مداحی و اشعار جدید - اثنی عشری
ترسم که شعر سنگ مزار من این شود* او هم جمال یوسف زهرا ندید و رفت

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست

در چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم

در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم

در بین سحرها – سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد

در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه

در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم

در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را

در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش

دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله

ما عبد نگاریم توکلت علی الله

ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند

در طرز شهادت شهدا فرق ندارند

کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد

این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند

ایام طفولیت تو عین بزرگی است

در معجزه، ایام خدا فرق ندارند

از رحمت تو دور نبودند،سیاهان

وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند

پایین سرسفره تو نیز چو بالاست

در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند

ما کار نداریم رضا یا که جوادی

در مذهب ما آینه ها فرق ندارند

تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی

یکبار دگر نیز محمد شده باشی

بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو

لب تشنه شدن ازمن و دریاشدن از تو

در راه عصای تو بیان کرد: امامی!

اعجاز عصا از تو و موسی شدن از تو

در مهد به اثبات خودت سعی نمودی

در کودکی ات این همه والا شدن از تو

چهل سال پدر – چشم به راه پسرش بود

حالا یکی یک دانه ی بابا شدن از تو

چشمان موفق به امید تو نشسته است

پس دست شفا از تو و بینا شدن از تو

تا زائر سرو قد و بالای تو باشد

جانم پسرم از پدر و پاشدن از تو

بگذار قدم های تو را خوب ببیند

در قامت تو جلوه ی محبوب ببیند

هستند کریمان دو عالم سرخوانت

یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست

هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود

وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است

هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید

صدبار نمی رفت به قربان زبانت!

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است

براین پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند

آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

یک روز می آید که می افتد بدن تو

لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان

در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا - دل یعقوب فدای ...

آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هرچند کلام تو در آواز شود گم

اما نزند هیچ کسی بر دهن تو





نوع مطلب :
برچسب ها : شهادت امام جواد، امام جواد، جواد الائمه، مدح امام جواد،
لینک های مرتبط :

خدا می خواست از سر رد کند این قوم طوفان را

به دستِ مرد دریایِ حوادث داد سکان را

نجات کشتی از گردابها، زحمت فراوان داشت

خدا خیرش دهد آن مرد را، پیر جماران را

نگاهش فجر صادق بود، فجرِ انقلاب نور

به پایان بُرد بعد سالها شام غریبان را

به امر او فرشته دیو را از شهر بیرون کرد

گواهی می دهد تاریخ رسوایی شیطان را

ازاین اعجاز بالاتر !؟ بهار آورد در بهمن

گرفت از چشمِ گندم زارها خوابِ زمستان را

صدایِ انفجار نور او لرزاند یکباره

قَطیف و قدس را، حتی بلندی های جولان را

هزاران شاه دید این مُلک، اما سیزده قرن ست

به رویِ چشم خود بگذاشته شاه خراسان را

شاعر: وحید قاسمی





نوع مطلب :
برچسب ها : انقلاب، دهه فجر، 22بهمن، بیست و دوم بهمن، شعر انقلابی،
لینک های مرتبط :

از تو دعوت می کنم آقا به این محفل بیا

می نشیند بر لـبم نام ابوفاضـل بیا

روضه یِ عباس می خوانم بیایی پیش ما

دست ها و مشـک را بردار از ساحـل بیا

بوسه بر دست بریده مثل قرآن می زنی

سـوره یِ ایثـار شد در علقمـه نازل بیا

چشم بر چشمی که شد چون کاسه ای خون دوختی

تیرِ دشمن خورده بر آن دیده و این دل بیا

تا عَلـَم افتاد در صحرا حرم شد نا امید

بعد از این باید نِشیند ناقه ای در گـِل بیا

گوشه یِ ویرانه جـای نازدانه می شود

عمـّه جانت می رود تا شام با قاتل بیا

روی نیزه یا طَبق هرجا که باشد دیدنیست...

حق شناسی را ببین در عصمت کامل بیا

زینبِ کـبراست آری معنی ایثار و صبر

کربلا با خطبه یِ او می دهد حاصل بیا

حسین ایمانی





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، تاسوعا، قمر بنی هاشم، شهادت حضرت ابوالفضل، عاشورا، امام زمان، مناجات با امام زمان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 18 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

قصد رفتن کرده ای بانو ، به حیدر رحم کن

بی تو زهرا : می شوم تنها ، به حیدر رحم کن

کاشف الکرب علی , غم را ز قلبم پاک کن
حمله ور گردد به من غم ها ، به حیدر رحم کن

کار من زار است , بعد از رفتن تو , زار تر
کاش امروزت شود فردا ، به حیدر رحم کن

کاش می ماندی و بهتر می شدی بیمار من
می کشم خجلت من از طاها ، به حیدر رحم کن

مادر آب و گل و مهر و مه و ائینه ها
ای دلیل خلقت دنیا ، به حیدر رحم کن

التماست می کنم زود است از پیشم مرو
چشم من از اشک شد دریا ، به حیدر رحم کن

می کنی پنهان ز من پهلو و دست خویش را
چهره خود را مکن اخفا ، به حیدر رحم کن

خنده خود را مکن از من دریغ ای مهربان
با سکوتت می کشی من را ، به حیدر رحم کن

من به شوق دیدن تو زنده ام ای عمر من
من نخواهم بی تو این جان را ، به حیدر رحم کن

من گدای چشم تو هستم نگاه از من مگیر
با نگاهت می شوم احیا ، به حیدر رحم کن

فاتح قلب علی چشمان خود را باز کن
شاد کن فتاح خیبر را ، به حیدر رحم کن

بسته شد راه نجاتم خورده بر کارم گره
عقده از کار علی بگشا ، به حیدر رحم کن

ثروت حیدر تو هستی ، بی تو می گردم فقیر
هستی من می رود یغما ، به حیدر رحم کن

در میان سینه بند امد نفس , ای هم نفس
محتضر هستم ، ندارم نا ، به حیدر رحم کن

رفتنت اغاز ویرانی است ، زهرا جان بمان
بی تو می افتد علی از پا ، به حیدر رحم کن

بچه های ما صغیرند و به تو وابسته اند
قصد رفتن کرده ای حالا ، به حیدر رحم کن

تو عقاب قله قافی و جایت آسمان
نیست بستر عرصه عنقا ، به حیدر رحم کن

جای حوریه به زیر خاکهای سرد نیست
در لحد زهرا مکن مأوا ، به حیدر رحم کن

خانه بی زهرا چو زندان است و من زندانی ام
بار الها باز کن در را ، به حیدر رحم کن

سیرم از این زندگی , بیزارم از این شهر شوم
عزم رفتن دارم از اینجا ، به حیدر رحم کن

