مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود* او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت
چهارشنبه 18 مهر 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

راه را باز نمایید محرم آمد

دم بگیرید که هنگامه ماتم آمد

دست بر سینه نهاده همه تعظیم کنید

مادری دست به پهلو، کمری خم آمد

نوکرا، سینه زنان، گریه کنان، مویه کنید

سر برهنه ز جنان حضرت خاتم آمد

امشبی را که شب درد دل با یار است

سفره دل بگشائید که محرم آمد

پیرهن مشکی ما حوله احرام عزاست

در حسینیه ارباب خدا هم آمد

چشم ما گریه کنان وصل به چشم زهراست

زین سبب سلسله اشک منظم آمد

بر سیاهی عزا دیده ما روشن شد

بزم دلدارگی یار فراهم آمد

روز محشر که همه خلق خدا حیرانند

رتبه زائر ارباب مقدم آمد

قدر بال مگسی اشک بشوید دل را

قطره ای پاک تر از چشمه زمزم آمد

عرضه بر دوست کنم نوکری یک ساله

که همه عشق خدا صاحب پرچم آمد

فاطمه (س) منتظر آمدن ما بوده

لشکر گریه کنان شه عالم آمد

صاحب گریه و زهرا سکناتیم همه

تا ابد یار قتیل العبراتیم همه





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، استقبال از محرم، اول محرم،
لینک های مرتبط :

در زیر پرچم در پناه حضرت هستم

مشمول الطاف و نگاه حضرت هستم

پیراهن مشکی به تن کردم محرم

من هم سیاهی سپاه حضرت هستم

از کودکی سینه زن بکر تو هستم

در خواب و بیداریم فکر تو هستم

باید به یاد کربلا پرچم بدوزم

پیراهنی از تار و پود غم بدوزم

یا شعرهای محتشم را بر کتیبه

یاد هلال ماتم اعظم بدوزم

کشتی طوفان خورده ی در خون شناور

در خاک و خون افتاده و بی یار و یاور

در یای لطف و رحمتت ساحل ندارد

با دست خیر تو کسی مشکل ندارد

من هر چه دارم از تو دارم پس بفرما

این جان من تقدیمتان قابل ندارد

مادر وصیت کرده تا وقتی که هستم

باید بماند دست هایت بین دستم

هم ابتدا و هم انتهایت دیدنی نیست

جز عشق حرفی در ردیفت چیدنی نیست

باید برای درکتان جبریل باشم

با در ک ما شأن شما فهمیدنی نیست

رنگین کمان ممتدی یا حضرت عشق

تو آسمان بی حدی یا حضرت عشق

فانوس چشمانت هدایت آفرین است

دستان پر مهرت کرامت آفرین است

هم خطبه هایت محشر کبری است آقا

هم برق شمشیرت قیامت آفرین است

مانده است روی خاک آدم جای دستت

ما زنده هستیم از همین عیسای دستت

آقای اقیانوس ها آقای دریا

تصویر تو مانده است در رویای دریا

باور نمی کردم که روزی تشنه باشی

خشک و ترک خورده بماند نای دریا

با نیزه کام خشکتان را آب دادند

با نعل تازه جسمان را تاب دادند

هم سیب های سرخ نی ها آب دارد

هم نیزه های تلخ صحرا آب دارد

تنها گلوی خیمه ها بی آب مانده

تنها دو چشم خون سقا آب دارد

آقا مرا با روضه هایت روبرو کن

اشک مرا خرج همین زخم گلو کن

خوردی زمین با نیزه ای اِی آسمانی

هم هستی و هم نیستی یک در میانی

تنها نه خنجر می مکد از نای خونت

دارد نوک سر نیزه ها از تو نشانی

تو روضه ی مکشوف در گودال هستی

تو جسم خونین مانده ی پامال هستی

از یک طرف خون از گلوی اصغرت ریخت

از یک طرف از روی دستت اکبرت ریخت

از آن طرف با ضربه های خنجر از پشت

رگ های حلقومت به روی پیکرت ریخت

تا که سرت را قاتلی بر روی نی برد

گم کرد خواهر دست و پا و بر زمین خورد

حالا که بالا رفته ای نیزه نشینی

زیباترین خورشید در این سرزمینی

سیاره ها روی مدارت صف کشیدند

تو کهکشان راه شیری زمینی

حتی سر شش ماهه را بر نیزه دیدی

بر روی قبر کوچکش سر نیزه دیدی





نوع مطلب :
برچسب ها : سیاه پوشان، اول محرم، ماه محرم، حضرت علی اصغر، عاشورا، اسارت حضرت زینب،
لینک های مرتبط :

شکر خدا که نوکـر اولاد حیدرم

از خادمان خانه یِ موسی ابن جعفرم

بی هیچ منّـتی به گدا نان رسانده ای

مسکین بمانم از همه با آبرو تَـرم

دار و ندار من به فدای شما که هست

دارایی ام نگاه شما سایه یِ سرم

میلادی و عزای شما یک بهانه است

تا پر بگیرد این دل سرگشته تا حرم

یا أیهاالعـزیز فـدای شما شوم

یا أیها الکریم کرم کن که نوکرم

امشب به سوی کوی تو پرواز می کنم

در کاظمین لب به سخن باز می کنم

امشب دلم به سوی حریم تو عازم است

مِهر تو مستحبِّ مؤکـّد ... نه... لازم است

نظم امور منطق قطعی خالق است

قانون عشق مصحف و احکامْ ناظم است

سرمستِ باده های غدیر خمِ علی...

