مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود* او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت
درباره وبلاگ


با سلام:
به فضل خداوند منان و لطف اهلبیت علیهم السلام اشعاری را گردآوری میکنیم تا در رونق جلسات ائمه اطهار سلام الله علیهم به اندازه ذره ای سهیم باشیم.
انشاالله

مدیر وبلاگ : محمد اثنی عشری
مطالب اخیر
نظرسنجی
با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟




 ای روی تو از ارغوان نیلوفری تر

ای یار حیدر

حال دل و روز مرا برخیز و بنگر

ای یار حیدر

 

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها میان سیل غم ها

چه کنم بی تو زهرا

 

زهرای من رویِ کبودت ، کرده پیرم کرده پیرم

زخمیِ سینه ، شستشویت ، کرده پیرم کرده پیرم

 

فهمیدم الآن از چه قدت ، شد خمیده

نیلوفرم ، ای یاورم ، قامت کمانم

 

یا فاطمه یا فاطمه جان

یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه جان

 

ای هر نگاهت آسمان آرزویم

از غم چه گویم

ای ماه نیلی کن نظر یک دم برویم

از غم چه گویم 

 

ای غصه و محنت کشیده

ای در جوانی در جهان خیری ندیده

ای گل قد خمیده

 

زهرای من آشوب و کینه قاتلت شد قاتلت شد

بعد از نبی بغض و عداوت حاصلت شد حاصلت شد

 

یا فاطمه از داغ تو خون شد دل سنگ

نیلوفرم ، ای یاورم ، قامت کمانم

 

یا فاطمه یا فاطمه جان

یا فاطمه یا فاطمه یا فاطمه جان



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، نوحه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
   آقاجون میبینی اشکامونو

میدونی غم تو دلهامونو

میشنوی ناله ی شبهامونو

میگیری دوباره دستامونو

 

تا وقتی که دعات پشت سرمه

دلم برای تو مثل حرمه

عزیززهرا-کجایی آقا

 

میخونیم نوحه ی مادرمادر

میخونیم روضه ی دیوار و در

میگیریم دم یا حیدر حیدر

میگیریم دم یا حیدر حبدر

 

دست تو رو سرم  مولا مولا

مادرت مادرم  مولا مولا

دعاکن که بشم  مثل زهرا

حامی رهبرم مولا مولا

 

بیا دل منو   باز هوایی کن

بیا نوکرتو کربلایی کن

 

عزیززهرا - کجایی آقا



نوع مطلب :
برچسب ها : ایام فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بی بی سلام آمدم امشب عیادتت
باران شوم برای تو و داغ غربتت

بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی
با گریه های هِجر پیمبر چه می کنی

بی بی سلام راهی بستر شدی چرا؟
بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا؟

چیزی نمانده است دگر از وجود تو
رنگی نمانده است به روی کبود تو

سر درد داری و سر تو تیر می کشد
اصلا تکان نخور، پَرِ تو تیر می کشد

می ترسم اینکه پیرهنت لاله گون شود
می ترسم اینکه بستر تو غرق خون شود

پهلو شکسته، درد تو را آب کرده است
خیلی تو را شکسته و بی خواب کرده است

ای نور آشیانه چرا پیر گشته ای؟
آه ای جوان خانه چرا پیر گشته ای؟

جانم فدای پلکِ تَرِ نیمه جان تو
بی بی فدایِ روضه ی قدِّ کمان تو

بی بی سلام با غم زینب چه می کنی؟
با قصّه سه تا کفن امشب چه می کنی؟

انگار سوزِ آه تو در شور و شین شد
ذکر لبانِ خشک تو نام حسین شد

تو می روی ولی پسرت بی کفن شود
در قتلگاه، کشته ی صد پاره تن شود

پس با زبان پر گله زینب در آن میان
رو بر مدینه کرده و وا می کند زبان:

این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست 


نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
بار الها چه کنم گوهرم از دستم رفت
همدم و مونس و غم پرورم از دستم رفت