(محسن مقدادی)





نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، شهادت حضرت زهرا، رمضان، شهادت حضرت فاطمه، حضرت فاطمه، حضرت زهرا،
لینک های مرتبط :

فاطمیه همچو عاشورای ماست

نام زهرا اسم رمز کربلاست

فاطمیه لحظه هایش یک به یک

با صفا اما حزین و غم فزاست

فاطمیه هر دلی را پَر دهد

فاطمیه رمز عشق قلب هاست

فاطمیه اشک ها را خون کند

فاطمیه آیه ی رنج و بلاست

تا بیاید ناله ی زهرا به گوش

فاطمیه تا ابد یوم العزاست

فاطمیون از غمش دم می زنند

هر دلی بر داغ زهرا مبتلاست

داغ زهرا غصه ی جاوید ما

اولین و آخرین غم از خداست

فاطمیون تا شهادت می روند

راه عشاق از ازل بس آشناست

خیمه ها از درب خانه سوخته

هیزمِ آن آتش از قوم دغاست

شد حسینِ او اگر خد التریب

چادر خاکی شروع ماجراست

گر جمال او شده شیب الخضیب

خونِ روی گوشواره بر ملاست

ناله ی مادر پسِ دیوار و در

ناله ی نی در نوای نینواست

ماتم زهرا شروع رنج ها

ابتدای داغ عاشورای ماست

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، مدح حضرت فاطمه، شهادت حضرت زهرا،
لینک های مرتبط :

راه دادی و مرا دادی خجالت مثل قبل

دست من آخر رساندی برگ دعوت مثل قبل

مثل هرسال آمدم.. دارم به تو رو میزنم
باز کن آغوش خود را با محبت مثل قبل

غصه ام تنها رضایتمندی تو از من است
راحتم کن پس به اعلام رضایت مثل قبل

باز با پیراهن مشکی صدایت می زنم
تا که دستم را بگیری بین هیئت مثل قبل

چشم من در روضه ها مانند کوثر میشود
فاطمه بر قلب هرکس داده رقّت مثل قبل

اشک ما را فاطمه با دست هایش پاک کرد
مادری کرده به مشتی بی لیاقت مثل قبل

خاک پای مادرم را من به چشمم می کشم
تا بگیرد اشک من در روضه برکت مثل قبل

پیش زهرا که نبودم ، پس به پای مادرم...
می زنم من بوسه مِن باب عبادت مثل قبل

هر که اینجا نوکری کرده خیالش راحت است
چون که زهرا می دهد قول شفاعت مثل قبل

سینه ام با آتش در سوخته در روضه ها
از درونم آمده بالا حرارت مثل قبل

محمد سعید طالبی





نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، مدح حضرت زهرا، شهادت حضرت زهرا، شهادت حضرت فاطمه،
لینک های مرتبط :

در زمین و آسمان ها خیمه شادی به پاست

مٱذنه تا مٱذنه لبریز عطر ربناست

ذکر تعجیل قنوت استجابت آمده

سائلان مژده که حاجات همه امشب رواست

زینت گلخانه ی مولا شکوفا گشته و...

بیت حیدر با شمیم بنت زهرا آشناست

کهنه زخمی که میان سینه ها مانده هنوز

با صدور نسخه ی تکمیلی زینب دواست

معجزه در بین چشمانش تلاطم می کند

خاک با فیض نگاه دختر زهرا طلاست

نام زینب پنج نقطه نور ساطع می کند

یعنی ابن بانو خودش تلفیقی از آل عباست

در شب میلاد غرق رحمت اخت الحسین

بانی عیدی ما قطعا خود خون خداست

بانویی که سفره ی الطاف خود را پهن کرد

خانه ی دل را برای عشق پاکش رهن کرد

با وجود او غم و غصه به آخر می رسد

لطف مادر بیشتر از سوی دختر می رسد

ماهمه از سایلان فیض عام زینبیم

رزق ما از سفره ی بانو مکرر می رسد

دم به دم مشمول لطف دختر زهرا شود

سایلی که خاضعانه پشت این در می رسد

زودتر با دست پر از پیش زینب می رود

محضر او هر کسی با دیده ای تر می رسد

هیبت والای رفتارش به زهرا رفته است

واژه واژه از کلامش عطر مادر می رسد

ذوالفقار خطبه هایش باز قلع و قمع کرد

تا به میدان می رسد انگار حیدر می رسد

مطمینم در شلوغی های روز واقعه

چادر بانو به داد اهل محشر می رسد

مایه ی آرامش جان و دل بی تاب ماست

آسمان ها خاک پای خواهر ارباب ماست

از ازل دستان این سایل دخیل زینب است

تا ابد محتاج لطف بی بدیل زینب است

هر کسی که شد حسینی مطمینا شاکرِ

نغمه ی انا هدیناه السبیل زینب است

اولین گلبانوی دامان زهرا و علی

دومین زهرای این قوم و قبیله زینب است

هرکسی با نام زیبای کسی مٱنوس شد

بر لبان ما فقط ذکر اصیل زینب است

انتظام شعر های دفتر اشعار من

متشکل از همان فرم شکیل زینب است

کوثر کوثر کویر عشق را سیراب کرد

ساغر ما جرعه ای از سلسبیل زینب است

.....

در میان روضه های جانگداز کربلا

گریه هایم نذر آقای قتیل زینب است

هرشب جمعه به یاد روضه های خواهری

گریه می بارم به یاد لحظه های آخری....

که برادر جان من افتاده ای از پا چرا؟؟

مانده ای تنها میان دشتی از غم ها چرا؟؟

تکیه بر نیزه مزن ای تکیه گاه زینبین

روی خاک افتاده ای اینگونه بی سقا چرا؟؟

می روی و خیمه ها می ماند و لشکرکشی...