هستیم از مِیِ علوی با اجازه مست

امشب به لطف شاه خراسان مسافرم

تا کاظمین مرغ دلِ شاد عازم است

نقش دو گنبد است به پیش نگاه من

چشمم به دستهای پر از نور کاظم است

باب الحوائج آمده حاجت روا شدم

از کاظمین راهیِ کـرب و بلا شدم

مدیون خانواده یِ موسی ابن جعفریم

از عاشـقان مکـتب آل پیـمـبریـم

شکر خدا که در تب و تاب ولایتیم

مست و قلندرِ مِی و صهبای حیدریم

باید نشان دهیم که دیوانه یِ حسین

باید نشان دهیم که تا حشر نوکـریـم

بوی محرّم آمده دل را حرم کنـید

باید نشان دهیم که از جنس کوثریم

پای عَـلَـم نوای همه نینوایی است

چشم انتظار آمدن وصل دلـبریـم

در کاظمین و کرب و بلا ندبه خوان شدیم

چشم انتظار مهدی صاحب زمان شدیم





نوع مطلب :
برچسب ها : ذیحجه، ولادت امام موسی کاظم، ولادت امام کاظم،
لینک های مرتبط :

عرفه آمده از یار خبر نیست چرا؟

چقدر ناله زنم آه ، کجایی آقا

رمضان که نشد و این عرفه هم نشد و

پس قرارا من و تو کی و کجا ای جانا

منتظرهات همه منتظر ماه حسین

انتظاری که گره خوده به این عاشورا

حاجیان در عرفات اند ولی من اینجا

بین این روضه ام و در حرم کرببلا

عرفه آمده یعنی که مهیا باشید

تا که همراه شوید با غم و اشک زهرا

سینه زن ها چقدر فرصتمان محدود است

پرچم و پیرهن آماده کنید بهر عزا

دوش دیدم که کسی در عرفاتم می گفت

هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله

هرکه مجنون حسین است بگو برخیزد

هرکه دیدار خدا خواست بیاید با ما





نوع مطلب :
برچسب ها : ذیحجه، عرفه، دعای عرفه،
لینک های مرتبط :

امشب زمین و آسمان محو تماشا میشود

شادی و شور و عاشقی مهمان دلها میشود

تسبیح ذکر مطلق دلهای شیدا میشود

لبریز ظرف هر دلی از حب مولا میشود

از کهکشانها تا زمین صد ریسه نورآمده

دلهای مشتاقان ببین از شور مسرور آمده

در جنت الاعلی هزاران غنچه گل باز شد

اصلا بساط عاشقی از این زمان آغاز شد

وقتی که عشق بین زهرا و علی ابراز شد

دلهای مست عاشقان آماده پرواز شد

عشاق زهرا و علی اوقات مستی آمده

اوقات شادی دل ذرات هستی آمده

خیل ملائک آمده دربان این منزل شده

بیچاره آنکس که از این بزم طرب غافل شده

داماد را لطف خدای لم یزل شامل شده

زهرا عروس و حضرت روح الامین بی دل شده

ختم رسل عاقد شده کل میکشند افلاکیان

هو میکشند و صف به صف کف میزنند این خاکیان

یک سو بود خیرالنسا یک سو بود حبل المتین

یک سو بود راضیه و یک سو امیرالمومنین

یک سو تمام عصمت و یک سو امام المتقین

یک سو دلیل خلق و یک سو لنگر کل زمین

امشب که از حور و ملک کل زمین در همهمه است

بزم عروسی امیرالمومنین و فاطمه است

این کیست این این کیست این انسیه الحوراست این

این کیست این این کیست این قدیسه عظماست این

این کیست این این کیست این نور همه دنیاست این

این کیست این این کیست این صدیقه عذراست این

این عالمه این عاصمه این حضرت زهرا بود

نام شریف فاطمه حلال مشکلها بود

این کیست این این کیست این با قلب و جانی بیقرار

این کیست این این کیست این سردار هر چه کارزار

این کیست این این کیست این این فارس دلدل سوار

این کیست این این کیست این در دست دارد ذوالفقار

این حضرت در نجف سلطان امیرالمومنین

هم لنگر کل سما هم لنگر کل زمین

یا رب به حق مرتضی یا رب به حق فاطمه

دلهای ما را کن تهی از در محشرت از واهمه

امشب مقدر کن جلاگیرد دل مستان همه

امشب مقدر کن به تعجیل قیام قائمه

امشب دل عشاق را خالی ز هر بیداد کن

دلهای ما را با ظهور مهدوی دلشاد کن





نوع مطلب :
برچسب ها : ذیحجه، ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرا، ازدواج حضرت علی، ازدواج حضرت زهرا، ازدواج حضرت علی با حضرت زهرا،
لینک های مرتبط :

مشهد بدون شک صفایش فرق دارد

گلدسته و گنبد طلایش فرق دارد

هر کس قدم در آستانش میگذارد

اذعان کند حال و هوایش فرق دارد

اینجا ورودی ها ورودی بهشت است

اما کمی باب الرضایش فرق دارد

حتی مسیحی هم شفا میگیرد از او

اصلا رضا دارالشفایش فرق دارد

اینجا گدا کاهل بود هم بی نیاز است

ضرب المثل اینجا بنایش فرق دارد

در محضر او رو سیاهان رو سپیدند

نسبت به مغضوبان عطایش فرق دارد

شخصا تمام سفره ها را پهن کرده

پس با همه زائر سرایش فرق دارد

روزی مان را پنجره فولاد داده

اما برات کربلایش فرق دارد

غربت کشیده، تا غریبی را نراند

غربت کشیده، آشنایش فرق دارد

بر روی زانوی جوادش سر نهاده

با دیگران، نوحه سرایش فرق دارد

این قصه اما کربلا برعکس بوده

یعنی مسیر روضه هایش فرق دارد

زینب تحمل کرد داغش را ولیکن

بابا که می افتد عصایش،فرق دارد

وقتی جوانت پیش چشمت عضو عضوش

شد اِرباً اِربا ماجرایش فرق دارد

علی علی بیگی





نوع مطلب :
برچسب ها : شهادت امام رضا، مدح امام رضا، ولادت امام رضا، صفر، آخر صفر، پایان ماه صفر، ذیقعده،
لینک های مرتبط :

سوگند به آنکه این کرامت دادت

ما را نبری امام رضا از یادت

تا اینکه گره ز کار او باز کنی

دل خورده گره به پنجره پولادت

در خیمه ی آه و زمزمه گریه کنیم

در هیأت عاشقان همه گریه کنیم

از «یابن شبیب» گفتنت فهمیدیم

باید به حسین فاطمه گریه کنیم

ای کاش که قسمتم مکرر می شد

با آینه، اشک من برابر می شد

در کُنج رواق صحن گوهر شادت

یک شب دل خسته ام کبوتر میشد

ذکر تو به هر بهانه می گیرد دل

در صحن تو آشیانه می گیرد دل

از سفره ی اشک زایران تو , رضا

سهمیه ی آب و دانه میگیرد دل

آورد نسیم صبح تا بوی رضا

پر زد دل بیقرار من سوی رضا

یارب به کرامت تو سوگند ، ببخش

آهوی٭ «کمیل» را به آهوی رضا

٭ آهو : عیب ، نقص

کمیل کاشانی





نوع مطلب :
برچسب ها : ذیقعده، شهادت امام رضا، صفر، پایان ماه صفر، آخر صفر، ماه صفر،
لینک های مرتبط :