ماه من در شب تاریک نهان شد در خاک
آخر آن مرغ شکسته پرم از دستم رفت

ناگزیرم دگر از شهر مدینه بروم
چه کنم گر نروم همسرم از دستم رفت

فاتح خیبرم و خانه نشینم کردند
کشته شد فاطمه و یاورم از دستم رفت

درگهم مقتل محبوب جوانمرگ من است
هیجده ساله حمایتگرم از دستم رفت

غسل میدادم و دیدم بدنش مجروح است
وا مصیبت گل نیلوفرم از دستم رفت

فاطمه یک تنه بر من عوض لشگر بود
موج زد فوج بلا ، لشگرم از دستم رفت

صِهر پیغمبرم و خسته ز جور امّت
(صِهر:داماد)
ساقی کوثرم و کوثرم از دستم رفت

دگر از ناله اش اهل وطن آسوده شدند
راحتی بخش دل مضطرم از دستم رفت

آبِ رفته که شنیدست به جو برگردد
عاقبت نور دو چشم ترم از دستم رفت

کاش میبود خدیجه سر قبرش میگفت
وای بر حال علی دخترم از دستم رفت

نفسی میکشم و همنفسی میجویم
درد دل با که کنم دلبرم از دستم رفت

ترسم از آن که بُوَد زندگیم طولانی
سیرم از جان که ز جان بهترم از دستم رفت

گردد از ناله ی زینب جگرم خون شبها
گوید ای وای خدا مادرم از دستم رفت


نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
خوشی ز عمر ندیده، خدا نگهدارت
صنوبری که خمیده، خدا نگهدارت

بپرس از حسنینت، چگونه از مسجد
علی به خانه رسیده، خدا نگهدارت

نبود رسم رفاقت که همسرت نشنید
غمی که فضّه شنیده! خدا نگهدارت

تو می‌روی و من و قاتلِ تو ده‌ها سال
شَویم دیده به دیده... خدا نگهدارت

محاسنی که در این سن سفید شد، گویاست
که شوهرت چه کشیده، خدا نگهدارت

چه خوب شد که می‌افتد نگاهِ کودکمان
به مادری که ندیده، خدا نگهدارت

قرار بعدی ما کربلا زمانِ غروب
کنار رأس بریده، خدا نگهدارت


نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
امشب مدینه خوابِ راحت کرد مادر
اما تو را خیلی اذیت کرد مادر