بی تو من می مانم و این قوم بی پروا چرا؟!

بعد از این پنجاه سالی که کنارم بوده ای

می زنی حرف از جدایی با منِ تنها چرا؟؟

از سر تلّ با دوچشم خیسِ دریا دیده ام

بین گودال عطش..از خون تو...دریاچه را

آنقدر با چشم های نیمه باز خود مگو

"آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟؟"

زینت دوش نبی روی زمین جان می دهی

پاره پاره پیکرت پاشیده در صحرا چرا؟؟

وای اگر در روزهای پر خطر زینب نبود

"کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود"





نوع مطلب :
برچسب ها : ولادت حضرت زینب، حضرت زینب، روز پرستار، مدح حضرت زینب،
لینک های مرتبط :

حسرت روز و شبم روی شما را دیدن

چند دوری به مدارِ سرتان چرخیدن

وسط گریه‌ی این وصل کمی خندیدن

پوزه را بر سر خاک قدمت مالیدن

چه شود اینکه گدا هم به نوایی برسد؟!

به روی صورت ما زلف رهایی برسد

اینکه یک عمر نبینم رخ یارم سخت است

بی‌خبر بودنِ از حال نگارم سخت است

سر روی زانوی غربت بگذارم سخت است

جز تو مردم بنشینند کنارم سخت است

یا که می‌میرم و جسم و کفنم می‌پوسد

یا که روزی لب من پای تو را می‌بوسد

آشنای دل ویرانه‌ی من تنها تو

پس مصفی شدن کلبه‌ی این دل با تو

دل نبستم به کسی جان خودم الا تو

سائلم...بی‌سر و پایم به خدا اما تو

شهریاری و فقط "عادتکم احسان" است

شرح این جمله خودش چند سری دیوان است

ای که دریای کرم، معدن حکمت هستی

صاحب تیغ دوسر صاحب شوکت هستی

دو جهان واسطه ی بارش رحمت هستی

در سیاهی زمان راه سعادت هستی

راه گم کرده‌ام ای شاه بیا کاری کن

من پناهنده شدم... باز مرا یاری کن

به رسولی که شد از غصه لبالب سوگند

به نواهای علی در دل هرشب سوگند

به قد فاطمه که گشت مورّب سوگند

به پریشانی و حیرانی زینب سوگند

منجی آخر هر بی سر و سامان برگرد

یوسف فاطمه بر مردم کنعان برگرد

شاعر:محمد جواد شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان، جمعه، صبح جمعه، غروب جمعه، شب جمعه، نیمه شعبان، مناجات با امام زمان،
لینک های مرتبط :

عاقبت هجرت ازاین دار فنا باید نمود

ترک اینک دنیا به مثل انبیا بایدنمود

بر اساس آیه انا الیه راجعون

جان خود تسلیم ذات کبریا باید نمود

نیست این دنیا محل ماندن خلق بشر

چون اجل آید سفر بهر بقا باید نمود

ای برادر تا به کی باشی تو در خواب گران

فکر رفتن زین جهان و زین سرا باید نمود

توشه این ره بود تقوا و پاکی عمل

اجتناب از هرگناه و هرخطا باید نمود

ما نداریم شافعی غیر از علی وآل او

رو بسوی درگه آل عبا باید نمود

سائل ارخواهی نجات یابی تو در روز حساب

بندگی و طاعت ذات خدا باید نمود

حبیب الله زنگی آبادی(سائل)





نوع مطلب :
برچسب ها : مراسم ختم، پندیات، مراسم ختم پدر، مراسم ختم مادر، شب جمعه، شب قدر،
لینک های مرتبط :

سلام حُسنِ زمین و زمان...سلام حسین

سَرت سلامت و ماهِ رُخت تمام ، حسین !

چقدر دور سَرت آفتاب می گردد

ستاره ها همه محوِ تو صبح و شام... حسین!

تو سَروَری و عجب نیست پیشِ پای سَرت

بِایستند درختان به احترام، حسین

سَرت به نیزه بلند است در برابرِ من...

چنان بلند، که شد رَشکِ خاص و عام حسین

اسارتِ سَر و داغِ فراق و از طرفی

غمِ اهانتِ پس کوچه های شام ، حسین!

دلم که تنگ تر از دستِ مردمانِ شب است،

شکسته مثل سَرت بین ازدحام، حسین

خدا اگر بپذیرد، قشنگ خواهد شد

هرآنچه بر سَرم آمد در این قیام ، حسین

شاعر:عارفه دهقانی





نوع مطلب :
برچسب ها : شب جمعه، امام حسین، حضرت زینب، اسارت، محرم، عاشورا،
لینک های مرتبط :

عمریست که گریان ابالفضل و حسینیم

ما بی سر و سامان ابالفضل و حسینیم

گوییم به آوای جلی بر همه دنیا

ای قوم، مسلمان ابالفضل و حسینیم

تا اینکه مداوا بشود این دل پر زخم

ما در پی درمان ابالفضل و حسینیم

هر دل که پریشان شده دلداده ی یاریست

صد شکر پریشان ابالفضل و حسینیم

با یک نگه مادرتان در همه اوقات

بر سفره ی احسان ابالفضل و حسینیم

دیدیم که اشک غم او شست گناهان

ما در یم غفران ابالفضل و حسینیم

در مشهد سلطان همه در کرببلایم

زوار خراسان ابالفضل و حسینیم

ای کاش ببینیم که در یک شب جمعه

ما زائر و مهمان ابالفضل و حسینیم

ما سینه زنان ، لطمه زنان ، مویه کنانِ

کام و لب عطشان ابالفضل و حسینیم

شاعر :ناصر شهریاری





نوع مطلب :
برچسب ها : شب جمعه، محرم، عاشورا، امام حسین، تاسوعا،
لینک های مرتبط :

