ام البنین اند

مریدان عباسِ او در دو عالم

به دنبال خیرات ام البنین اند

پسرهای او یار خون خدایند

دلیل مباهات ام البنین اند

پسرهای نور و تجلی نورند

تجلی آیات ام البنین اند

به خورشید تابان قمرها می آید

به ام البنین این پسرها می آید

گرفتند ماهش... همه تکیه گاهش

گرفتند ابالفضل... پشت و پناهش

عصایی ندارد دم پیری حالا

نشانده زمانه به خاک سیاهش

امان از صبوری... کشیده قبوری

روی خاک و غم مانده در بین آهش

خدای ادب شد، بصیر عرب شد

ولی بوده هر جا به زینب نگاهش

ندیده دو عالم، کسی جز یل او

که دامان زهرا شود قتلگاهش

بشیر از پسرهای او دم نزن تو

بگو از حسینش... چه شد قبله گاهش؟!

پسرهای او نذر راه حسین اند

قمرهای او نذر راه حسین اند

غرورش شکسته ولی بازویش نه

دلش گرچه خون شد ولی پهلویش‌ نه

کسی دیده در بین خانه بیافتد

شراره به جان سر گیسویش... نه

کسی دیده در بین کوچه بیافتد

رد پنجه ی لاله چین بر رویش... نه

شده شوهرش را ببیند که از غم

گذارد سرش بر روی زانویش.‌‌.. نه

شنیده کسی که زن پا به ماهی

در سوخته بیاید سویش... نه

شده زیر در مادری باشد و بعد

کسی با لگد رد شود از رویش... نه

بهار دل آل حیدر خزان شد

قد فاطمه در جوانی کمان شد





نوع مطلب :
برچسب ها : ام البنین،
لینک های مرتبط :

عمر خود را به تمنا گذراندن خوب است

صبح و شب در طلبت اشک فشاندن خوب است

چشم‌های تو اگر ساقی مجلس باشد

دست بر پهلوی پیمانه رساندن خوب است

لب هجران زدگان را به تلافی فراق

جرعه‌ای از مِی وصل تو چشاندن خوب است

مثل آقای خراسانی و در مسلک تو

بنده را در بر ارباب نشاندن خوب است

زندگی با تو همان‌قدر که لذت‌بخش است

بی تو بالعکس فقط زنده نماندن خوب است

مژده‌ی آمدنت را چو بیارد نوروز

گرد و خاک از تن این خانه تکاندن خوب است

عصر هر جمعه‌ی دلگیر به خود می‌گویم

حرف گودال که شد فاش نخواندن خوب است

کاش آن رذل سیه‌دل ز خودش می‌پرسید

تیغ را بر گلوی تشنه کشاندن، خوب است؟

چهارده قرن گذشته است و نگفتند چرا

اسب روی بدن کشته دواندن خوب است





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، امام زمان،
لینک های مرتبط :
آقا چه میشود به غلامت  کرم کنی
با گوشه ی نگاه  دلش را  حرم کنی

از بس که با گنه دلتان را شکسته ام
لایق نیم  نگه  به دل  مضطرم  کنی

یک گوشه ی نگاه تو دل را جلا دهد
دل میدهم تو را که شما گوهرم کنی

آقا   مدال  نوکریت  را  ز  من   نگیر
من سینه میزنم که تو عاشقترم کنی

ازکاروان عشق تو جامانده ام حسین
آیا  شود  مرا   تو  مقیم  حرم   کنی؟

یک جرعه ای  بده تو ز صهبای کربلا
تا مست آن  شراب  می  کوثرم کنی




نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، مناجات، امام حسین،
لینک های مرتبط :

اجرا شده روزشنبه؛ مراسم ساخت گنبد حرم مطهر امامزاده ابراهیم علیه السلام (گجگین کرمان)95/12/14