همسایه هایت را دعا کردی و این شهر
هرشب فقط پشتِ تو غیبت کرد مادر

چشم و سر و پهلویَم امشب درد دارند
دردِ تو بر ما هم سرایت کرد مادر

بابا تو را می شست دیدم رفت از حال
وقتی به بازویِ تو دقت کرد مادر

این زخمِ سینه عاقبت کارِ خودش کرد
ما را اسیرِ این مصیبت کرد مادر

هم اشک هم بابا عرق می ریخت اما
حالِ مرا خیلی رعایت کرد مادر

از چادری که سهمِ من شد از تو،پیداست
آتش فقط از تو عیادت کرد مادر

با آنهمه زخمی که خوردی ، قاتلِ تو
از ماندنت در کوچه حیرت کرد مادر

آنروز دیدم هفت جایت را شکستند
دیدم مغیره هِی جسارت کرد مادر

دست از قلافِ خویش قُنفذ بر نمی داشت
هِی زد ، تو را غرقِ جراحت کرد مادر

از بس برایم روضه خواندی از حسینم
چشمم به این خون گریه عادت کرد مادر

می آید آنروزی که می گویم : کجایی
پیراهنش را شمر غارت کرد مادر

بر نیزه بود و ناگهان دیدم که سنگی
پیشانیِ او را دو قسمت کرد مادر

بازارِ شام و حال و روزِ ما به بازار
عباس را غرقِ خجالت کرد مادر

عمداً سنان با چند نامردِ یهودی
ما را معطل چند ساعت کرد مادر


نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
رو بگردانی زِ ما دنیا جهنم می شود
روزیِ ما روز و شب اندوه و ماتم می شود
پلكهایت باز كن درهای رحمت را نبند
بی نگاه تو دل ما خانه غم می شود
عاقبت هركس دلش را شستشو داد از گناه
در حریم آیة تطهیر ، مَحرم می شود
در سر و رویم شده پیدا دگر موی سپید
فرصت دیدار دارد روز و شب كم می شود
چون خَمِ گیسوی تو ای لیلیِ صحرا نشین
قامت چشم انتظاران شما خم می شود
با كمان اَبرُوانَت زود می ریزد به هم
نبض عالم با نگاه تو منظم می شود
یا ولی اله راضی می شوی از دست من ؟
با رضای تو رضای حق فراهم می شود
هر كه زهرا مادرت را الگوی راهش كند
وقت لبخند تو مشغول دعا هم می شود
خاك پای مادر تو سرمة چشمان ماست
دست بوسِ او رسول اللهِ خاتم می شود
شك ندارم كه حسین هم با دعای مادرش
صاحب كرب و بلا ، اربابِ عالَم می شود
گریه ما باعث تسكین قلبِ فاطمه است
این حسین جانها به زخم سینه مرهم می شود
فاطمیه كربلا شبهای جمعه دیدنی ست
مادرت صاحب عزای ذبح اعظم می شود
این پسر هم مثل مادر جای تنگی گیر كرد
دنده ها اینگونه شكلش نا منظم می شود
روضه گودال مثل روضه مسمار شد
ماجرای كوچه زیر چكمه ها تكرار شد


نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، امام زمان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
ای امید آخر دلهای ما کاری بکن
درمیان لحظه ی سبز دعا کاری بکن

خسته ام از روزهای انتظار آقای من
خسته ام..افتاده ام از پا..بیا کاری بکن

جمعه ای برگرد ای دار و ندار فاطمه
بی تو دلها از خوشی گشته جدا کاری بکن

روضه خوان فاطمه امشب کمی روضه بخوان
مادری افتاده بین کوچه ها کاری بکن

مادری تنها میان کوچه ای سرد و شلوغ
چادرش افتاده زیر دست و پا کاری بکن

چادری خاکی و دست بسته و روی کبود
ای انیس اشک های مرتضی کاری بکن

دست سنگین کسی بر صورت مادر نشست
وای از آشوب قلب مجتبی کاری بکن

پای داغ کوچه ها آخر حسن دق می کند
سهم چشمانش شده اشک عزا کاری بکن

ناله ی ای وای مادر برلبش دارد حسین
کوچه های شهر گشته کربلا کاری بکن


نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، فاطمیه، امام زمان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
امسال هم نوکر حسابم کردی آقا
بد بودم امّا انتخابم کردی آقا

در مجلس روضه مرا هم راه دادی
یک بار دیگر مستجابم کردی آقا

اصلاً نگفتی که برو، برگرد، جا نیست
آه از خجالت خیسِ آبم کردی آقا

کوهِ گناهم را تو نادیده گرفتی
با لطف خود غرق ثوابم کردی آقا

مثل همیشه آبرویم را خریدی
پیش همه عالی‌جنابم کردی آقا

از اولش کارِ تو ذرّه‌پروری بود
در آخرش هم آفتابم کردی آقا

بالِ فرشته فرشِ راهِ عرشی‌ام شد
تا «خادم الزّهرا» خطابم کردی آقا

زهرا نوشت و پای آن را مُهر کردی
با این قباله کامیابم کردی آقا

یک «آه مادر» گفتی و آتش گرفتم
از میخ در گفتی کبابم کردی آقا


نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان، مناجات، فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بازدوباره فصل ماتم شدو عالم بیقراره

بازدوباره شعله ی غم میزنه به دل شراره

تامیام تو روضه ها دل وعاشق میکنم

ازغم کوچه ودرهمیشه هق هق میکنم

یازهرا شب وروزمیکنم سلامت

یازهرا بده اذنم بشم غلامت

یازهرا اُم ابیها

میشه یکبارتومدینه بزم غم بپا کنم من

توغروب غربت وغم مادروصداکنم من

آرزوم اینه فاطمه ازتوحاجت بگیرم

ایشالا تومدینه بیام ازعشقت بمیرم

یازهرا بانوی قدکمون حیدر

یازهرا یاور مهربون حیدر

یازهرا اُم ابیها

بعد بابا آسمون چشمای من بی قمر شد

بزم گریه درفراقش کوچه هاوپشت درشد

تا درو آتیش زدن دشمنای بی حیا

کشته شدمحسن من صدازدم فضه بیا

یازهرا میسوزم از ماتم تو

یازهرا میمیرم ازاین غم تو

یازهرا اُم ابیها



نوع مطلب :
برچسب ها : نوحه، زمینه، فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