دوباره عطر حضورت، دلا رو دیونه کرده کجایی آقا جون

به این امید میام اینجا،که گفته بودی تو روضه میایی آقا جون

آرزومه تو روضه ها براتمو امضا کنی

دل غریب و خستمو راهی کربلا کنی

بهشت ما تو روضه ها ست کربلای ما هیأته

پیرهن مشکیمو ببین این هدیه مادرته

میخونیم، تو هیأت، دعای اَمَّن یُجیب

که باشیم برا تو شبیه حُر و حبیب

آقا برامون دعا کن توی نمازای شبت

به پای تو شهید بشم به جون عمه زینبت

یه عمره،با گریه،تو رو صدا کردیم

برای ظهورت خدا خدا کردیم

بند دوم

دعای هر شبمونه الهی نَشکُو اِلیکَ غَیبةَ مولانا

دلا رو دیونه کردی وقتشه که برگردی به خاطر زهرا

آقا بیا که مادرت بی قرار حسینشه

بیا که پای دشمنا دیگه به خیمه وا نشه

آقا نذار زینبت و باز به اسارت ببرن

تو روضه، با گریه، می گیم حسین جانم

حسین جان، حسین جان، حسین حسین جانم

شاعر: زینب اثنی عشری





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، دم پایانی هیأت، عاشورا، امام زمان، نوحه،
لینک های مرتبط :

کیست زینب؟ واله و شیدای حق

هم چو مادر، عصمت کبرای حق

کیست زینب؟ بنت زهرای بتول

دخت حیدر، پاره قلب رسول

در بیان و علم و حکمت بی نظیر

مثل او دیگر نبیند چرخ پیر

زینب است این، دختر شیرخداست

قهرمان داستان کربلاست

زینب است این، یاردیرین حسین

زینب است این، جان شیرین حسین

زینب است این چون علی شیرین کلام

زینب است این ماه سرگردان شام

شد اسیرو پیک آزادی هم اوست

شد غمین و غمزُدای عالم اوست

گرچه در ظاهر پریشان گشته است

چرخ در فرمان این سرگشته است

از غمش در آسمانها گفتگوست

خاکیان را نام زینب آبروست

داد خواه خون مظلومان شده

از بیانش ظلم بی بنیان شده

تا حسانا عالم هستی بپاست

نطق زینب منعکس در گوش هاست

شاعر : حبیب الله چایچیان





نوع مطلب :
برچسب ها : ولادت حضرت زینب، مدح حضرت زینب، حضرت زینب، سرود ولادت حضرت زینب،
لینک های مرتبط :

اکثر اوقات دختر مثل مادر می شود

ارث مادر عاقبت از آنِ دختر می شود

حضرت زهرا اگر انسیة الحورا بود

دختر از این حیث با مادر برابر می شود

عطر یاس و بوی سیب آمیخته با نام او

با حضورش خانه ی حیدر معطر می شود

از دو دریا لؤلؤ و مرجان فقط حاصل نشد

آبشار صبر را سرچشمه کوثر می شود

نام زینب تا گره خوردست با نام حسین

عشق تفسیری از این خواهر برادر می شود

شمه ای از داستان عشق شور انگیزشان

از همه افسانه های عاشقی سر می شود

احسن الحال همه عشاق با امضای اوست

او بخواهد کربلای ما مقدر می شود

ذوالبیان ارثیه ی بابا برای دختر است

با همین ارثیه او در کوفه حیدر میشود

در دفاعِ از حرم عباس درسی داده است

نیزه میگوید فقط این کار با سر می شود

تار و پود چادر مادر اگر خاکی شده

سهم دختر نقش آتش روی معجر می شود

آخر هر روضه و مدحی که از دختر شده

یاد مادر میکنند و صحبت از در می شود

شاعر:سیدحسن رستگار





نوع مطلب :
برچسب ها : ولادت حضرت زینب، مدح حضرت زینب، حضرت زینب، سرود ولادت حضرت زینب،
لینک های مرتبط :

سلام خواهر قرآن، سلام دختر دین

سلام مادر عصمت، سُلاله یاسین

سلام دختر طاها و نور و طور، سلام
سلام ای گهرِ هفت بَحـر نور، سلام

تو وارث شرف و احتـرام فـاطمه‌ای
تو دختِ موسیِ کاظم تمام فاطمه‌ای

عجیب نیست که بابا به تو سلام کند
و یـا امـام رضـا در بـرت قیـام کند

تو پـاره‌ای ز تـن پاک احمدی، بانو
تـو مــادرِ قُــمِ آل محمّـدی، بـانو

حریـم تـو حـرمِ یازده امام هُداست
مزار گمشده فاطمه در آن پیداست

به حُرمت حَرَمت انبیـا قیـام کنند
زیــارتِ حــرمِ یــازده امـام کنند

تـو چـون امـام رضـا دُرّ هفـت دریایی
بـه چشم آل محمــد همیشـه زهــرایی

سزد که اهل سماوات، خاک پات شوند
خوش آمدی به قم،ای اهل قم، فدات شوند

خوش آمدی بـه دیار قـم، عمـه سادات
قـدم قدم به قدومت ز اهل قم صلوات

به این مقام و به این شوکت و به این اجلال
سـزد امـام رضــا آیـدت بـه استقبـال

عجـب نبــود اگــر بُــود از ره تجلیـل
زمـامِ ناقــه تــو روی دوشِ جبـرائیل

عجب نبـود کــه آن روز از فـراز فلک
به خـاک‌ بوسیَت آیند، فـوج فـوجِ ملک

عجب نبـود کـه گوینـد اهل قم، یکسر
که گشته حضرت صــدّیقه وارد محشر

عجب نه اهـل قـم ار افتخـار می‌کردند
به جـای شـاخه گل، سر نثار می‌کردند

زنان شهـر قـم از هـر طرف، مقـابل تو
ز روی بـام فشاندنـد گـل به محمل تو

ز نـاقـه‌ات همگـی احتـرام مـی‌کردند
نهـاده دست به سینه، سلام می‌کردند

به احترام تو قم شاخه شاخه گل آورد
جنـایت و ستـم شــام را تـلافی کرد

به محفلِ تو فشاندند اشک، جای گلاب
زدند ناله که زینب کجا و بـزم شراب؟

به هـر قـدم صلـواتت نثـار می‌کردند
تو را به خانه «موسی‌بن‌خزرج» آوردند

به بند ناقه تو، دسته دسته چنگ زدند
ولی به محمل زینب ز بام، سنگ زدند

قسم به عـزّت تو، ای به مقدمِ تو درود
که جای عمـه سـادات در خرابه نبود

به سوی عمه تو شامیان چو رو کردند
به جای گل، سرِ نی، هیجده سر آوردند

به اجر این ‌همه عرضِ ادب، کرامت کن
به روز حشر، تو از اهل قم، شفاعت کن





نوع مطلب :
برچسب ها : مدح حضرت معصومه، حضرت معصومه، شهادت حضرت معصومه، ربیع الاول، ورود حضرت معصومه،
لینک های مرتبط :