سبک:منم باید برم...نریمانی

سلام من به تو سلام من به گنبدت



ببین یه بار دیگه اومده نوکر بدت



سلام من به تو سلام من به زائرت




وقتی که می بینم گنبد با صفات و من



یاد یه ماجرا میکنه دل رو پر محن



دلم از این حرم میره سر قبر حسن



حسن آقام آقام
غریب آقام آقام آقام



یاد مدینه کرد دلای ما تو این حرم



به یاد غربت چهار امام بی حرم



به یاد قبرای خاکی و یاد مادرم



ای کاش آقا مث این گنبد و گلدسته ها



یکی میرفت سر قبر امام مجتبی

حسن آقام آقام
غریب آقام آقام آقام
چه سِرّیه تو این حرم با صفا آقا



دلم از این حرم همیشه میره کربلا



میره کنار قبر ساقی و خون خدا



دوری کربلا دل منو عذاب میده



نمیدونم بَرات، به این دل خراب میده



آقایی که سلام همه رو جواب میده



حسین آقام آقام
غریب آقام آقام آقام





نوع مطلب :
برچسب ها : زمینه، نوحه،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

ازم نگیر،

آقا این شورشبای هیاتو

ازم نگیر،

پیرهن سیاه بزم روضتو

ازم نگیر،

منصب گدایی دیوونتو، ازم نگیر، 2

به تو محتاجم ای ارباب

مثل یه ماهی به دریا

از ته این دل میخونم

مددی حضرت ثارالله2

باز دوباره امشب

مست مست مستم

به توو شش گوشت

آقا جون دل بستم

میزنم برسینه

عبد زینب هستم

سیدی ثارالله یا اباعبدالله


خوب میدونی،

همه ی پشت و پنام فقط تویی

خوب میدونی،

خواب شیرین شبام فقط تویی

خوب میدونی،

علت اشک چشام فقط تویی

خوب میدونی، 2

به توو یه نیم نگاه تو

بخدا همیشه مدیونم

اگه تو منو نخوای آقا

ولی من پای تو میمونم2

تا نفس دارم من

روضتو میخونم

شب جمعه آقا

راهی مِی خونم

خواب میدیدم امشب

حرمت مهمونم

سیدی ثارالله یا اباعبدالله


کرببلا،

خیلی وقته که دلم تنگه برات

کرببلا،

واسه پرچم رو گنبد طلات

کرببلا،

جون ناقابلمو میدم برات

کرببلا،2

سیدی یا ایها الارباب

تاهمیشه نوکرت هستم

بذاتا همه بدونن من

سینه چاک مادرت هستم2

سگ کوی ارباب

این شده تقدیرم

گوشه ای از روضه ت

بسته شد زنجیرم

آخرش میدونم

کربلا میمیرم

سیدی ثارالله یا اباعبدالله





نوع مطلب :
برچسب ها : نوحه، محرم، زمینه،
لینک های مرتبط :

 ای روی تو از ارغوان نیلوفری تر

ای یار حیدر

حال دل و روز مرا برخیز و بنگر

ای یار حیدر

 

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها میان سیل غم ها

چه کنم بی تو زهرا

 

زهرای من رویِ کبودت ، کرده پیرم کرده پیرم

زخمیِ سینه ، شستشویت ، کرده پیرم کرده پیرم

 

فهمیدم الآن از چه قدت ، شد خمیده

نیلوفرم ، ای یاورم ، قامت کمانم

 

یا فاطمه یا فاطمه جان

یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه جان

 

ای هر نگاهت آسمان آرزویم

از غم چه گویم

ای ماه نیلی کن نظر یک دم برویم

از غم چه گویم 

 

ای غصه و محنت کشیده

ای در جوانی در جهان خیری ندیده

ای گل قد خمیده

 

زهرای من آشوب و کینه قاتلت شد قاتلت شد

بعد از نبی بغض و عداوت حاصلت شد حاصلت شد

 

یا فاطمه از داغ تو خون شد دل سنگ

نیلوفرم ، ای یاورم ، قامت کمانم

 

یا فاطمه یا فاطمه جان

یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه جان





نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، نوحه،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 9 اسفند 1395 :: نویسنده : محمد اثنی عشری
   آقاجون میبینی اشکامونو

میدونی غم تو دلهامونو

میشنوی ناله ی شبهامونو

میگیری دوباره دستامونو

 