زمین گریه زمان گریه، تمام چشمها گریه

صدای مادرم میآید از سجاده با گریه

چرا عجل وفاتی از قنوتش میچکد اینبار

چرا پس با صدای قطعه قطعه، پس چرا گریه؟

چرا ایندفعه جای "جار ثم الدار"ِ دستانش

به روی چادرش میبارد از هر ربنا گریه؟

دل معصوم وقتی بشکند کون و مکان بغض است

که ماهی بین دریا و کبوتر در هوا گریه

صدایی از در و همسایه میآمد که یا حیدر

بگو که فاطمه یا شب شود یا روز را گریه

پدر یک بیت الاحزان از کبود دردهایش ساخت

و کار ما در آنجا روز و شب شد، یکصدا گریه

جلال او، جمال او، صفاتی از خدا دارد

و با هر قطره اشک مادرم دارد خدا گریه

میان کوچه این ایام بی انصافی محض است

که خنده سهم قنفذ باشد اما سهم ما گریه

نه، اشک مادرم ازقصه های غربت باباست

فراوان ریخت از این دردهای آشنا گریه

علی را کار طوفانی زهرا خانه برگرداند

شبیه رعد میغرید و مثل ابرها گریه



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای ماه علی رحم نما بر دل حیدر

حیدر به فدای دلت ای لاله ی پرپر

ننما تو دریغ از دل من شهد نگاهت

قربان تو و اشک تو و غصه و آهت

از ناله و از غصهٔ تو دل نگرانم

(لا حَولَ وَ لا قُوَّه اِلّا به زبانم)

هیزم به در خانه ی ما هیزم کینه

اُف باد بدون تو به دنیا و مدینه

بر روی تو سیلی چو بزد حیله گر پست

بر روی حسن تاب و توان و نفسش بست

بعد از تو علی دم همه دم بر سر چاه است

صحبت ز تو و میخ در و غصه و آه است

ای چاه همه دلخوشی و کار و کسم رفت

با ضربه ی سیلیِ عدو هم نفسم رفت

در پیش دو چشمان علی فاطمه پژمرد

بر فاطمه سیلی زد و از شرم حسن مُرد

گل تاب فشار در_و_دیوار کجا داشت؟

این غنچهٔ من طاقت مسمار کجا داشت؟

ای کاش علی زنده نمی ماند که بیند

میخ در و مسمار به یک یاس نشیند




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مادر به نونهالی من رحم کن مرو

جان حسین ، جان حسن رحم کن مرو

ما خود به خود به آتشِ غم مبتلا شدیم

بر اهلِ خانه شعله مزن رحم کن مرو

یک شهر بر علیه علی نقشه می کشند

با این همه بلا و مَحَن ، رحم کن مرو

بابای ما غریب شود بعد همسرش

نالان شده زمین و زَمَن رحم کن مرو

امشب مدینه را تهی از نور خود مکن

سوگند بر شکسته بدن رحم کن مرو

وقتی علی به پیکر تو غسل می دهد

بر آن همه هَوار زدن رحم کن مرو

ای بهترین کنیز خدا ، مادر حسین

بر کشته ی بدون کفن رحم کن مرو

دنیا به تو اگر چه وفایی نداشته

ای با وفا به گریه ی من رحم کن مرو



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

جِسمم به خون بِنشست، یا فِضَّه خُذینی

شُستم زِ جانم دست، یا فضَّه خُذینی

یورِش نمودند بر در ِ این خانه، آری

یک عده ای همدست، یا فِضَّه خُذینی

در فِکرِ خود هرگز نی اَم، بِشتاب بِشتاب

مُحسن(ع)به جانَم هست، یافِضَّه خُذینی

با هَجمِه ی کاری و با یک ضَربه ی کین

کارَم به غم پیوست، یا فِضَّه خُذینی

میخِ درِ این خانه، هَم با ظُلم ِ دشمن

برسینه ام بنشست، یافِضَّه خُذینی

وقتی به درب ِ خانه ام ضربِ لگد خورد

از غم دلم بُگسست، یا فِضَّه خُذینی

بین ِ در و دیوار، اِی بر من پرستار

پهلویِ من بِشکست، یا فِضَّه خُذینی



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چه بوی دودیه ، دود داره از کجا میاد