(اجرا شده توسط حاج مهدی رسولی)

ما دستمان در دست مولای شهید است

ما قلبمان خلوتگه و جای شهید است

بوی بصیرت میدهد باغ شهادت

نور خداوندی به سیمای شهید است

ما رو سفیدیم اما سیه پوش

خون شهیدان بر دوش سر دوش

چشمانمان محو تماشای شهید است

گوییم باهم لبیک علمدار

بروح بدم لبیک علمدار

⁣با رهبر محبوبمان ما عهد بستیم

همراه آقا هر زمان در صحنه هستیم

ما با خروش حیدری در کل عالم

کبر و غرور بت پرستان را شکستیم

سر با امام و دل با حسین است

فرمان حمله یک یا حسین است

با مشرکان گو ما همه یکتا پرستیم

گوییم باهم لبیک علمدار

بروح بدم لبیک علمدار

ما از خطر در آزمون باکی نداریم

در سنگر آزادگی وحدت شعاریم

ز امر امام انقلابی سر نپیچیم

جانان سلامت باد و ما جان میسپاریم

تا زنده دین و قرآن بماند

پاینده باید ایران بماند

در راه عزت ما همیشه پاسداریم

گوییم باهم لبیک علمدار

بروح بدم لبیک علمدار

شاعر:استاد کلامی





نوع مطلب :
برچسب ها : محرم، نوحه،
لینک های مرتبط :

لحظات مناجات فقط مشغله دارم

خیلی سرِ نفسم عوضش حوصله دارم

یک بار نشد تا که شکایت کنم از خود

تنها فقط از دست بقیه گله دارم

بهر منِ دنیا زده پرواز محال است

این گونه که بر بال و پرم سلسله دارم

من را چه شده یاد قیامت نمی افتم؟

با این همه ترسی که ز یک زلزله دارم

در خوابم و یک لحظه نشد تا که بفهمم

با یوسف زهرا چقدر فاصله دارم

محمدجواد شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها : جمعه، شب جمعه، امام زمان، شعبان، پندیات، مراسم ختم، مراسم ترحیم،
لینک های مرتبط :

اشکم دو چشمه بر لب مژگان درست کرد

در خشکسالِ عاطفه باران درست کرد

بشکن دل مرا که شکایت نمی کنم

کار مرا همین دل ویران درست کرد

حالم گرفته بود و دلم غرق خون ولی

حال مرا نوایِ "حسن جان" درست کرد

کاری که با رکوع و سجود و دعا نشد

آخر توسلِ به کریمان درست کرد

شک داشتم به سینه که برهان نظم چیست؟

زلف نگار در دلم ایمان درست کرد

حق است خالقی که برای عِباد خویش

شاهی ز نسل شاه خراسان درست کرد

در حیرتم چه کرد دو چشمش که اینچنین

از مرغ لال، مرغ غزل خوان درست کرد

دستی به روی سینه ی گمراه من کشید

از کفر محض عبد پشیمان درست کرد

روی لبم رسید نوای حسن حسن

در هر تپش...به هر نفس و دم زدن حسن

دل دل کنان رسیده ام اما نمی روم

با جام خالی از لب دریا نمی روم

با صد امید آمده ام سمت سامرا

میخانه دایر است به صحرا نمی روم

از پای سفره های حسن های اهل بیت

عالَم اگر زنند بفرما... نمی روم

آلوده اش شدم که شفاعت کند مرا

بیهوده سمت توبه و تقوا نمی روم

در دوزخِ فراق بسوزم مرا خوش است

بی دردِ عشق، جنتُ الاعلی نمی روم

کهفُ الوریٰ حسن، شب احیای من حسن

بی مهر دوست مجلس احیا نمی روم

خود را کشانده ام به در خانه ی کریم

سنگم زنند هم من از این جا نمی روم

امشب به دور خال لبش چرخ می زنم

فردا طواف چشم، جداگانه می روم

وقتش رسیده است، عجب محشری شده است

میلاد حضرت حسن عسکری شده است

محمد جواد شیرازی





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الثانی، ولادت امام حسن عسکری، ولادت امام عسکری، مدح امام عسکری،
لینک های مرتبط :

عرض حاجت با تو دارم یا امام عسگری

ای خدایت داده بر خلق دو عالم برتری

ای گدایت را به خیل شهریاران سروری

خاک پایت زُهره و خورشید و ماه و مشتری

ناز دارد خادمت بر رتبه ی پیغمبری

ماه رویت احمدّی و تیغ نطقت حیدری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری...

ای چراغ تابناک حُسن حیّ ذوالجلال

یافته خورشید گردون از تجلاّیت کمال

تا ابد ماه ربیع الثّانیت محو جمال

ماه حُسنت بی قرین و مهر رویت بی زوال

آفتاب طلعتت را تا ابد روشنگری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری...

دل اگر سینه بود طور تجلاّیش تویی

موسی ار آوای حق بشنید آوایش تویی

کیستم من آن عبدی که مولایش تویی

آخرین دُرّ خدا مهدی است دریایش توئی

آنکه بر عیسی کند روز ظهورش سروری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری

خطّ حَسن، خالت حَسن، خُلقت حَسن، خویت حَسن

پای تا سر حُسن در حُسن و گل رویت حَسن

کُنیه ات ابن الرّضا و نام نیکویت حَسن

موی و روی و قدّ و خدّ و چشم و ابرویت حَسن

حُسن ها گشتند در بازار حُسنت مشتری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری...

هم تویی آیینه ی حسن خدای ذوالمنن

هم تویی در چارده وجه خدا دوّم حَسن

هم دهم مولای عالم بر جمالت بوسه زن

هم به جسم سامره جان می دهی از فیض تن

هم به عالم می کند فیض تو سایه گستری

عید میلادت مبارک یا امام عسکری...