تا وقتی که دعات پشت سرمه

دلم برای تو مثل حرمه

عزیززهرا-کجایی آقا

 

میخونیم نوحه ی مادرمادر

میخونیم روضه ی دیوار و در

میگیریم دم یا حیدر حیدر

میگیریم دم یا حیدر حبدر

 

دست تو رو سرم  مولا مولا

مادرت مادرم  مولا مولا

دعاکن که بشم  مثل زهرا

حامی رهبرم مولا مولا

 

بیا دل منو   باز هوایی کن

بیا نوکرتو کربلایی کن

 

عزیززهرا - کجایی آقا





نوع مطلب :
برچسب ها : ایام فاطمیه،
لینک های مرتبط :
بی بی سلام آمدم امشب عیادتت
باران شوم برای تو و داغ غربتت

بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی
با گریه های هِجر پیمبر چه می کنی

بی بی سلام راهی بستر شدی چرا؟
بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا؟

چیزی نمانده است دگر از وجود تو
رنگی نمانده است به روی کبود تو

سر درد داری و سر تو تیر می کشد
اصلا تکان نخور، پَرِ تو تیر می کشد

می ترسم اینکه پیرهنت لاله گون شود
می ترسم اینکه بستر تو غرق خون شود

پهلو شکسته، درد تو را آب کرده است
خیلی تو را شکسته و بی خواب کرده است

ای نور آشیانه چرا پیر گشته ای؟
آه ای جوان خانه چرا پیر گشته ای؟

جانم فدای پلکِ تَرِ نیمه جان تو
بی بی فدایِ روضه ی قدِّ کمان تو

بی بی سلام با غم زینب چه می کنی؟
با قصّه سه تا کفن امشب چه می کنی؟

انگار سوزِ آه تو در شور و شین شد
ذکر لبانِ خشک تو نام حسین شد

تو می روی ولی پسرت بی کفن شود
در قتلگاه، کشته ی صد پاره تن شود

پس با زبان پر گله زینب در آن میان
رو بر مدینه کرده و وا می کند زبان:

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست 




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
بار الها چه کنم گوهرم از دستم رفت
همدم و مونس و غم پرورم از دستم رفت

ماه من در شب تاریک نهان شد در خاک
آخر آن مرغ شکسته پرم از دستم رفت

ناگزیرم دگر از شهر مدینه بروم
چه کنم گر نروم همسرم از دستم رفت

فاتح خیبرم و خانه نشینم کردند
کشته شد فاطمه و یاورم از دستم رفت

درگهم مقتل محبوب جوانمرگ من است
هیجده ساله حمایتگرم از دستم رفت

غسل میدادم و دیدم بدنش مجروح است
وا مصیبت گل نیلوفرم از دستم رفت

فاطمه یک تنه بر من عوض لشگر بود
موج زد فوج بلا ، لشگرم از دستم رفت

صِهر پیغمبرم و خسته ز جور امّت
(صِهر:داماد)
ساقی کوثرم و کوثرم از دستم رفت

دگر از ناله اش اهل وطن آسوده شدند
راحتی بخش دل مضطرم از دستم رفت

آبِ رفته که شنیدست به جو برگردد
عاقبت نور دو چشم ترم از دستم رفت

کاش میبود خدیجه سر قبرش میگفت
وای بر حال علی دخترم از دستم رفت

نفسی میکشم و همنفسی میجویم
درد دل با که کنم دلبرم از دستم رفت

ترسم از آن که بُوَد زندگیم طولانی
سیرم از جان که ز جان بهترم از دستم رفت

گردد از ناله ی زینب جگرم خون شبها
گوید ای وای خدا مادرم از دستم رفت




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
خوشی ز عمر ندیده، خدا نگهدارت
صنوبری که خمیده، خدا نگهدارت