از خونه ی علی ، داره سر و صدا میاد

بوی تنوره یا ، آتیش سوزونده خونه رو

میگن آتیش زدن ، در خونه ى حیدرو


میگن یمادری ، پشت دره صدا میاد

وا اما میشنوم ، صدای بچه ها میاد

صدای گریه از خونه ی مرتضی میاد

غریب آقام آقام

علی آقام آقام آقام


دیدم تو کوچه ها ، خورده زمین یه مادری

دیدم که خاکی شد ، پشت علی یه چادری

دیدم به دامنه ، علی گرفته دستشو

سیلی رو دیدمو ، گوشواره ی شکستشو


یه زن که روبروش ،چهل نگاه نارواست

همون که بضعه و ، یادگاری مصطفی ست

کمک کنید تورو،خدا مغیره بی حیاست

غریب آقام آقام

علی آقام آقام آقام


اگر که زن نبود ، انقد دلم نمیشکست

ام الحسن نبود ، انقد دلم نمیشکست

اگه جوون نبود ، انقد دلم نمیشکست

یا قد کمون نبود ، انقد دلم نمیشکست


یه مرد نبود بگه ، آخه زنو نمیزنن

بدتر از اون زنه ، آبستنو نمیزنن

زنی که زخم داره ، روی تنو نمیزنن

غریب آقام آقام

علی آقام آقام آقام


باکلی آرزو ، دوخته لباس محسنو

گهواره ساخته و ، دوخته براش پیراهنو

حق داره محسنش ،سپر بشه آخه میدید

که مادرش از این ، بی غیرتا چی میکشید

لباس محسنو ، گذاشت کنار برا رباب

برای دشت خار ، لحظه ی بغض و اضطراب

همون جا که میشه ، دنیا براش مثل سراب

همونجا که میسوخت ، خیمه ها توی شعله ها

یعده بی حیا ، با سیلی دنبال زنا

همون جا که سرا ، میره به روی نیزه ها

حنجر اصغرو ، میدره اون سه شعبه ها


لباس اصغرو ، به تن میدوزه حرمله

آره رباب مثل فاطمه خیلی خون دله

آخه یه شیش ماهه ، بمیره خیلی مشکله

غریب آقام آقام

علی آقام آقام آقام




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، نوحه، زمینه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

خواستم یاری کنم اما در آن غوغا نشد

خواستم من هم بگیرم دست بابا را نشد

مادرم او را گرفت و تازیانه پشت هم،

هی فرود آمد، ولی دستان مادر وا نشد

دست مادر آخرش واشد، نمیگویم چطور

اینقدر گویم که زهرا دیگر آن زهرا نشد

من فقط میدانم آن روز و در آن کوچه، چه شد

من فقط دیدم، چرا افتاد مادر، پا نشد

حال و روزش فکر میکردم که بهتر میشود

هر چه ماندم منتظر، فردا وفرداها ... نشد

هر چه گشتم کوچه را، فردا و فرداها ... نبود

هر چه گشتم گوشواره آخرش پیدا نشد

من عصای پیری مادر شدم در کودکی

پیر هجده ساله، جز با تکیه بر من، پا نشد

آخرش خم شد به درگاه علی، ماه علی

آری، آن قامت به جز در پای یکتا، تا نشد

تا که مادر رفت، انگار از پدر چیزی نماند

در جهان هرگز امیری این قدر تنها نشد

پیش زینب بغضهایم در گلویم گیر کرد

خواستم زاری کنم، پیش حسین، اما نشد

چشم امید یتیمان! چشم را وا کن ببین

ناله هم سهم یتیمان تو از دنیا نشد

خون نشد پاک آخرش از برگ لاله، هر چقدر

ریخت بر دست علی آب روان، اسماء، نشد



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

چیزی نمانده است به آن ماتم عظیم

چیزی نمانده زینب کبری شود یتیم

چیزی نمانده ست که مابچه شیعه ها

کم کم دچارغصه بی مادری شویم

این دردسینه ازلگد ودرشروع شد

ازعقده ی حسادت و ازکینه ی قدیم

آتش زدند بردرآن خانه ای که داشت

باعرش حق رابطه ای خوب ومستقیم

میدادغسل و گفت خدایا خودت ببین

روی فرشته واثرپنجه رجیم



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ای که خیال رفتن از این خانه داری