غلامرضا سازگار





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الثانی، ولادت امام عسکری، مدح امام عسکری، امام حسن عسکری،
لینک های مرتبط :

می‌روی ! باشد برو ، اما کمی آرامتر

می‌گذاری روی اشکم پا ، کمی آرامتر

می‌شِناسم اشتیاق چشم هایت را ، نَمان

پس برو اصلا ، ولی حالا کمی آرامتر

ذره ای از کوه صبرت را به زینب هم بده

تا بگیرد خواهرت تنها کمی آرامتر

صخره ی صبرم شکست از موج های رفتنت

رحم کن ای حضرت دریا ، کمی آرامتر

رحم کن بر خواهرت ، بر این زنان و کودکان

پس دل خود را بکَن از ما ، کمی آرامتر

ذوالجناحت گریه کرد از سوز آه دخترت

لحظه‌ای که گفت ، "ای بابا کمی آرامتر"

از نفس افتاده‌ام ، پشت سرت را هم ببین

می‌دَوَم با "مهلاً و مهلا" ... کمی آرامتر

من امانت‌دارِ یک بوسه به حلقوم توام

بوسه‌ای از مادرم زهرا ، کمی آرامتر

مادرم وقتی که پیراهن برایت بافت ، گفت :

کاش وقتی می‌رود یغما ... کمی آرامتر

لااقل این دو وصیت یک بهانه شد که تو

دیرتر از من بِبُرّی یا کمی آرامتر

من که می‌دانم تهِ این جاده یک گودال ، هست

تو که آخر می‌روی آنجا ، کمی آرامتر !!

ساعتی دیگر به روی سینه‌ی تو قاتل است

می‌بُرید ای کاش ، حنجر را کمی آرامتر

آه ، حالا با تو هستم ، صبحِ فردا با سنان

می‌رسید ای کاش ، این فردا کمی آرامتر

آفتابم هستی و دارد غروبت می‌رسد

ای غروبِ روزِ عاشورا ... کمی آرامتر !!

رضا قاسمی





نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، رمضان، مدح حضرت فاطمه، شهادت حضرت زهرا،
لینک های مرتبط :

شب یلدایم اگر با تو سپر شد یلداست

یا اگر این شب من باتو سحر شد یلداست

ما که عمری زده ایم دم زِ فراق تو، اگر..

بعد از این شام سیه خَتمِ سفر شد یلداست

ما که خود چله نشین تو شدیم آقاجان

این شب چله اگر از تو خبر شد یلداست

شب نشینی و کنار دِگران خوب اما..

با تو و عشق تو گر جمله به سر شد یلداست

ای خدایِ کرم و جود و محبت مهدی(عج)

از کرم، بر من اگر از تو نظر شد یلداست

همچنان آل علی در خطر تهدیداند

آن دمی که زِ شما دفع خطر شد یلداست

چون شهیدان تو ای شَهدِ شهادت نوشان..

سینه ام گر به دفاع از تو سپر شد یلداست

حرف آخر، اگر این چشم من ای صاحب اشک..

امشبی بَهرِ غَمِ جَدّ تو تَر شد یلداست... ‌





نوع مطلب :
برچسب ها : شب یلدا، یلدا،
لینک های مرتبط :

روزگاران همه را در شب یلدا ماندیم

در تب حسرت و در تاب تمنّا ماندیم

تا شنیدیم تویی منجی و خواهی آمد

به مناجات نشستیم و به نجوا ماندیم

بر سر جادّه، سجّاده ی صبر افکندیم

چشم بر کعبه ی موعود به صحرا ماندیم

با دعا بر تو همه روزه نمازی داریم

روی بر قبله ی رویت به مصلّا ماندیم

«رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد

ما به قربان تو رفتیم و همان جا ماندیم»

تو همانی که همه نور و حضوریّ و ظهور

ما همانیم که در غیبت کبری ماندیم

عجب این نیست شکیباییمان را ببرد

عجب این است به هجر تو شکیبا ماندیم

در فراق تو دریغا! که غزل کم گفتیم

وَ اگر هم که سرودیم، در آن وا ماندیم

واژه ها در صف توصیف شما مانده و ما

آه! از قافله ی قافیه ها جا ماندیم

جواد هاشمی تربت





نوع مطلب :
برچسب ها : شب یلدا، امام زمان، مدح امام زمان،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 29 آذر 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

عاشقان را امیر کیست_حسین

خلق را دستگیر کیست_حسین

من سراج المنیر می خواهم

این سراج المنیر کیست_حسین

آنکه شد پیشتر ز خلقت دل

دل به عشقش اسیر کیست_حسین

همه جا با دلم بود همراه

قَبُرهُ فی قلوب مَن والاه

کیست این؟ کشتی نجات من است

حجّ من صوم من صلوة من است

عشق من روح من ولایت من

نوح من خضر من حیات من است

پیش عفوش سبکتر از کاهی

کوه سنگین سیّآت من است

به تولاّی او دمم دادند

عزّت هر دو عالمم دادند

اینکه در هر دلی اقامت اوست

به کرامت قسم کرامت اوست

اقتدار نبوّت و توحید

هر دو در سایۀ امامت اوست

به قیامت چه کار دارم من

لحظه هایم همه قیامت اوست

جنّت و هر چه هست در کویش

همه قربان تارِ یک مویش

ای حسین ای تمام آیینم

آبرویم طریقتم دینم

جنّت لاله های امیّدم

همۀ لحظه های شیرینم

کلّ دنیا تمام آخرتم

عزّت و افتخار و تمکینم

رو سیاهم، بدم، گنه کارم

به همه گفته ام تو را دارم

آرزوی منی حسین حسین

ابروی منی حسین حسین

چه بگویم چه لب فرو بندم

گفتگوی منی حسین حسین

فکر من، ذکر من، عبادت من

های و هوی منی حسین حسین

تو از اوّل دل مرا بردی

همۀ حاصل مرا بردی

ای امید به خون نشستۀ من

نظری کن به حال خستۀ من

تیرگی از دلم به نور بشوی

روشنی ده به چشم بستۀ من

تا صدایت رسد به هر نسلی

از درون دل شکستۀ من

آشنا با غم شمایم کن

« میثمم » میثم شمایم کن

سالکان دستبوس و پا بستش

عارفان جرعه نوش و سر مستش

او ز هستی احمد هست زیرا

هستی احمد است از هستش

جز خدایی، قسم به ذات خدا

همۀ کارهاست در دستش

از کتاب اللّهت گر آگاهی ست

این مقام خلیفة اللّهی ست

اباعبدالله_حسین ثارالله

غلامرضا سازگار (میثم)