بپرس از حسنینت، چگونه از مسجد
علی به خانه رسیده، خدا نگهدارت

نبود رسم رفاقت که همسرت نشنید
غمی که فضّه شنیده! خدا نگهدارت

تو می‌روی و من و قاتلِ تو ده‌ها سال
شَویم دیده به دیده... خدا نگهدارت

محاسنی که در این سن سفید شد، گویاست
که شوهرت چه کشیده، خدا نگهدارت

چه خوب شد که می‌افتد نگاهِ کودکمان
به مادری که ندیده، خدا نگهدارت

قرار بعدی ما کربلا زمانِ غروب
کنار رأس بریده، خدا نگهدارت




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
امشب مدینه خوابِ راحت کرد مادر
اما تو را خیلی اذیت کرد مادر

همسایه هایت را دعا کردی و این شهر
هرشب فقط پشتِ تو غیبت کرد مادر

چشم و سر و پهلویَم امشب درد دارند
دردِ تو بر ما هم سرایت کرد مادر

بابا تو را می شست دیدم رفت از حال
وقتی به بازویِ تو دقت کرد مادر

این زخمِ سینه عاقبت کارِ خودش کرد
ما را اسیرِ این مصیبت کرد مادر

هم اشک هم بابا عرق می ریخت اما
حالِ مرا خیلی رعایت کرد مادر

از چادری که سهمِ من شد از تو،پیداست
آتش فقط از تو عیادت کرد مادر

با آنهمه زخمی که خوردی ، قاتلِ تو
از ماندنت در کوچه حیرت کرد مادر

آنروز دیدم هفت جایت را شکستند
دیدم مغیره هِی جسارت کرد مادر

دست از قلافِ خویش قُنفذ بر نمی داشت
هِی زد ، تو را غرقِ جراحت کرد مادر

از بس برایم روضه خواندی از حسینم
چشمم به این خون گریه عادت کرد مادر

می آید آنروزی که می گویم : کجایی
پیراهنش را شمر غارت کرد مادر

بر نیزه بود و ناگهان دیدم که سنگی
پیشانیِ او را دو قسمت کرد مادر

بازارِ شام و حال و روزِ ما به بازار
عباس را غرقِ خجالت کرد مادر

عمداً سنان با چند نامردِ یهودی
ما را معطل چند ساعت کرد مادر




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
رو بگردانی زِ ما دنیا جهنم می شود
روزیِ ما روز و شب اندوه و ماتم می شود
پلكهایت باز كن درهای رحمت را نبند
بی نگاه تو دل ما خانه غم می شود
عاقبت هركس دلش را شستشو داد از گناه
در حریم آیة تطهیر ، مَحرم می شود
در سر و رویم شده پیدا دگر موی سپید
فرصت دیدار دارد روز و شب كم می شود
چون خَمِ گیسوی تو ای لیلیِ صحرا نشین
قامت چشم انتظاران شما خم می شود
با كمان اَبرُوانَت زود می ریزد به هم
نبض عالم با نگاه تو منظم می شود
یا ولی اله راضی می شوی از دست من ؟
با رضای تو رضای حق فراهم می شود
هر كه زهرا مادرت را الگوی راهش كند
وقت لبخند تو مشغول دعا هم می شود
خاك پای مادر تو سرمة چشمان ماست
دست بوسِ او رسول اللهِ خاتم می شود
شك ندارم كه حسین هم با دعای مادرش
صاحب كرب و بلا ، اربابِ عالَم می شود
گریه ما باعث تسكین قلبِ فاطمه است
این حسین جانها به زخم سینه مرهم می شود
فاطمیه كربلا شبهای جمعه دیدنی ست
مادرت صاحب عزای ذبح اعظم می شود
این پسر هم مثل مادر جای تنگی گیر كرد
دنده ها اینگونه شكلش نا منظم می شود
روضه گودال مثل روضه مسمار شد
ماجرای كوچه زیر چكمه ها تكرار شد




نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، امام زمان،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام:
به فضل خداوند منان و لطف اهلبیت علیهم السلام اشعاری را گردآوری میکنیم تا در رونق جلسات ائمه اطهار سلام الله علیهم به اندازه ذره ای سهیم باشیم.
انشاالله
مدیر وبلاگ : محمد اثنی عشری
مطالب اخیر
نظرسنجی
با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
احادیث ****** سخن بزرگان *****