شبنم و باران ،گل و گلزار می گوید رضا

کفتر جلد حرم انگار می گوید رضا

پنجره فولاد تو دارالشفای عالم است

عاشق و دیوانه و بیمار می گوید رضا

آنکه حتی مذهبش کفر است با چشمان تر

گاه در می ماند و ناچار می گوید رضا

بین دریای نگاهت اوجِ رأفت موج زد

حال عاصی جای استغفار می گوید رضا

صحن کهنه، صحن نو، بست و شبستان و رواق

پنجره فولاد ،در،دیوار می گوید رضا

جام ها پر می شود دور ضریحت دم به دم

در حرم هم مست، هم هشیار می گوید رضا

هم غزل مدیون لطف توست هم لوح و قلم

هر دلی شد مخزن الاسرار می گوید رضا

امیرحسین کمال زارع





نوع مطلب :
برچسب ها : آخر صفر، پایان ماه صفر، ولادت امام رضا، شهادت امام رضا، مدح امام رضا،
لینک های مرتبط :

اولاد موسی دائماً اهل کرم هستند

در کشور شیعه عزیز و محترم هستند

روی زمین نه، در دل هر عاشق شیدا

این خانواده صاحب چندین حرم هستند

فرقی ندارد، کاظمین یا قم یا مشهد

هر جا که هستند سایه‌ی روی سرم هستند

دست تهی آوردم و با دست پُر رفتم

فهمیدم از اول، امید آخرم هستند

روزی نشد تشنه بیایم تشنه برگردم

اینها همان سرچشمه‌های کوثرم هستند

بال ملائک دایماً پهن است و، می‌مانم

در این حرم‌ها که بهشت دیگرم هستند

مادر بزرگم کودکی در گوش من می‌گفت

باب الحوائج‌ها همیشه یاورم هستند

وقت گرفتاری خدا را در نظر دارم

بعد از خدا اینها فقط در باورم هستند

رضا باقریان






نوع مطلب :
برچسب ها : ذیقعده، مدح امام رضا، شهادت امام رضا، پایان صفر، ولادت امام رضا،
لینک های مرتبط :