نوع مطلب :
برچسب ها : عاشورا، محرم، شب جمعه، شب قدر، مدح امام حسین، شهادت امام حسین،
لینک های مرتبط :

آقا منم! گدایِ قدیمیِ این دَرم

عمریست گِردِ كرب و بلایت كبوترم

خوبم شناختید منم بی حیا گدا

رزق از شما گرفتم و بر بام دیگرم

من آبروی نام شما برده ام ولی

گویند مردمان كه دراین خانه نوكرم

ای عاشقان صدای دلِ زار بشنوید

من از تمام خلق جهان بی وفاترم

من هجر یار دیده ام و زنده ام هنوز

این شرطِ عاشقی نَبُوَد خاك بر سرم

بیچاره عاشقی كه نرفته ست كربلا

بیچاره تر كسی كه نمرده ست در حرم

حق با شماست اذن وصالم نمی دهید

اما دگر كجا دل وامانده را برم

آقا مرا نگاه كنید گرچه با غضب

دستی به غیر دست شما نیست بر سرم

گر یك نفس زعمر من خسته مانده است

نام حسین می رسد از آهِ آخرم

مهدی بقایی





نوع مطلب :
برچسب ها : مناجات، شب جمعه، محرم، شب قدر، شعبان، مدح امام حسین، رمضان،
لینک های مرتبط :

می رسد روزی که می آید سواری از سفر

این شب هجران به پایان می رسد وقت سحر

بهترین تصویر اهل آسمانی ها تویی

آخرین امّید قلب جمکرانی ها تویی

جمعه ها جمعیّتی گریانِ سوز ندبه ها

با خبر هستی تو هم از حال و روز ندبه ها

کاش می شد که ببینم روی زیبای تو را

حسّ کنم یا لااقلّ گرمای رویای تو را

بی قرارم بی پناهم انتظاری خسته ام

عاشقم عاشق ترینم من به تو دلبسته ام

فاطمه س در انتظارت ای پر و بال علی ع

ای قیام تو قیامت قائم آل علی ع

در کویر آرزوها العَجَل‌باران شدم

در غروب ابری جمعه غزل‌باران شدم

می توان این روزهای بی کسی را ترک کرد

می توان با بودن تو کربلا را درک کرد

می رسی عطر خدا تا خانه ی دین می رسد

جمعه ای هم نوبت "فتح فلسطین" می رسد

آخرین خورشید دنیا عاقبت یک شب برس

با شهیدان دفاع از مرقد زینب س برس

الاَمان آقای من خطّ امان من تویی

العجل یابن الحسن عج آرام جان من تویی

اسماعیل شبرنگ





نوع مطلب :
برچسب ها : شعبان، نیمه شعبان، رمضان، امام زمان، شب جمعه، شب قدر، مدح امام زمان،
لینک های مرتبط :

زهرا شریک زندگی ات را رها مکن

خود را ز مرتضای غریبت جدا مکن

ای آفتاب خانه حیدر،کرم نما

جان علی، برای غروبت دعا مکن

پهلو شکسته ای تو،خودت را تکان نده

خود را به روی بستر خود جابجا مکن

برخیز ای توان علی چاره ای بجوی

خون بر دل شکسته شیرخدا مکن

اشکت به رخ مریز و پریشان مکن مرا

اینقدر پیش چشم حسینت بکا مکن

رحمی کن و مرو ز برم ،جان مرتضی

بر این غم فراق ، مرا مبتلا مکن

حالا که میروی بده قولی به مرتضی

تاخیر در رسیدنِ بر کربلا مکن

گر آمدی به کرب وبلا چشم خود بگیر

آنجا نگاه بر سر از تن جدا مکن

خب مادری،تحمل این صحنه مشکل است

اصلا نگاه بر تن با بوریا مکن

آتش گرفته خانه تو، شعله دیده ای!

دیگر نگاه بر شرر خیمه ها مکن

زهرا به روز حشر شفیع "غریب" باش

او را ز شیعیان و محبان جدا مکن

معین عبازاده (غریب)





نوع مطلب :
برچسب ها : فاطمیه، شب جمعه، محرم، عاشورا، رمضان، شهادت حضرت زهرا، شب قدر،
لینک های مرتبط :

بدون عشق دلسردم، کمی آقا نگاهم کن

سرا پا غصه و دردم، کمی آقا نگاهم کن

درختی بی ثمر هستم، برایت دردسر هستم
خزانم... شاخه ای زردم، کمی آقا نگاهم کن

نشستم با دو چشم تر ، خجالت می کشم دیگر
ازین طرزِ عملکردم، کمی آقا نگاهم کن

نکن قلب گدا را خون، نگو سائل برو بیرون
فقیرم... از همه طردم، کمی آقا نگاهم کن

ندارم بیم رسوایی، به امید تماشایی
دم میخانه می گردم، کمی آقا نگاهم کن

برای وصل جنت نه، وُفور ناز و نعمت نه
به عشقت نوکری کردم، کمی آقا نگاهم کن

ز هجرانت نمردم من، به دردت هم نخوردم من
فدای غربتت گردم، کمی آقا نگاهم کن

به سوز سینه ی زهرا، به آه زینب کبری
صدایت می زنم هر دم، کمی آقا نگاهم کن





نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان، شب جمعه، نیمه شعبان، فاطمیه، ایام فاطمیه، رمضان، محرم،
لینک های مرتبط :