بعد از تو زینب می نماید خانه داری

نُه سال با تو زندگی چیز کمی نیست

بعد تو من می مانم و دل بیقراری

بعد تو من میمانم و یک شهر دشمن

اصلاً تو جای من خودت طاقت میآری ؟

ازگریه های هر شبت بیزار هستند

حتی درون خانه ات بی اختیاری

چشم تماشای تو را حتی ندارند

با اینکه تو با هیچ کس کاری نداری

پهلوی مجروحت شده باعث که شبها

تا صبح بین بسترت لاله بکاری

دیگر خبر دارند حتی بچه هایت

باپلک های خسته ات شب زنده داری

پا می شوی با زحمت بسیار اما

دیدم که دستت را به پهلو میگذاری

شد کار من زانو بغل کردن ولی تو

کاری نداری جز همین لحظه شماری

بعد از تو زینب می نماید خانه داری

ای آنکه میل رفتن از این خانه داری



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

با فراقت خانه را غمخانه کردی، فاطمه

مرتضی را با غمت دیوانه کردی، فاطمه

رفتی وآتش زدی برجسم وجانِ خسته ام

زندگی را با خوشی بیگانه کردی، فاطمه

من به شوقِ رویِ تودرخانه خوش بودم ولی

رفتی و قلبِ مرا ویرانه کردی، فاطمه

ای پرستوی ِ علی، ای زور و بازویِ علی

گو چِرا؟ کوچ از دلِ کاشانه کردی، فاطمه

کودکانم جملگی، محتاج ِ آغوشِ توأند

از چه رو عزمِ سفر از خانه کردی، فاطمه

گوچِگونه توفقط، بادستِ خورده ازغلاف؟

مویِ هر دو زینبت را شانه کردی، فاطمه

بینِ آن دیوار و در یک لحظه با ضربِ لگد

ناله ای بر محسنِ دُردانه کردی، فاطمه



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

قرار من، چه کسی بعد تو قرار علیست؟

پس از تو بانوی خانه،که خانه دار علیست؟

تو جسم و جان منی بین قبر خوابیدی

و این مزار، مزار تو نه مزار علیست

دلیل خیسی این خاک، اشک نیست فقط

کمی هم از عرق روی شرمسار علیست

تو یاس بودی و در باغ، پرپرت کردند

عجیب نیست اسیر خزان، بهار علیست

پس از تو آنچه سپید است گیسوی حسن است

پس از تو آنچه سیاه است روزگار علیست

غذای دیشبمان دستپخت زینب بود

چنان تو و پدرت، دخترت کنار علیست

دری که سوخته، دارد هنوز می سوزد

چرا که مستمع روضه های یار علیست




نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بسترت جمع شد اما اثرت هست هنوز

بالشی خیس ، ز چشمان ترت هست هنوز

رنگ این پارچه ی بستر تو گلگون ماند

اثری از بدن مختصرت هست هنوز

ای پرستوی مهاجر سفرت کشت مرا

کوچ کردی و در این لانه پرت هست هنوز

رسمش این بود که تنها بروی بی حیدر ؟

شوق رفتن به دل همسفرت هست هنوز

راستی حال تو خوب است ، خوشی بانویم ؟!

اثر زخمِ همان میخ درت هست هنور ؟

خوب شد پهلوی تو ، درد نداری دیگر ؟

با تو آن دردِ شدید کمرت هست هنوز ؟

ناله های حسنت از همه جانسوزتر است

نیمه های دل شب نوحه گرت هست هنوز

زینبت زنده کند یاد تو را در خانه

اصلا انگار ، که چادر به سرت هست هنوز

جای من هم به روی محسن مان بوسه بزن

پشت این در ، اثری از پسرت هست هنوز



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بریزید آب ، روی پیکر بی جان زهرایم

به زحمت ، از میان سینه میآید نفس هایم

ببینید حال و روزم را ، ببینید اشک حیدر را

منم آن فاتح خیبر ، که لرز افتاده در پایم

پس از هفتاد و چندی روز دیدم روی زهرا را

الهی بشکند دستی ، که آتش زد به دنیایم

"بریز آب روان اسماء ، ولی آهسته آهسته"

ببین با چشم خیسم ، سخت مشغول تماشایم

کفن کردم گل نیلوفرم را با چه اندوهی

که دیگر بین مردم ، بی کس و تنهای تنهایم

دو ماهی بود هرشب ، پیش چشمم گریه میکرد و

به من میگفت : دلتنگم ، برای روی بابایم

به بالای سرش آرام زیر لب به او گفتم:

برو تاج سر حیدر ، برو ای سرو رعنایم

برو ، اما بدان با رفتنت جان مرا بردی

پس از تو من برای مردنم هرشب محیایم

قرار بعدی ما قتلگاه روز عاشورا

بیا بالای مقتل فاطمه جان ، من هم آنجایم



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نیمه شب، اشک،‌ عزا، آه چه غوغا شده بود

مجلس ختم علی بود که برپا شده بود

گریه کن: دیدهٔ خونبار ولی الله و

روضه خوان: چشم کبودی که معمّا شده بود

هق هق گریه و مولای صبوری، ای وای

راز جانسوزترین حادثه اِفشا شده بود

بازویی را که نود روز ز مولا پوشاند

در شب پر زدنش، قاتل مولا شده بود

آه تا صبح دگر دیدهٔ او باز نشد

درد پهلو دگر انگار مداوا شده بود

دست می‌شُست ز جان، لحظه به لحظه مولا

گرچه زهرا خودش از قبل مهیّا شده بود

بر علی آن شب جانکاه چهل سال گذشت

بعد از آن قامت خیبرشکنش تا شده بود

همه گفتند علی عاقبت از پا افتاد

هر چه شد آه پس از رفتن زهرا شده بود



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شاخه ی تا خورده ی یاسم از این گلشن نرو

یا اگر که میروی باشد بدون من نرو

قاتلانت پیش من دارند جولان می دهند

جوشن خوبم علی مانده است بی جوشن نرو

صورت پوشیده ات هم روشنای خانه است

از شب تاریک ما ای مشعل روشن نرو

هی جوابم میکنی هی التماست میکنم

دست من بر دامنت ای سوخته دامن نرو

نذرها کرده است زینب تا بمانی پیش ما

فاطمه محض رضای دخترت فعلاً نرو

خاک بر دنیا که از صدیقه شاهد خواستن

کوری کذّاب ها ای حجت مطلق نرو

خیر باشد باز نان پختی و جارو میکنی

قصد رفتن که نداری جان من تنها نرو

بودنت لطف است در خانه چه لاغر چه مریض

بین بستر گر چه مانده حاله ای از تن نرو

داده ای هر چند به زینب کفن ها را ولی

مانده زهرا جان کمی از کار پیراهن نرو

کربلا میبینمت در ازدحام نیزه ها

با تن افتاده بین لشگر دشمن نرو

خنجری با حنجری برخورد کرد اصلاً نبین

یک قدم نزدیک گودال حسین اصلاًنرو



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

باز هم دارد به من مولا محبت می کند

بین خوبان از من بد نیز حمایت میکند

من فراری ام ولی، دائم خودش دنبالم است

در بزرگی و کرم دارد قیامت می کند

می شود محبوب مولا، نور چشمی می شود

از گناهش هرکه اظهار ندامت می کند

هر که در پای ولایت مثل زهرا ایستاد

اجر و مزدش را خود حیدر ضمانت می کند

ما دعای دست مجروحیم، زینب شاهد است

هر چه بر ما می رسد زهرا عنایت می کند

در میان کوچه تنها بود، بی بی را زدند

هر که زهرایی شود احساس غربت می کند

ریشه های چادر خاکی امید شیعه است

گریه کن ها را خود زهرا شفاعت می کند



نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

با گریه مانوسم نه یک ماه و دو ماهی

شد گریه‌ام باب فیوضات الهی

هر روز و شب کارم سلامِ برحسین است

با این امیدی که کنی سویم نگاهی

من بار ها دیدم که با یک قطره‌ی اشک

با آبرو گردید، عبدِ رو سیاهی

شرمنده‌ام یک عمر قلبت را شکستم

در زندگی‌ام نیست روزِ بی‌گناهی

اصلاً محبت‌های تو بد عادتم کرد

تنبیه کن این بی‌ادب را گاه گاهی

دردِ دلم را جز شما با که بگویم

تنها تو هستی که برایم تکیه‌گاهی

پایانِ کارم گشته و رویت ندیدم

واکن ز قلبم رو به سوی خویش راهی

آقا قسم بر صورت نیلیِ مادر

آن چهره‌ای که دارد از سیلی گواهی

آقا قسم بر خانه‌ای آتش‌گرفته

آنجا که پشت در به پا شد قتلگاهی

ای انتقامِ کشته‌ی مسمار بر گرد

جانِ گرفتارِ در و دیوار برگرد



نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان، فاطمیه، محرم،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