ای حرمت نور... عَلیٰ کلِّ نور

وارث زهراییِ قلبِ صبور

خواهرِ شمس ،دخترِ محجوبِ ماه

ای که شدی خالی از هر اشتباه

چادرِ تو بر دلِ شب ...سر پناه

جلوه گرفت... از رخِ تو چشمِ ماه

فاطمه اِی عمّه ی ساداتِ عشق

خواهرِ سلطان و مباهاتِ عشق

شمسِ شرَف، دختر ایران تویی

خواهرِ خورشیدِ خراسان تویی

نجمه کند در دو جهان سروَری

چون که کند بر سرِ تو مادری

ای همه جود و کرم، همچون رضا

آیه یِ تطهیر و گلِ مرتضیٰ

دختر حیدر...نسبِ فاطمی

بانویِ مظلوم بنی هاشمی

فاطمه یِ ثانیِ در شهر قم

دختر محجوبِ امامِ هفتم

زینتِ موسیٰ ...گلِ سرسبزِ عشق

می زَند از یادِ شما نبضِ عشق

جلوه یِ تو ، آینه دارِ علی است

عصمتِ زهراییِ تو منجلی است

از شرف خاک شما ...شهرِ قم

شور گرفت از ازدحامِ مردم

منشاء و سرمایه یِ در یایِ عشق

خواهر آواره یِ صحرای عشق

ای که چو زینب، لبِ خواهر مدام

می زند از عشق برادر، کلام

نام رضا وِرد زبانِ تو شد

در همه جا عشقِ عیانِ تو شد

معدن ایمان و کرامات و علم

با دلِ زینب شده ای کوهِ حلم

از حرَمِ قدسی اَت ای مَهلقا

نیست دِگر فاصله ای تا خدا

می رسم از کوی تا با نام عشق

مثل کبوتر به سرِ بامِ عشق

بانویِ عشق و ادب و ذوالکرَم

تذکره ای دِه که بیایِم حرم

سخت دلم تنگِ حریمَت شد

تنگِ دل و دستِ کریمَت شده

اذن بده زائر رویَت شوم

شاعرِ دل خسته یِ کویت شوَم

در حرمِ عشق ... مرا جا بده

هر چه خوب است همانجا بده

محضِ گلِ روی رضا کن نگاه

خواهر سلطان... بده ما را پناه

بانویِ قم ...خواهرِ سلطان ما

چاره یِ عشق...علّتِ درمان ما

دردِ دلم با تو دوا می شود

هر گره با دست تو وا می شود

نام شما عزّتِ ایران زمین

عشق شما شوکتِ این سرزمین

روشنی عرشِ حرم دستِ تو

شاخه گل فرشِ حرم مست تو

عطرِ گلِ فرشِ حرم...گوئیا

آمده از باغ بهشتِ رضا

هر که در این خانه نشان می شود

هر نفسش مشک فشان می شود

هر در از این صحن و سرا یک بهشت

عشق شما... خوبترین سرنوشت

بوی بهشت از حرمت می رسد

خوب شوَد در حرمت... حالِ بد

بانوی عرش و فلک و شمس و ماه

بانوی من ثانیه ای یک نگاه

ثانیه ای حال مرا کن نگاه

اذن بده تا که بیایم به راه

کوله یِ چشمان ترم پر از آه

نیست در این غمکده جز اشتباه

نیست به جز اشک در این دست من

جان رضا دست مرا پس مَزن

آمده یک عبدِ سراسر گناه

با دلِ خسته...دلِ پُر... اشک و آه

سویِ تو با کوله یِ غم آمدم

خسته به آغوشِ حرم آمدم

نیست مرا جز حرمِ تو پناه

گُم شده اَم می طلبم از تو راه

دست تهی آمدم و پُر گناه

کاسه یِ چشمِ ترِ من پر زِ آه

لیک به امّیدِ کَرَم آمدم

رانده زِ هر جا به حرَم آمدم

تا به حرَم عُقده یِ دل وا کنم

لطفِ تو را خوب... تماشا کن

می رسد از قلب حرم بویِ عشق

عطر همان مادر دلجویِ عشق

هر نفسی ، زائر باران تویی

زائر آن مرقدِ پنهان تویی

اذن ورود حرمِ کاظمین

تذکره اَم ده تو به سوی حسین

عشقِ تو بانو شده سرمایه اَم

همرهِ من آمده چون سایه ام

کفترِ بامِ تو منِ بی قرار

با دلِ خود پر زده اَم سویِ یار

بال و پرم تا به هوا بُرده اَم

سر زِ حریم تو درآوردِه اَم

حال من همراه شما بهتر است

نام تو همراه رضا خوش تر است

خواهرِ زیبنده یِ شمسَ الشموس

تذکره ای ده که رَوم سمت طوس

می گذرد لطف تو بانو...زِ حدّ

بر اَحدی تو نزدی... دستِ رد

پای ضریحَت همه را می بری

درهم و برهم همه را می خری

چشمِ من و دولتِ احسان تو

رو زده اَم با قسمِ جانِ تو

بانویِ مِهر...ای صنمِ هموطن

جانِ رضا دستِ مرا پس مزن

گرد و غبارَم به سرِ دامَنَت

یک پر کاهم زِ سرِ خرمَنَت

ملجأ حاجاتِ بشر...دستِ توست

زائر این میکده...سرمستِ توست

هر چه قلم می کند هِی اهتمام

باز شد این مثنوی هم ناتمام....

اذن بده تا که سلامی دهم

آخرِ شعر ...حسن ختامی دهم

اَخترِ تابنده، سلامٌ عَلیکْ

دختر زیبنده ،سلامٌ عَلیکْ

دختر ایران... گلِ عشق... اَلسَلام

رمزِ عبور از دلِ عشق.... اَلسَلامُ

حرف دلم هست فقط،یک کلام

عشقَ تو و عشقِ رضا... وَالسلام

منصوره محمدی مزینان





نوع مطلب :
برچسب ها : ولادت حضرت معصومه، ذیقعده، سرود ولادت حضرت معصومه،
لینک های مرتبط :

(به سبك گل در اومد).

شده پیدا پیدا تمثال كوثر

روی دست دست موسی بن جعفر

داره عیدی میده شاه خراسون

شده امشب سلطان صاحب خواهر

گل دراومد امشب غصه سراومد امشب

گل نگو بگو از گل بهتر اومد امشب

بهترین نگاره هرنفسش بهاره

دختری كه اومد اسطوره ی وقاره

روح طراوته گنج كرامته خاك رو قدمهاش طلای نابه

مانند فاطمه بانوی عالمه انگار كه زینب ابوترابه

حضرت معصومه یا حضرت معصومه

پراز نوره نوره قنوت دستاش

به قربونش می ره تو دنیا باباش

مجرد موند تو دنیا واسه ی این

نبودند پسرها خاك كف پاش

دختر نمونه است از فاطمه نشونه است

مثل زهرا آره این فاطمه یه دونه است

هركی كه فقیره دامنشو میگیره

چون كریمه است ایشون دست خالی نمیره

روح طراوته گنج كرامته خاك رو قدمهاش طلای نابه

مانند فاطمه بانوی عالمه انگار كه زینب ابوترابه

حضرت معصومه یا حضرت معصومه





نوع مطلب :
برچسب ها : ولادت حضرت معصومه، سرود ولادت حضرت معصومه، ذیقعده،
لینک های مرتبط :


از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین

تمام عمر شدم خادم و گدای حسین

به هر کجا که گذر کرده ام همی گویم

که پر زند دل من سوی کربلای حسین

هزار شکر خدا گویم و دلم شاد است

ثنا و مدح بخوانم همی برای حسین

خدا نیاورد آن روز را که من بشوم

جدا ز بیرق پر برکت ولای حسین

خدا کند که به گوش دلم دمی شنوم

ز سمت کرببلا می رسد صدای حسین

دوباره بغض گرفته میان حنجره را

که جمعه ها دل من میکند هوای حسین

خدا کند که رسد دست من به دامن او

که من مریضم و محتاج یک شفای حسین

وحید زحمتکش شهری





نوع مطلب :
برچسب ها : شب جمعه، عاشورا، مناجات با امام حسین، ولادت امام حسین، شعبان،
لینک های مرتبط :

پرچمِ شاهِ وفا برشانه هایِ زینب است

خِیرِدنیا و قیامت در دعایِ زینب است

قلبِ نوکر را دمشقی می کند عشقِ حسین

کـربلایِ یارِ ما کرب و بلایِ زینب است

بانیِّ هر روضه یِ اربابِ ما بانویِ ماست

نینوا یک جرعه از آه و نوایِ زینب است

بی گمان باب الحوائج بوده عبّاس و بدان

حاجتش خدمت به ارباب و رضایِ زینب است

وارثِ حـُجب و حیای مادرِ خود فاطمهَ ست

قوّتِ نطقِ علی در خطبه های زینب است

روضه خوانها روضه می خوانند با دستور او

گـریه در گودال هم گریه برای زینب است

بهترین راهِ وصالِ مـهـدیِ صاحب زمان

ندبه هایِ عاشقی با گریه های زینب است

حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، صفر، وفات حضرت زینب، عاشورا،
لینک های مرتبط :

اعجاز داری و بدون شک رحیمی

آقا شبیه جدّ پاکت تو کریمی

ایرانِ ما را آبرو دادی ز عشقت

عطر گل باغ حسن،عبد العظیمی

خون حسن جاری میان جسم پاکت

رزقِ عَجم از روزگاران قدیمی

صاحب حرم هستی و داری بارِگاهی

بر شیعیان کشور ایران زعیمی

تو واجب التّعظیمی و نور ولایی

ناگفته های قلبمان را تو علیمی

روی خطابم سوی جدّ مهربانت

ای پادشاهی که بر این دلها مقیمی

اولاد تو صاحب حرم هستند اما

آقا شبیه مادرت تو بی حریمی

آقا حرم گردد بنا روز ظهورش

نذر رواقت میکنم فرش و گلیمی

من اهل (کاشانم) ولی آبادِ قاسم

جانم امام مجتبی خیلی کریمی

عبدِ کریم





نوع مطلب :
برچسب ها : شوال، وفات حضرت عبدالعظیم حسنی، عبدالعظیم حسنی،
لینک های مرتبط :