رفتی و بعد ازتو دگر یاری ندارم

می بارم از داغت چو اَبرِ نوبهارم

بعد از چهل روز و چهل شب نور چشمم

ای کاش بودی تا ببینی حالِ زارم

آه ای عصای پیری ام ای باورمن

بین مادر غمدیده ات را سایه سارم

گفتی که راحت می شوم از بعد خدمت

راحت شدی ای شمع شب سوز مزارم

یک روز نه یک اربعین نه ای عزیزم

تاعمر دارم از غم تو سوگوارم

بهرتسلای دل حسرت کشیده

عکس تو راشبها گذارم درکنارم

سنگِ صبور من شده سنگ مزارت

از داغ تو مادرببین چه بی قرارم

تو اهل هیات بوده ای و اهل روضه

من هم تو را نزد اباالفضل می سپارم

درهر زمان که روضه خوان روضه بخواند

باروضه ی اکبر مثال خون ببارم

باحسرتِ کرببلا رفتی عزیزم

ناکام من ای مه جبینم گلعذارم

مجیدمرادزاده





نوع مطلب :
برچسب ها : مجلس ختم، مجلس ترحیم، مجلس جوان، چهلمین روز جوان، مجلس هفتم، جوان ناکام،
لینک های مرتبط :

امیرُالحق، امیرُالعشق، امیرُالمومنینی تو

خدایی یا بشر؟حیدر، نه آنی تو، نه اینی تو

تو را خواندند بی‌همتا و رقصیدند در آتش

علی! تقصیر اینان چیست؟ وقتی این‌ چُنینی تو

زبان شاعرانت میشوم، میپرسم ازخالق

چگونه آفریدت؟کاین‌چنین شورآفرینی تو

گواهی میدهد خاتم، که خاتم ‌بخشِ عشّاقی

الایاایهاالسّاقی! سخاوت رنگینی تو

من ازمیلاد تو درکعبه، ازمعراج، دانستم

علیِ آسمانها اوست، اعلای زمینی تو

تو را نفسِ نبی خواندند و حیرانم، غدیرخم

امیرست او امیری تو، امین ست او، امینی تو

من ازگمراهی بعضی به حیرت آمدم، آخر

گواهی داد حتی دشمنت، که بهترینی تو

فقط بر«لافتی اِلاّ علی»باید پناه آورد

چو با«لاسیف الاذوالفقارت درکمینی تو

درایمان و نبرد و هر فضیلت، اولین هستی

فقط در بازگشت از جنگ، حیدر،آخرینی تو

چه جای حیرت او بایدکه شیرکربلا باشد

اگر استاد پیکار یل ام‌البنینی تو

امیدت شاید از این چاه کندن، آه روزی بود

که از نخلی برای کوثرت، خرما بچینی تو

تو را با دستهای بسته میبردند و میپرسم

دلیل خلق عالم! پس چرا تنهاترینی تو؟

فراریهای خیبر پیش یک زن، نعره زن، اما

بمیرم فاتح خیبر! بلاگردان دینی تو

چه حکمتهاست در این قصه؟ای مولای نازک دل!

که هر روز این در و این کوچه را باید ببینی تو

«یَمین»را میشمارم،تا صدوده میرسم، یعنی

که معنای یمین، مولای اصحاب‌ُ الیَمینی تو

تو فاروقی، تو فرقانی، تو میثاقی، تو میزانی

صراط‌َالمستقیمی تو ،امام‌‌ المتّقینی تو

قسیمُ النّار و الجَنّت، امیرهیبت و غیرت

امانی تو امینی تو ،علی!حِصن حصینی تو

توشیرحق،توکراری، ولی‌‌الله و قهاری

درِعلم نبی و نفس ختم‌ المرسلینی تو

یداللهی و سیف‌الله، روح‌الله و سرّالله

امین‌اللهی ویَعسوبی وحبل‌المتینی تو

مع‌الحقی و وجه‌الله، نورالله و عین‌الله

چه می‌ماند دگر ازحق؟همین ست او همینی تو

همه یکسو تویی ساقی، تو در عین‌البقاباقی

علی عین‌الحیاتی تو ، علی عین‌الیقینی تو

خراب آباد شعر من کجا؟ نازقدمهایت؟

چرا اینگونه شاها! باگدایان مینشینی تو؟

قاسم صرافان





نوع مطلب :
برچسب ها : رمضان، شب قدر، سیزده رجب، مدح امیرالمومنین، مدح امام علی، شهادت امام علی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 آذر 1396 :: نویسنده : محمد اثنی عشری

چشم ملائک گرید ، در غم معصومه

پشت فلک خم شد در ، ماتم معصومه

شد غم معصومه ۲

کشته شده در غربت ، حضرت معصومه

با غم و درد و محنت ، حضرت معصومه

شد غم معصومه ۲

دردش شده رنج و غم و دوری برادر

در حسرت او آمده عمرش به سر آخر

چشمش به ره یار

با دیدهٔ خونبار

شد کشته ز هجران

حضرت معصومه ۲

فاطمه ی معصومه نایبة الزهراست

از وطنش دور است و شمع تک و تنهاست

نایبة الزهراست ۲

عمر کم او ارث از فاطمه زهراست

آیهٔ مظلومی از غربت او پیداست

نایبة الزهراست ۲

مظلومیتش آیت معصومیت اوست

عمر کم او آیت مظلومیت اوست

بانوی کرامت

دریای سخاوت

شد کشته ز هجران

حضرت معصومه ۲

روح کرامت ها یا حضرت معصومه

مظهر رحمت ها یا حضرت معصومه

حضرت معصومه ۲

گریم برای تو یا حضرت معصومه

جانم فدای تو یا حضرت معصومه

حضرت معصومه ۲

بانوی کریمه رود از غصه ز دنیا

گلواژهٔ غم رفته بر حضرت زهرا

بانوی غریبان

مظلومهٔ دوران

شد کشته ز هجران

حضرت معصومه ۲

محمد مبشری





نوع مطلب :
برچسب ها : ربیع الاول، حضرت معصومه، مدح حضرت معصومه، ورود حضرت معصومه، شهادت حضرت معصومه،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 32 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

با سلام:
به فضل خداوند منان و لطف اهلبیت علیهم السلام اشعاری را گردآوری میکنیم تا در رونق جلسات ائمه اطهار سلام الله علیهم به اندازه ذره ای سهیم باشیم.
ان شاءالله
مدیر وبلاگ : محمد اثنی عشری
مطالب اخیر
نظرسنجی
با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






با سلام: آیا از محتوای این مطالب راضی هستید؟؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
احادیث ****** سخن بزرگان *****