فتنه ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه

مادرت تنهاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در جمعند اصحاب سقیفه وای من

شعله ها بر پاست برگرد ای عزیز فاطمه

یک لگد بر در گرفته ثلثی از سادات را

پشت در غوغاست برگرد ای عزیز فاطمه

ناله ی حیدر بیا شد ناله ی فضه بیا

اوج غم اینجاست برگرد ای عزیز فاطمه

پشت در زهرا صدایت کرد مهدی جان بیا

منتظر زهراست برگرد ای عزیز فاطمه

مرتضی آمد عبا را روی بانویش کشید

شرمسار آقاست برگرد ای عزیز فاطمه

روی دیوار و در و مسمارِ بیت مرتضی

رد خون پیداست برگرد ای عزیز فاطمه



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، امام زمان،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شب بود و می رفتند مادر رابشویند

با اشک ها جان پیمبر را بشویند

شب بود و گیسوی سپیدش را ندیدند

با اینکه باید ابتدا سر را بشویند

تطهیر می شد آب در واقع چرا که

با آب بی معنی ست کوثر را بشویند

باران ضرر دارد برای یاس سالم

اینها چگونه یاس پرپر را بشویند؟؟؟

گیرم که شستند و به خاکش هم سپردند

فردا چگونه پهلوی در را بشویند؟

بعداز عبور آب از پایین بازو

جای تو ، جادارد که حیدر را بشویند



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بی‌تو یافاطمه با محنت دنیا چه كنم؟

وای، با این‌همه غم، بی‌كس و تنها چه كنم...

بی تو دنیاست مرا، هم‌چو كویری سوزان

دور، از سایه‌ات ای شاخۀ طوبی چه كنم؟

آتش فتنه ز خاموشی تو روشن شد

در چنین مهلكه، ای بضعۀ طاها چه كنم؟

من به دریای غمت كشتی طوفان‌زده‌ام

پای بندم به تو و، غرق به دریا؛ چه كنم؟

ای كه در رحلت احمد بگرفتی دستم

حال كز داغ تو افتاده‌ام از پا، چه كنم؟

در دل شب، ز یتیمان تو پنهان گریم

گر صدایم شنود زینب كبری، چه كنم؟

گر محمد نِگرَد سینۀ مجروح تو را

یا كند روی كبود تو تماشا، چه كنم؟



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تو آن رازی که تا روز جزا افشا نخواهد شد

شب قدری تو! هرگز مثل تو پیدا نخواهد شد

نه آسیه ،نه حوا و نه مریم ؛ تا قیامت هم

کسی هم رتبه ی صدیقه ی کبرا نخواهد شد

تو را کوثر لقب داده خدا ؛ خیر کثیری تو

به غیر از تو کسی تاویل اعطینا نخواهد شد

فقیران و یتیمان و اسیران یکصدا گفتند:

رقیب دست بخشایشگرت دریا نخواهد شد

نه خورشید و نه مهتاب و نه فانوس و نه آیینه

زمین روشن بدون زهره ی زهرا نخواهد شد

تو خورشیدی دم صبح و ستاره موقع مغرب

تو که باشی جهان مقهور ظلمت ها نخواهد شد

"بحق فاطمه" گفتیم بعد از ذکر "یا فاطر"

که "یافاطر" بدون "فاطمه" معنا نخواهد شد

خداوند آفرید او را برای تو که می دانست

کسی غیر از علی با فاطمه همتا نخواهد شد

علی گفتم که نام دیگر زهرای مرضیه ست

علی که شعرمن بی نام او زیبا نخواهدشد

علی که خالقش بوده ثناگویش یقینا پس

مدیح گوشه چشمش هم به شعرم جا نخواهد شد

علی که نام او رمز ورود در سماوات است

بدون نام او درهای جنت وا نخواهد شد

دم من حیدر است و بازدم زهراست دم به دم

بدون عشق شان امروز من فردا نخواهد شد

به وقت کارزار مرگ تنها دلخوشی م این است

که هرکس عاشق این دو شود تنها نخواهد شد

علی از روز اول شد ابوالشیعه پس این گونه

کسی جز فاطمه مادر برای ما نخواهد شد



نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
موس *********** *****************
**********
احادیث ******
 گلی برای گل *************** سخن بزرگان *****