فرق دارد جلوه اش در ظاهر و معنا حرم

گاه شادی، گاه غم دارد برای ما حرم

کل معصومین معز المؤمنین در عالم اند

قبرشان قبله است حالا بی حرم یا با حرم

یک حرم در زینبیه یک حرم در شهر قم

یک طرف زائر فراوان یک طرف تنها حرم

مرتضی و فاطمه از هر نظر مثل هم اند

هست تنها فرق بین حیدر و زهرا حرم

اوج غربت در کدامین داغ معنا می شود

اینکه شاهی از کفن محروم باشد یا حرم؟

فکر کن سبط نبی، حتی ندارد سنگ قبر

خادم فرزند او دارد در این دنیا حرم

شادی واهی کنید امروز را وهابیون

چون که میسازیم با قتل شما، فردا حرم

در مدینه کاخ ها با خاک یکسان می شوند

بعد از آن از دور چون دُر می شود پیدا حرم

گاه معنای حرم هرگز ضریح و بقعه نیست

داشت تعبیری دگر در روز عاشورا حرم

یک سوی زینب حرم یک سوی دیگر قتلگاه

پیر شد در رفت و آمد های مقتل تا حرم

ناله میزد مادری با اشک واویلا حسین

ناله میزد خواهری با اشک واویلا حرم

علی ذوالقدر





نوع مطلب :
برچسب ها : شوال، ائمه بقیع، امام حسین، تخریب بقیع،
لینک های مرتبط :

آمدم درمانده و تنها، جوابم را بده

جان بی بی حضرت زهرا، جوابم را بده

من که می دانم چه کردم این همه رسوا شدم

روسیاهم ای خدا اما جوابم را بده

بر نگردان روی خود را از غلام خسته ات

یک نگاهی کن مرا مولا جوابم را بده

تو نخواهی این همه شب زنده داری را چه سود؟!

تا دل من هم شود احیا جوابم را بده

دست خالی رد نکن من را زکویت ای کریم

بی نوایم، سائلم، آقا جوابم را بده

گرچه عمری شد سیه پرونده ی اعمال من

بر سخایت بسته ام دل را، جوابم را بده

رو مگردان این قدر از این زمین خورده، بس است

یا بزن من را و رد کن یا جوابم را بده

**

"گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد"

ای عموی خیمه ها، سقا جوابم را بده

دختری با گریه در کنج خرابه ناله زد

ای فدایت دخترت، بابا جوابم را بده

فائزه سادات معززی





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه رمضان، وداع با ماه رمضان، شب قدر، ماه محرم، سوم محرم، حضرت رقیه، شهادت حضرت رقیه،
لینک های مرتبط :

خلاصه رفت علی و دوباره زینب ماند

به آسمان حسینش ستاره زینب ماند

گذشت آن شب تدفین گذشت آن جا که
به اشکهای حسن در نظاره زینب ماند

یتیم شد حسن و شد غریب تر ، اما
برای تشت و غم بی شماره زینب ماند

اگرچه فاطمه رفت و اگرچه حیدر رفت
برای بوسه به رگ های پاره زینب ماند

نشست شمر و میامد دوان دوان خواهر
همین که کرد برادر اشاره زینب ماند

گرفت شعله به دامان دختری تنها
بدون یافتن راه چاره زینب ماند

علی کجاست ببیند که یکه و تنها
میان حمله ی چندین سواره زینب ماند

تنی به زیر قدمهای این و آن چون رفت
کنار دختر بی گوشواره زینب ماند

تمام دلخوشی زینبش سر نیزه
خلاصه رفت حسین و دوباره زینب ماند

سید حجت بحرالعلومی





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه رمضان، شب قدر، شهادت حضرت علی، حضرت زینب، محرم، وفات حضرت زینب،
لینک های مرتبط :

برهر که با ایمان شده مادر شمایی

از هر زنی بهر نبی بهتر شمایی

زهرا تو را مادر صدایت کرده مادر

نور خدا بر تو عنایت کرده مادر

بر این جهان و سیم و زرها دل نبستی

تو پای دین ، از کل این ثروت گسستی

هم سن احمد بوده ای در وصلت عشق

مادر نشان دادی شما آن عزت عشق

ای برترین بانوی احمد یا خدیجه

آرامش جان محمد یا خدیجه

عشق علی در سینه داری با وقاری

در پای حیدر جان خود را میگذاری

زهرا همیشه عاشق نام تو بوده

دل دفتری بهر ولای تو گشوده

مادر برای مومنان تنها شمایی

بهر تمام مومنان مشکل گشایی

ای یار پیغمبر مدد کن یا خدیجه

عشق دلم را بی عدد کن یا خدیجه

مادر بزرگ حضرت زینب شمایی

سری ز اسرار همین مکتب شمایی

تو مادر زهرای اطهر در زمینی

تنها شما در شان اُمُ المومنینی

عبدِ کریم





نوع مطلب :
برچسب ها : دهم رمضان، وفات حضرت خدیجه، مدح حضرت خدیجه، رمضان، ام المومنین،
لینک های مرتبط :

نامش برای حلقه‌ی خاتم نگین است

آن شیرزن که بانی بنیان دین است

نازل شده «کوثر» میان رحل دستش

دامان او «ام‌ابیها» آفرین است

«طوبی» میان چادر او ریشه دارد

«ریحانه»‌اش عرش برینی در زمین است

زن‌های مکه در خور شأنش نبودند

وقتی که تنها با ملائک همنشین است

«السّابقون السّابقون» یعنی کسی که

در بین زن‌های مسلمان اولین است

آنکه برای یاری دست پیمبر

مثل علی دست خدا در آستین است

او کیست؟ غیر از حضرت بانو «خدیجه»

تنها زنی که نامش «اُمُّ‌الْمُؤمِنین» است

رضا قاسمی






نوع مطلب :
برچسب ها : رمضان، دهم رمضان، وفات حضرت خدیجه، مدح حضرت خدیجه، ام المومنین،
لینک های مرتبط :

کاش با دیدار تو قـدری سبکتر می شدم

کاش با تو زائر شش گوشِ دلبر می شدم

کربلا پای رکاب تو صـفا دارد بیـا
کاش با تو شاهد ایوانِ حیدر می شدم

کاظمین و سامرا رویای من بوده ولی...
کاش در سرداب با وصلِ تو پرپر می شدم

روضه یِ سقـّا که خواندم شک ندارم آمدی
کاش با تو روضه خوانِ آب آور می شدم

رو به سوی تو وضویی ساختم در علقمه
کاش در این نافله همراه سرور می شدم

زائر شاه کـَرم دیده به پرچـم دوخته
کاش پای بیرقت خصمِ ستمگر می شدم

وعده یِ ما کفُّ العباس عمویت تشنه لب
کاش قدری مثل این ساقی لشکر می شدم


حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : شعبان، محرم، عاشورا، تاسوعا، امام زمان، شب جمعه، شب قدر،
لینک های مرتبط :

وَاسْمَعْ دعایی، با تو در دل حرفها مانده

وَاسْمَعْ ندایی، که صدایم بی صدا مانده

اَقْبِل به من حالا که اقبالی برایم نیست

در حنجرم وقتی که بغض ربنا مانده

دارم فراری می شوم از خود به سوی تو

در کشتی این ناخدا تنها خدا مانده

ناجی تویی راجی منم در دست های من

بی ربنا هایم فقط مشتی هوا مانده

وقتی که محرومم کنی روزی نخواهم خورد

باید بگیری دست من را که رها مانده

پوشانده ای امروز در دنیا عیوبم را

اما فَلا تَفْضَحْنیِ روز جزا مانده

از تو اگر دورم ولی نزدیک شد مرگم

در کوله ام تنها الهی قَدْ دَنا مانده

شعبان به پایان آمد و روی لبان من

وای من از فریاد لَمْ تَغْفِر لها مانده

خوبی تو آمال من را بیشتر کرده است

مِنْکَ رَجائی از وَلا تَقْطَع به جا مانده

لَمْ تَهْدِنی؟ می خواستی رسوا اگر باشم

لم تَهْدِنی؟ وقتی دلیل کربلا مانده

یک عمر قَدْ اَفْنَیْتُ عُمری بی حضور تو

پس فَاقْبَل عُذری که‌دلیل روضه ها مانده

جرم زیادم پیش عفو تو چه ناچیز و

تازه عنایات علی موسی الرضا مانده

بین جهنم هم تورا فریاد خواهم زد

تاثیر اشک شوق در قاموس ما مانده

تنها محبت راه ترک معصیت گشته

با دوستت دارم جهانی روی پا مانده

مهدی رحیمی





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، شب جمعه، محرم، امام حسین، امام زمان، امام رضا،
لینک های مرتبط :

زندگی کردم که شاید آبرو پیدا کنم اما نشد

توبه کردم باتو باشم روز و شب ای وای من آقا نشد

در جوانی گرد غفلت را ببین آقا چه آورده سرم
بر دلم نام حسین ابن علی بردم ولی احیا نشد

معرفت را هر زمان، اَرزانی ما میکنی بی حد مرز
من نمیدانم چرا مهرت در این دل، لحظه ای هم جا نشد

در نیایش های تنهایی خود هم نامی از ما را ببر
من تلاشم را نمودم در دلت جاشم ولی... اما نشد!!!

این دلم را مطمئنا کربلا دستی به رویش میکشد
در نمازم یک زیارت من طلب کردم ز او، گویا نشد!!!

پر زدم از روی بام خانه، آقا، تا تو را پیدا کنم
مقصدم جایی به جز گنبد طلای حضرت سقا نشد

بهنام واحدی





نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان، مناجات با امام زمان، شب جمعه، ماه رمضان، شعبان، محرم،
لینک های مرتبط :

مربع ترکیب بند ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام


وقت دعا ، وقت فرج ، وقت گدایی است

حال و هوایم باز امشب کربلایی است

آمد همان که خلق و خویش مصطفایی است

آمد همان که عادتش مشکل گشایی است

عالم شده محو مقام ام لیلا

امشب حسین دیگری را دید دنیا

امشب خدا درد دو عالم را دوا کرد

درهای رحمت را به روی خلق وا کرد

لطفی به دست خالی هر بی نوا کرد

این خانواده باز غوغایی به پا کرد

حالا دوباره مصطفی دارد مدینه

جور دگر قرب و بها دارد مدینه

از عالم بالا رسید امشب مدد ها

کامل شده جمع تمام سرو قدها

آمد علیِ اکبر نسل اسد ها

رفتند بدخواهان همه زیر لحد ها

راه علی شد تا قیامت جاودانه

آمد ابالفضلی ترین مرد زمانه

تو نور چشم خامس آل عبایی

هم فاطمه هم مرتضی هم مصطفایی

سرباز گردان عمویت مجتبایی

شاگرد سقای دلیر کربلایی

ای باعث دلگرمی هر سه امامت

مانند زهرایی فدائی ولایت

تو تا ابد داری هوای زینبیه

دلواپسی از ماجرای زینبیه

فرمانده رزمنده های زینبیه

ما را مهیا کن برای زینبیه

ما را فدای این حریم و آستان کن

سربازهای لشکر صاحب زمان کن

ما نوکر ارباب و تو ارباب زاده

تو داده ای بر نسل ما درس اراده

از هر جهت هستی در عالم فوق العاده

از تو گریزان دشمن این خانواده

دنیا نبیند تا ابد چون تو جوانی

در اوج هیبت مهربان مهربانی

هر کس که آقا نذر تو کرده جوانی

هر کس که دارد زندگیش از تو نشانی

هر که به غیر تو ندارد قهرمانی

یک روز می گردد شهید آسمانی

ای قبله آمال مردان شهادت

بوی تو را دارد شلمچه تا قیامت

شاعر: محمد حسین رحیمیان





نوع مطلب :
برچسب ها : یازدهم شعبان، شعبان، محرم، مدح حضرت علی اکبر، علی اکبر، ولادت حضرت علی اکبر،
لینک های مرتبط :

قُنداقه را حسین گرفت و نگاه کرد

اینگونه آفتاب تبسم به ماه کرد

با خنده ی پیمبری اش از همان نخست

حال حسین را علی اش رو به راه کرد

هرکس که دیدش و صلواتی نکرد نذر

در باب احتجاج خودش اشتباه کرد

هرکس که بی وضو بغلش کرد بی گمان

مانند لمس کردن قرآن گناه کرد

با یک نگاه دشمن خود را در اوج رزم

هر قدْر کوه بود مُبَدَل به کاه کرد

مردان جنگجوی عرب را بدون جنگ

پلکی به هم رسانده و خلع سلاح کرد

قبل از ورود شمر به گودال در وداع

روز حسین را علی اکبر سیاه کرد

برگشت با بهانه ی لب تشنگی ولی

در اصل شاهزاده تَرَحُم به شاه کرد

برگشت قطعه قطعه علی اکبر این چنین

یک دشت را برای تنش بارگاه کرد

*

تو آمدی علی بشود حاصل حسین

باشد سه جور آینه در منزل حسین

تلفیقی از نبوت محض وامامتی

ای شامل پیمبر و ای شامل حسین

آن سان که خلق گشت حسین از گِل علی

آمد پدید با تو علی از گِل حسین

تو آمدی که نام تو مشکل گشا شود

عشق به تو ولی بشود مشکل حسین

از بس که دوست داشت تورا٬ در مقام عشق

جان تو گشت هدیه ی ناقابل حسین

کشتی شکست خورده ی طوفان کربلاست

آنجا که پیکر تو شود ساحل حسین

قدِّ تو را وموی تو را و رخ تورا

هرکس که دید گفت امان از دل حسین

با هر تبسمت٬ نفست٬ راه رفتنت

قبل از سنان خودت شده ای قاتل حسین

بالای پیکر تو خودش را بروز داد

در های های گریه غم کامل حسین

از خیمه تا کنار تن قطعه قطعه ات

قدّش خمیده گشت در این فاصله حسین

بعد از تو خاک بر سر دنیا که می رود

بر روی نیزه ها سر یک قافله حسین

بعد از تو روبرو بشود تا صلات ظهر

با شمر وخولی و انس و حرمله حسین

*

برای گفتن از تو سخن نمی ماند

که روضه ات به دل انجمن نمی ماند

چه کرده است به اعضای دَرهَمَت شمشیر

که بر سیاهی زلفت شکن نمی ماند

علی نماند اگر از حسین٬ قاسم هم

به احتمال قوی از حسن نمی ماند

چنان میان تن دشت ارباً اربایی

که بر تنت اثر پیرهن نمی ماند

برای روضه شناسان اشاره ای کافی ست

تن تو آه میان کفن نمی ماند

مؤذنی که بگوید علی ولی الله

مُسَلَم است برایش دهن نمی ماند

میان این همه شمشیر ونیزه معلوم است

که عضو سالمی از این بدن نمی ماند

شاعر : مهدی رحیمی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روزی هـزار مرتبه شکرِخدا کـم است

شکرِ خدا که سینه پُر از مهرِ خاتم است

پیغمبـری که معنی سِلـمِ مُسَلّم است

فُلک وُفَلک فقط به همین شرط محکم است

محکم شده ستونِ زمین وُ زمان اگر....

دارد هوایِ عشقِ تو وُ مرتضی به سَر

زیباترین تَبَـلوُرِ ذاتِ خدا تویی

آئـینه یِ تمـام قَـدِ انبیاء تویی

ختم رُسُل حقیقت وُ روحِ دعا تویی

مکّه تویی مدینه تویی کربلا تویی

سردارِ کائِناتی وُ سر چشمه یِ حیات

الگویِ بندگـی خـدا اِهدناَ الصّراط

تا روزِ حَشر زحـمتِ ما گردنِ شماست

دنیا وُ دینِ ما به خدا عشقِ مصطفاست

تو کیستی مگر که مُـریدِ تو مرتضاست

عیدیِ جشنِ مَبعثِـتان حکم کربلاست

بُگـْذار رویِ شـانه یِ ما رایةُ الحسین

ما را بِـبَر تو از حرمت جَنـّةُ الحسین

دینِ خدایِ عَزَّوَجَل زیرِ دِیـْنِ توست

این ضربه هایِ قلبِ من از شور وُ شینِ توست

میزان علـیست فاتحِ بدر وُ حُنینِ توست

محشر تمامِ عرش به دستِ حسین توست

مِهر تو وُ حسینِ شما دینِ ما شده

ندبه سرودِ صحنِ تو وُ کربلا شده

حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : ماه رجب، مدح پیامبر، عید مبعث،
لینک های مرتبط :

گفتم بهار می رسد و می رسم به یار

آمد بهار و سَر نشد ایّامِ انتـظار

جان برلَبم رسیده و یارم نیامده

ای چشمِ تر به حال نَزارمْ بِبار زار

سال گذشته توشه یِ خوبی نداشتم

بر روی شانه ام شده تنها گناهْ بار

از حال وُ روزِ عاشق آلوده ات نپرس

بیچاره کرده است مرا دردِ اضطرار

با یک نگاه درد مرا می کنی دَوا

تنها گـُلم تو می رسی و می رسد بهار

آقا دلم شکسته بیا روضه ای بخوان

سر روی نیزه شد سرِ بازار سنگسار

پیش دو چشم عمّه یِ سادات می زدند

از روی بام سنگ به سرهای نِیْ سوار

حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : جمعه، ندبه ، مدح امام زمان، پایان سال، شروع سال جدید،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

اگر که گل رود از باغ ، باغبان چه کند ؟

وگر خزان برسد ، با غم نهان چه کند ؟

اگر که غنچه شود پرپر از غمش بلبل

نسوزد و نکند ناله و فغان چه کند ؟

زنی که یک پسر از دولت جهان دارد

به روز واقعه با ماتم جوان چه کند ؟

اگر که با غم او سازد و کنار آید

به دشت خاطره با قد کمان چه کند ؟

شنیده ام که زنی در کرببلا می گفت

پس از تو مادر رنجور و ناتوان چه کند ؟

عصای دست پدر بودی و شکستی حیف

پس از تو مانده که با داغ بی امان چه کند ؟

غم و غریبی و غربت کنار ، خون خدا

میان هلهله با خنجر زبان چه کند ؟

تو قطعه قطعه تر از لفظ اربا اربایی

برای شرح غمت مانده روضه خوان چه کند ؟

صریح سرخ سرت را چنین به خون آلود

به نیزه می برد اینگونه نیزه بان چه کند ؟

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات ، محرم، حضرت علی اکبر، داغ جوان، مجلس جوان، هشتم محرم،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 19 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

حق است قصه مرگ، رحمی به ما ندارد

محکوم بر فنائیم، انسان بقا ندارد

لبخند دلبران را، سیم و زرِ جهان را

بُگذار و بُگذر ای دوست، دنیا وفا ندارد

پیمانه چون سر آید، جان از بدن بر آید

تقدیر این چنین است، چون و چرا ندارد

تلخ است جان سپردن، سخت است وقت مُردن

پیک اجل چو آید، از تو اِبا ندارد

جسمت خوراک مور است، پایان راه گور است

این کالبد به جز قبر، در خاک جا ندارد

صحبت زیاد گفتی، زیر لحد چو خفتی

جز حرف حق در آنجا، چیزی بها ندارد

آن دو مَلک چو آیند، با تو سخن نمایند

نای تو آندم از ترس، دیگر نوا ندارد

بحث و کتاب حق است، یوم الحساب حق است

وای از کسی که عمرش، غیر از خطا ندارد

صاحب مقام و درویش ، هر کس که رفته با خویش

جز یک کفن نبرده، شاه و گدا ندارد

هر کس که در وطن رفت، پیچیده در کفن رفت

اما عزیز زهرا ، جز بوریا ندارد

عشق است روز آخر، پایینِ پای بی سر

عاشق مزار غیر از، کرببلا ندارد

امّید بر شفاعت، در صحنه قیامت

شیعه به جز اباالفضل، مشگل گشا ندارد

محمدقاجار





نوع مطلب :
برچسب ها : پندیات، مجلس ختم، مجلس مادر، مجلس پدر، چهلم، مجلس جوان،
لینک های مرتبط :

سوز مناجات تو پر کرده زمان را

آتش زده داغت دل هفت آسمان را

هرشب دعاگوی تمام خلق هستی

نفرین نکردی دشمن نامهربان را

بغضی نشسته در گلویت مثل حیدر

داری بخاطر درد خار و استخوان را

دربند هستی شیعیان آزاد باشند

زیرشکنجه میکشی بار گران را

شمع وجودت ذره ذره می شود آب

داری تحمل میکنی زخم زبان را

روح تو را دشنام ها آزرده کرده

فکری بکن مأمور های بددهان را

وا کرده پای ابن شاهک را به زندان

نفسی که تا گودال برده ساربان را

شکر خدا فردا نمی بیند عزیزت

روی لبان خشک تو خون روان را

دختر ندارد طاقت اینکه ببیند

هر صبح و شب بی حرمتی این و آن را

چشم حرامی سوی ناموست نیفتد

هرگز نبیند خنده ی شمر و سنان را

یا که زبانم لال در بین اجانب...

حتی نبیند سایه ی نامحرمان را!!

بر سینه ی تو رد پای چکمه ای نیست

از تو نمیگیرد سنان تاب و توان را

دیروز اما مرکب دشمن در آورد

زیر و بم تلخ صدای استخوان را

زخم لبان چاک چاکت یادت آورد

بزم شراب و ضربه های خیزران را

اصلا حسین کنج زندانی و با خود

کنج خرابه میبری مرثیه خوان را

بر روی نیزه هم شده برگرد امشب

آرام کن با خنده ای معصومه جان را

وحید کردلو





نوع مطلب :
برچسب ها : امام کاظم، شهادت موسی بن جعفر، شهادت امام کاظم، موسی بن جعفر، مدح موسی بن جعفر، رجب،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 فروردین 1397 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

زینب که بود ؟ واژه برایش نیامده

زینب که هست ؟ وقت ادایش نیامده

زینب چه کرد کار فقط کار مرتضاست

زینب چه گفت خطبه به پایش نیامده

زینب نه بلکه شیر اُحُد بانگ میزند

آری صدا شبیهِ صدایش نیامده

زینب چه داشت آنچه که زهرا ظهور داد

زینب چه خواست آه رسایش نیامده

تفسیری از حماسه‌ی شامش نگفته‌اند

شرحی برای کرببلایش نیامده

از خواهش حسین گرفتیم تا ابد

دستی به روی دستّ دعایش نیامده

عالم تمام حیرت محض است پیشِ او

چون او کسی به پیش خدایش نیامده

بویِ حسین داشت تمامیِ دستهاش

رنگی شبیهِ رنگِ حنایش نیامده

زینب شناسی است قیامِ امامِ عصر

باید به سوز گفت که جایش نیامده

در بِینِ روضه گریه‌ی عباس را ببین

باور مکن برای عزایش نیامده

پیراهن حسین در آغوش دارد و

با گریه گفت حیف عبایش نیامده

اُمِ‌وَهَب نشسته پَرَش را گرفته است

بالاسرش رُباب سرش را گرفته است

در فکرِ آب مانده و سایه نمی‌رود

در آفتاب مانده و سایه نمی‌رود

در آفتابِ شام کباب است رویِ او

حالا شبیهِ روی رُباب است رویِ او

حالا کنارِ او که رُباب است بچه نیست

حالا که کوزه‌ها پُر آب است بچه نیست

این لحظه‌های آخر و او رو به کربلاست

او رو به قبله است بگو رو به کربلاست

عباس تا که بود کسی سایه‌اش ندید

سی سال قامتش زن همسایه‌اش ندید

عباس را که داشت به محمل حجاب بود

گهواره‌ای کنارِ عروسش رُباب بود

عباس اگر که بود در آتش نمی‌دوید

با دختری کبود در آتش نمی‌دوید

خانم به نیزه زلف پریشان ندیده بود

بر رویِ ناقه محملِ عُریان ندیده بود

افسوس سایه‌ها سرِ خواهر نیامدند

از شش برادرش یکی از در نیامدند

یادش نرفته بغضِ پریشانی‌اش شکست

سر را که دید گوشه‌ی پیشانی‌اش شکست

یادش نرفته نوبتِ تزئینِ شهر بود

خانم سه روز معطل آذینِ شهر بود

اینجا شراب پُر شده در کاسه‌ها چرا

اینجا پُر است از همه رقاصه‌ها چرا

ای کاش سر به طشتِ طلایش نمی‌رسید

این ضربه‌هایِ چوب صدایش نمی‌رسید

در پیشِ عمه دخترکی ناتوان شکست

آنقدر زد که آخر سر خیزران شکست





نوع مطلب :
برچسب ها : رجب، وفات حضرت زینب، مدح حضرت زینب، محرم، عاشورا،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 33 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام:
به فضل خداوند منان و لطف اهلبیت علیهم السلام اشعاری را گردآوری میکنیم تا در رونق جلسات ائمه اطهار سلام الله علیهم به اندازه ذره ای سهیم باشیم.
ان شاءالله
مدیر وبلاگ : محمد اثنی عشری
مطالب اخیر
نظرسنجی
با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
احادیث ****** سخن بزرگان *****